Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / دانستنی‌ها درباره شعر، نظم و نثر

دانستنی‌ها درباره شعر، نظم و نثر

فرق شعر و نظم

چنان‌چه گفته‌اند «شعر گره خوردگی عاطفه و تخیل است در زبان آهنگین» این گره ‌خوردگی عاطفه و تخیل در زبان آهنگین تنها در شعر مطرح است نه در نظم. نظم کلام موزون و مقفی است. هیچ‌گونه عناصری جز وزن عروضی و قافیه در آن به چشم نمی‌خورد، چرا که هدف در نظم، انتقال پیام در قالب خاصی (یعنی کلام موزون و مقفی) است.

هر شعری نظم نیست و هر نظمی هم شعر نیست. بعضی از شعرها نظم‌اند (موزون) و بعضی از (موزون‌ها) هم شعر.

 

Elite College
Aviron

 

در قدیم، هر کلامی که از وزن عروضی و قافیه برخوردار می‌بود، آن را شعر گفتند ولی فعلا، هر کلام موزون و مقفی را شعر نمی‌خوانند. زیرا برخی از اشعار نو به خصوص شعر سپید نه وزن دارد و نه قافیه ولی شعر هست و از طرفی، خیلی از کلام‌های موزون وجود دارد که از دید شاعران امروز، شعر محسوب نمی‌گردند.

 

فرق نظم و نثر

از تفاوت‌های شعر و نثر، تفاوت‌های نظم و نثر هم تا اندازه روشن شد. در این جا فقط به چند نکته دیگر اشاره می‌گردد:

۱. نظم همان نثر است با این فرق که کلام به صورت موزون و مقفی تکرار می‌گردد.

۲. در نظم، معانی در یک انسجام و نظم فکری و منطقی باهم پیوند می‌آید.

۳. در نثر هر گونه واژه‌ی امکان ره یافت دارد، اما نظم به دلیل تنگی وزن و قافیه و ساختار زبان هر واژه‌ی نمی‌تواند، راه خویش را به سوی آن باز نماید.

۴. پیروی از اسلوب دستوری در نظم حتمی نیست. ناظم می‌تواند بر اساس اختیاری که دارد، شکل دستوری زبان را برهم ریزد.

۵. در نظم، اجزای کلام بر قطعات متساوی، متفاوت و متوازن تقسیم می‌شوند ولی در نثر، اجزای کلام به اقتضای ترکیبات و قواعد زبانی و رابطه‌ی معنوی باهم پیوند می‌یابند.

 

نمونه‌های از تفاوت زبان در شعر قدیم و جدید

۱. شکستن کلمات: شاعران قدیم به ضرورت شعری و یا به عادت زبانی و لهجه‌ی، واژه‌ها را می‌شکستند و به آن صنعت تخفیف نام می‌نهادند، مانند این بیت:

گه از نهیبم گم شد بسان ماران پای

گهم زحرص برآمد همی چو موران پر

«مسعود سعد»

«گه» به جای «گاه» و «ز»، به جای «از» استعمال شده است. به جای «واز»، «وز»، به جای «چون»، «چو» استعمال می‌شد.

اما در اشعار کلاسیک جدید، همه‌ی کلمات مذکور به صورت کامل آن ذکر می‌شوند.

۲. حذف کلمات: در گذشته کلمات زیادی در شعر به صورت وفور به مشاهده می‌رسید که در عصر حاضر از رونق، باز افتاده‌اند مانند کلمات همی، اندر، مر، زهی و ….

همی رفتم شتابان در بیابان

همی کردم به یک منزل دو منزل

«منوچهری»

۳. فراموشی برخی از واژه‌ها: بعضی از کلماتی که در گذشته بسیار مورد استفاده قرار می‌گرفتند، اینک از چشم شاعران افتاده‌اند مانند می، لعل، پروین، بلبل، مغان، محتسب و ….

۴. جانشینی: برخی واژه‌ها، جای خویش را به کلمات دیگر داده‌اند مثل لوءلوء (مروارید)، فلک (آسمان)، زی (به سوی)، ناخوش (ناپسند) و….

۵. ترکیبات نو: از خصوصیت شعر کلاسیک در ادوار پیشین این بود که شاعران متأخر ترکیبات شاعران متقدم را تکرار می‌کردند در حالی که در شعر معاصر هر شاعری سعی می‌ورزد تا خود، ترکیب تازه‌ای بیافریند. هم‌چنان هر شاعر جزئی از ترکیبش را از اشیای ماحول خود بر می‌گزیند، اشیایی که قبلا نبودند یا اگر بودند مورد استفاده قرار نمی‌گرفتند. این مثال را از شعر امروز ببینید:

عمری به جست‌وجوی تو هر سو شتافتیم

ار چند کفش حوصله در پای ما نبود

 «عفیف باختری»

«کفش حوصله» ترکیبی است که در اشعار متقدمین راه نداشتند.

۶. استفاده از اصطلاحات عامیانه: در گذشته این امر معمول نبود اما امروز به عنوان یک صفت از آن استفاده به عمل می‌آید.

به طور کلی، شعر قدیم و جدید، بر اثر عواملی چون تغییر شرایط، محیط، اشیاء و زمان تفاوت‌های زیادی «هم از لحاظ زبان و هم از لحاظ محتوا پیدا کرده» که به عنوان مثال می‌توان از مواد ذیل نام برد:

استفاده از ترکیبات و اصطلاحات امروزین، بی‌قیدی در بهره‌گیری از واژه‌های نوین، داشتن موسیقی طبیعی، داشتن ابتکار و خلاقیت، رویکرد به زبان مردم، پیوسته‌گی عمودی، نبود مفاخره، هجو و مدح، طرح موضوعات متنوع و مختلف، توجه به مسایل سیاسی و اجتماعی، داشتن مخاطبان عام، روی آوری به معشوق زمینی.

منبع: آموزش شعر، اثر محمود جعفری، ناشر بنگاه انتشارات میوند کابل.

 

ادبیات افغان
حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

معرفی کتاب

نگاهی به امواج وحشی، مجموعه شعر

احمدشاه ازهر، بااستعداد، شاداب، مهربان، خوش طبع و دیگر این که عاشق بود! عاشق طبیعت، مردم، میهن و عواطف انسانی. با زبان مردم صحبت می کرد، ساده‌گی‌های شعرش بیانگر عشق،عواطف و احساسات اوست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار