Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / افزایش رسانه‌های فارسی‌زبان در خارج از ایران؛ آیا رسانه‌ای با حمایت مالی کشوری خاص می‌تواند بی‌طرف باشد؟ | پرونده1

افزایش رسانه‌های فارسی‌زبان در خارج از ایران؛ آیا رسانه‌ای با حمایت مالی کشوری خاص می‌تواند بی‌طرف باشد؟ | پرونده1

روزنامه گاردین چند ماه پیش فاش کرد که سهام روزنامه ایندیپندنت توسط سعودی‌ها خریداری شده است.

چند سال قبل و در جریان جنبش‌های دانشجویی لندن، حبابی بزرگ در مقابلم ترکید و به هوا رفت. جریان از این قرار بود که من در آن روزها، علاوه بر این‌که اخبار را از مجرای رسانه‌های جریان اصلی دنبال می‌کردم، نیم‌نگاهی هم به وبلاگ‌ها داشتم، وبلاگ‌هایی که آن‌روزها پیش از همه‌گیر شدن فیس‌بوک نقشی مهم و کاربردی داشتند.

داستان از آن‌جا آغاز شد که یکی از دوستان و همکاران سابق‌ام، یکی از پست‌های وبلاگش، با موضوع جنبش‌ دانشجویی لندن، را مدت کوتاهی بعد از انتشار از وبلاگش حذف کرد. وقتی از او علت را پرسیدم، خیلی محرمانه و «تو رو به خدا و پیش‌خودمون بمونه» به من گفت که رسانه‌ای که با آن کار می‌کند، یعنی بی‌بی‌سی فارسی، از او خواسته است که این پست را حذف کند. با این استدلال که نقل‌قول‌های خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی می‌تواند نظر این رسانه تحلیل و تفسیر و توسط رسانه‌های دیگر استفاده شود.

 

پرونده قسمت دوم: گفت‌وگو با روزبه میرابراهیمی، روزنامه‌نگار: اصل بی‌طرفی در رسانه یک رویاست

پرونده قسمت سوم: گفت‌وگو با مرتضی عبدالعلیان، روزنامه‌نگار: روزنامه‌نگاری بدون اخلاق بی‌معناست

پرونده قسمت چهارم: گفت‌وگو با نفیسه حقیقت جوان، روزنامه‌نگار: مخاطب می‌تواند متوجه ارزش‌های خبری شوند

 

Elite College
Aviron
Aviron

 

پرونده‌ای درباره ایندیپندنت فارسی
آغاز به کار رسانه ایندیپندنت فارسی چه پیامی برای ما دارد؟ رسانه‌ای که با حمایت مالی عربستان سعودی کار می‌کند؟

از آن جریان تا دو هفته قبل که قرار شد به مناسبت راه‌اندازی «اندیپندنت فارسی»، که سرمایه آن توسط عربستان سعودی تامین می‌شود، پرونده‌ای در «هفته» داشته باشیم، تقریبا فاصله‌ای یک دهه‌ای وجود دارد، اما درها به همان پاشنه‌ای می‌چرخد که می‌چرخید. به دوستان و همکاران رسانه‌ای بسیاری ایمیل زدم یا از شبکه‌های مجازی دیگری پیام دادم تا نظراتشان را طی یک مصاحبه برای پرونده مورد نظر داشته باشیم.

برخی از آن‌ها که صادق‌تر بودند و بی‌پرواتر گفتند که باید از رسانه‌هایی که با آن کار می‌کنند اجازه بگیرند. برخی دیگر به دلیل گرفتاری کاری یا هر علت مگوی دیگر عذرخواهی کردند. اما جالب آن‌که بخش مهمی از همکاران مطبوعاتی‌ام ایمیل‌ها یا پیام‌ها را کلا بی‌جواب گذاشتند. بخشی‌ از آن‌ها هم بعد از موعد مقرری که برایشان نوشته بودم، جواب دادند و عذر خواستند که به دلیل مشکلات کاری فرصت پاسخ دادن به ایمیل را نداشته‌اند.

همه این‌ داستان‌ها این پرسش را در ذهنم ایجاد کرد که یک روزنامه‌نگار کی و کجا می‌تواند مستقل باشد. بسیاری از ما روزنامه‌نگاران ایران را به دلیل فقدان آزادی بیان، جهت‌داشتنِ رسانه‌هایی که با آن کار می‌کردیم و نداشتن امنیت شغلی کشورمان را ترک کرده‌ایم. آیا این آزادی بیان، نباید در رسانه‌های خارج از ایران، بی.بی.سی، وی.او.ای، العربیه، ایران اینترنشنال، من‌وتو، ایندیپندنت فارسی، و… وجود داشته باشد، رسانه‌هایی که صفتِ مستقل و آزاد را با خود حمل می‌کنند؟ آیا روزنامه‌نگار این رسانه‌ها، آن‌قدر مستقل نیست که در گفتگویی ساده درباره شغلش حرف بزند؟

متاسفانه امنیت شغلی در رسانه‌های فارسی خارج از ایران نیز وجود ندارد. نمونه‌های بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد اعضای تحریریه رسانه‌ها، با دلایل اعلام شده و نشده از کارهای‌شان کنار گذاشته شده‌اند یا چنان به پشت‌پرده رفته‌اند که بود و نبودشان یکی است.

البته شاید بتوان از زاویه دیگری هم به ماجرا نگاه کرد. بسیاری از کسانی که با شغل‌های فنی و پزشکی به خارج از کشور مهاجرت می‌کنند، می‌توانند با توجه به مهارت‌شان در همان مسیری حرکت کنند که پیش از آن در آن بوده‌اند. اما این فرصت برای روزنامه‌نگاران وجود ندارد. تعداد روزنامه‌نگارانی که توانسته‌اند در رسانه‌های دیگر کشورها به فعالیت بپردازنند چنان معدود است که می‌توان آن‌ها را استثنا دانست.

مهم‌ترین عامل بازدارنده روزنامه‌نگاران برای فعالیت در روزنامه‌های خارج از کشورشان، زبان کشور مقصد است. چنان‌چه می‌دانیم، نوشتن خبر، گزارش و مقاله نیاز به دانش بالایی در زبان دارد. یعنی طرف باید به چنان دانشی در زبان مقصد رسیده باشد که بتواند با داشتن دایره واژگانی غنی، اصطلاحات، بستر فرهنگی کشور مقصد بتواند به تولید متن بپردازد.

تجربه تحصیل در محیط انگلیسی‌زبان به من نشان داده است که بسیاری از کسانی که انگلیسی را به عنوان زبان مادری حرف می‌زنند، برای رسیدن به جایگاهی که بتوانند بنویسند باید سال‌ها کار کنند. بسیاری هم در مسیر رسیدن به اهداف‌شان ناکام می‌مانند. این‌که یک روزنامه‌نگار ایرانی بتواند در این مسیر موفق باشد، قطعا دشوارتر خواهد بود، هرچند که نمی‌توان آن‌را غیر ممکن دانست.

درنتیجه یک روزنامه‌نگار ایرانی در خارج از کشور باید بخشی از عمر و تجربه‌اش را نادیده بگیرد و به مسیری تازه برود و از صفر شروع کند یا این‌که با یکی از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور کار کند. این‌که این رسانه، چه هدفی دارد، منابع مالی‌اش از کجا تامین می‌شود و در نهایت قرار است چه جریانی را جهت بدهد، نکته بسیار مهمی است که برای روزنگار می‌تواند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد.

آیا روزنامه‌نگاری که به دلیل فقدان آزادی بیان مجبور به کوچ دیار شده، می‌تواند به دلیل نداشتن شغل مرتبط، در رسانه دیگری کار کند که باز هم در سطح وسیع‌تر و البته شاید زیرپوستی، به آزادی بیان و استقلال خبرنگار اعتقادی ندارد؟ آیا مخالفت یا انتقاد رسانه‌های فارسی خارج از کشور به وضع موجود در کشور، می‌تواند دلیلی بر محق‌بودن آن‌ها باشد؟

جواب به این پرسش‌ها ساده نیست، چنان‌چه ذهن بسیاری از خبرنگاران را به خود مشغول کرده است، چون آن‌هایی که جذب رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور شده‌اند و چه آن‌هایی که در دهه چهارم و پنجم زندگی‌شان مجبور شده‌اند که همچون جوانان و نوجوانانی که در دهه بیست زندگی‌شان به سر می‌برند، از نو شروع کنند. یا اساسا کاری انجام دهند که ربطی به تخصص‌شان ندارد.

راه‌اندازی بخش فارسی ایندیپندنت، که منبع مالی‌اش توسط عربستان سعودی تامین می‌شود، بهانه‌ای شد تا به این موضوع بپردازیم. این‌که آیا افزایش رسانه‌های فارسی خارج از کشور، بویژه رسانه‌هایی با مابع مالی مشکوک، یا حمایت شده توسط دولت‌هایی با کارنامه حقوق بشری به شدت منفی، از آن جمله ایران اینترنشنال، تلویزیون من‌وتو، و ایندیپندنت فارسی، فرصت است یا تهدید. این‌که آیا این‌رسانه‌های می‌توانند اصل بی‌طرفی را رعایت کنند یا نه. این‌که، آیا خبرنگاران ایرانی همکار این رسانه‌ها، اخلاق رسانه‌ای را رعایت می‌کنند یا نه. در ادامه گفت‌وگو و یادداشت‌های مرتبط آمده است.

 

بیشتر بخوانید:

گفت‌وگو با روزبه میرابراهیمی، روزنامه‌نگار: اصل بی‌طرفی در رسانه یک رویاست

نویسنده: سجاد صاحبان‌زند

من یک عکاس و روزنامه‌نگار حرفه‌ای هستم. تحصیلاتم را در عرصه سینما ( تولید فیلم- کارشناسی) در دانشکده صدا و سیما گذرانده‌ام. همچنین در کالج داسون مونترال عکاسی حرفه‌ای (DEC) خوانده‌ام. با نشریات بسیاری در ایران کار کرده‌ام که از جمله آن‌ها می‌توانم به چلچراغ، روزنامه شرق، خبرگزاری مهر، همشهری و خبرگزاری کتاب ایران اشاره کنم. سه کتاب منتشر کرده‌ام. هم اکنون مفتخرم که بخشی از خانواده هفته هستم.

مطلب پیشنهادی:

جاستین ترودو

تعلیق قرارداد صادرات سلاح به عربستان؛ دردسری برای نخست‌وزیر لیبرال کانادا

برخی گروه‌ها و سازمان‌های غیردولتی کانادا به جاستین ترودو نخست‌وزیر لیبرال کانادا فشار می‌آورند تا مجبور شود مسئله تعلیق قرارداد صادرات سلاح به عربستان سعودی را که به نقض حقوق بشر متهم شده است، روشن کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *