Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست / داستان غم‌انگیز تونی و امیلی | یک روایت از بخش ویژه کبک در گزارش کمیته ملی| پرونده2
برندا لوکی رئیس پلیس ملی کانادا در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۸ به خاطر عملکرد ضعیف پلیس دربارهٔ زنان و دختران بومی عذرخواهی کرد.

داستان غم‌انگیز تونی و امیلی | یک روایت از بخش ویژه کبک در گزارش کمیته ملی| پرونده2

در این بخش، روایتی را می‌خوانیم که فرانسوآز Françoise از ناپدیدشدن برادر و خواهرش تونی و امیلی ژرمن تعریف کرده است. نام خانوادگی راویان در گزارش نیامده است. امیلی ژرمن و تونی بچه‌های آلفرد و هلن بودند. این خانواده از قبیله الگونکوئین، هفده فرزند داشت که یازده تا دختر و شش تا پسر بودند. به فاصلهٔ چند سال، امیلی و تونی پس از بستری شدن در بیمارستان ناپدید شدند.

 

در اواخر دههٔ 1950، این خانواده هنوز خارج شهر زندگی می‌کرد. یک روز تونی که کم‌تر از دو سال داشت، به دلیل ابتلا به ذات‌الریه به صورت اورژانسی با هواپیما به بیمارستان آموس Amos (شهرکی در غرب استان کبک) منتقل شد. پس از مدتی به مادر خانواده خبر دادند که پسرکش تونی مرده است، با این حال والدین تونی هیچ مدرکی دال بر درگذشت پسرشان دریافت نکردند و بدتر این که حتی امکان دیدن جسد فرزندشان را هم پیدا نکردند.

 

Aviron
Elite College

 

چند ماه پس از این ماجرای دردناک، این بار امیلی دختر چهار سالهٔ خانواده بود که به علت گزش زنبور به بیمارستان منتقل شد. از آن جایی که والدین امیلی فقط به زبان الگونکوئین قادر به تکلم بودند، نمی‌توانستند وضعیت دخترشان را پی‌گیری کنند. فقط به آنان اطلاع دادند که امیلی از آموس به مرکز درمانی دیگری منتقل شده است اما نه از علت این انتقال و نه از نشانی آن مرکز درمانی خبری نگرفتند. پس از مدتی دیگر خبری دربارهٔ امیلی دریافت نکردند و حدس زدند که دخترشان مثل برادرش تونی مرده است.

ناپدیدشدن تونی و امیلی و همچنین وادار کردن این خانواده به فرستادن سایر فرزندانشان به مدارس شبانه‌روزی، تأثیر دردناکی بر والدین داشت به طوری که آنان برای تسکین آلام خود و فراموش کردن غصهٔ از دست دادن فرزندان‌شان به تدریج رو به الکل آوردند. حتی بچه‌های خانواده‌ نیز از پیامدهای ناپدیدشدن خواهر و برادرشان در امان نماندند. یکی از این پیامدها این بود که پدر و مادرشان دیگر حاضر نبودند آنان را برای درمان به بیمارستان بفرستند. در این شرایط فرانسوآز احساس می‌کرد عشق و محبت از خانه‌شان رخت بربسته است.

در دههٔ 1980 فرانسوآز به درخواست پدرش از یکی از کارمندان «مرکز دوستی بومیان کبک» برای پیدا کردن خواهرش کمک گرفت. او طی تحقیقات خود دریافت که امیلی در بیمارستان سنت-آن Saint-Anne در شهرک به-سنت-پل Baie-Saint-Paul در شرق استان کبک، که پیش تر به «بیمارستان هیولاها» شهرت داشت، بستری شده است. خواهرش به طور کامل فلج شده بود اما مشخص نبود که چه اتفاقی برایش افتاده است. وقتی پدر فرانسوآز به شدت بیمار شد، به او التماس کرد که خواهرش را به خانه بیاورد اما تحقق آرزوی پدر امکان‌پذیر نبود. سرانجام یک روز از بیمارستان با خانواده تماس گرفتند و گفتند امیلی رو به موت است.

«بیش از سی سال بود که خواهر من در بیمارستان سنت-آن نگه‌داری می‌شد اما هیچ‌گاه مسئولان بیمارستان با ما تماس نگرفتند و هرگز هیچ اطلاعی دربارهٔ خواهرم به پدر و مادرم ندادند. آن‌ها حتی زحمت این را به خودشان ندادند که بگویند دخترتان این‌جا بستری است، و حالش چطور است. اما زمانی که به شدت بیمار شد آن‌ها بالاخره با ما تماس گرفتند و گفتند دخترتان رو به موت است.»

به خانواده گفتند که امیلی بی‌هوش است و هیچ‌کس را نمی‌شناسد. با کمک مالی مرکز سلامت پیکوگان Pikogan، خانواده به بیمارستان به عیادت امیلی رفت.

«وقتی امیلی به هوش آمد به ما نگاه کرد و به سرعت مادرم را به جا آورد و اولین کلمه‌ای که از دهانش خارج شد مامان بود. اشک صورت‌هایمان را پر کرد. مادرم غرق اشک و اندوه شد.»

چند ماه بعد خانواده بالاخره موفق شد امیلی را نزد خود بیاورد. او سرانجام در سال 2010 مرد اما دست‌کم آخرین سال‌های زندگی‌اش را نزدیک عزیزانش سپری کرد.

در سال 2016 خانواده به اسناد و مدارکی دست یافت که اطلاعات بیشتری دربارهٔ مرگ تونی ارائه می‌کرد. طبق این اسناد، بیماری تونی برونکوپنومونی (ذات‌الریهٔ حاد) تشخیص داده شده بود، ولی او بهبودی‌اش را به دست آورد. سپس آزمایش بهرهٔ هوشی از او گرفته شد و کودن تشخیص داده شد، وضعیتی که امروزه تحت عنوان ناتوانی ذهنی طبقه‌بندی می‌شود. به مادر تونی گفته شده بود که پسرش چند ماه پس از بستری شدن در آموس مرده است، اما واقعیت این بود که پسرک به بیمارستان سنت-آن یعنی همان مرکز درمانی که خواهرش امیلی بستری شده بود، منتقل گشت و پنج سال آن‌جا بود. تونی در هفت سالگی مرد و در یک گور دسته‌جمعی دفن شد.

«آن‌ها با برادر ما چه کردند؟ چرا او را پنهان کردند؟ این‌ها سؤالاتی است که این روزها مادرم را آزار می‌دهد. همهٔ آن سال‌هایی که برادرم در بیمارستان بستری بود، با او چه کردند؟»

مادر تونی به شدت تحت تأثیر از دست دادن فرزندش قرار گرفت. خواهران و برداران فرانسوآز احتمال می‌دهند تونی و امیلی به عنوان سوژه‌های آزمایشگاهی تحت برخی آزمایش‌ها قرار گرفته‌اند. فرانسوآز می‌گوید یافتن پاسخ این پرسش‌ها برایش خیلی مهم است: به چه حقی بدون اجازهٔ والدین، تونی و امیلی را به بیمارستانی جدید انتقال دادند؟ در همهٔ این سال‌ها بر آنان چه گذشت؟ چرا خانواده را از وضعیت‌شان مطلع نکردند؟

 

پرونده قسمت اول: آنچه بر زنان بومی رفته نسل‌کشی است؛ گزارش رسمی کمیته ملی حقیقت‌یاب

پرونده قسمت سوم: آیا این «نسل‌کشی» نیست؟ | سیاستمداران کانادا چه می‌گویند؟

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

منگ وانژو

انتشار اسناد و مدارک دادگاه مدیر هواوی پیش از دادرسی چه معنا دارد؟

یک فیلم ویدئویی و اظهاراتی که منگ وانژو Meng Wanzhou، مدیر مالی شرکت بزرگ هواوی، پس از ادای سوگند بیان کرده است، منتشر می‌شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار