Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / دودمان اسپه، برگه‌ی از تاریخ افغانستان

دودمان اسپه، برگه‌ی از تاریخ افغانستان

حبیب عثمان|

 

واژه اسپه برای کسانی که تاریخ افغانستان را مطالعه نموده و علاقه‌مند استند،آشناست. مطلب کوتاه، باارزش و جالبی ارایه می‌گردد که خالی از دلچسپی نخواهد بود.

تا جایی که امروز روایات نشان می‌دهد، نوشته در صفحات شمال کشور ما افغانستان با عصر ویشتاسپه در نگارش اوستا روی پوست‌های گاو به میان آمد. (تدقیقات علمی و حفریات هنوز ظهور اول رسم الخط را در کشور ما معین نکرده است).

 

Aviron
Elite College

 

به هر حال این مسئله قابل ملاحظه است که خاطره‌های این پادشاهان برای اوستا قدامت زیاد دارد و هرچه از «یاما پادشاه» پایان آمده به طرف پادشاهانی که اخیر نام‌شان به کلمه «اسپه» تمام می‌شود؛ نزدیک می‌شویم، خاطره‌ها تازه شده می‌رود و به دوره‌های تاریخی نزدیک‌تر شده‌اند. چنان‌چه در حوالی ۱۵۰۰ ق م مدققین به وجود امپراتوری نیرومندی در باختر شهادت می‌دهند و ویشت اسپه را معاصر زرتشتر سپنتمان بلخی و اوستا است در حوالی یکهزار قبل از میلاد قرار می‌دهد.

 

اسپ و باختر و افغانستان

چون کلمه «اسپه» (اسپ) در آخر اسمای پادشاهان این سلسله آمده برای رفع حیرت کسان و در عین زمان برای نشان دادن اهمیت اسپ در حیات آریایی کتله‌ی باختری توضیحاتی به عمل می‌آید:

آریاها حینی که در«آریانا ویجه» (حوزه‌ی علیای اکسوس، سر دریا و اراضی متصل به آن) زنده‌گانی داشتند، به واسطه‌ی تماس با اقوام مغلی نژاد و توریا ها تربیه اسپ را از اقوام تورانی یاد گرفته و در نتیجه مهم‌ترین و سریع‌ترین عامل حرکت و انتشار و کامیابی آن‌ها در تسخیر اراضی جدید گردید. آریاها در زمان اقامت طولانی خود در باختر به اسپ و تربیه آن بیش از پیش توجه کردند و چون صفحات هموار و وسیع باختر برای تربیه‌ی این قسم حیوان فوق‌العاده مساعد بود، بهترین نسل آن در آن‌جا به میان آمده و به مرور روزگار تا امروز باقی ماند. در دوره اوستایی به شهادت خود اوستا  اهمیت اسپ در باختر و سایر نقاط آریانا (مناطقی که امروز افغانستان و ایران نامیده می‌شود) بیشتر معلوم می‌شود و می‌توان گفت که جامعه‌ی آریایی سراسر یک جامعه سوارکاران بود. چنان‌چه هنوز صفحات وسیع باختر مصداق این جمله شده می‌تواند. رؤسای خانواده‌های بزرگ گله‌های چندین هزاری اسپ داشتند و هر کدام از روی تربیه اسپ‌های خود به صفتی یاد و مسمیٰ شده بودند؛ مانند: کرساسپه (صاحب اسپ لاغر)، اروت اسپه (صاحب اسپان تندرو)، پوروشسپ (صاحب اسپ پیر)، ارجت اسپه (صاحب اسپ گران‌بها)، خواسپه (صاحب اسپ خوب) و غیره. همین قسم یکی از شهرهای نزدیک بلخ که به داشتن اسپ‌های قشنگ و  اعلی معروف بود به نام «زر اسپه» یا «اسپ طلایی» یاد می‌شد و اسم این شهر تا زمانه‌های مؤرخین و جغرافیه‌نگاران کلاسیک مشهور بود.

اگر چه کسانی را که ما به نام دودمان اسپه یاد می‌کنیم؛ در حقیقت دنباله‌ی شاهان کاوی (کیانی) بلخ‌اند و به تعقیب سلسله‌ی آن‌ها به سلطنت رسیده‌اند، اما از نظر پیوند خانواده‌گی از هم فرق دارند … ظهور کلمه اسپه در اخیر نام‌‌های  آن‌ها عامل دیگر جدایی از پادشاهان قبلی شده و به همین جهت بعضی از مدققین از آن‌ها دسته‌یی به نام شاهان اسپه جدا کرده‌اند.

 

اروت اسپه (لهراسپه) در تاریخ افغانستان:

سرحلقه دسته‌ی شاهانی که اخیر نام‌شان به کلمه اسپه (اسپ) منتهی می‌شود، در اوستا اروت اسپه یاد شده که عبارت از لهراسپه منابع جدید است. طوری که ملاحظه می‌شود در آخر نام او کلمه اسپه دیده می‌شود و روی هم رفته از روی اسم می‌توان او را «صاحبان اسپان تندرو» خواند.

اوستا از او و گزارشات سلطنت‌اش چیز زیاد نمی‌گوید، بلکه بیشتر به واسطه پسرش «ویست اسپه» شهرت یافته است. اروت اسپه دو پسر داشت: یکی «ویست اسپه» و دیگر «زری واری» از روی داستان‌های تازه‌تر معلوم می‌شود که «لهراسپه» آبادی‌های زیادی در باختر نموده بود.

 

ویست اسپه (گشتاسپه) در تاریخ افغانستان:

بعد از «اروت اسپه» پسرش «ویست اسپه» که او را در داستان‌های جدید «گشتاسپه» یا «گشتاسپ» گویند؛ بر تخت بخدی نشست. او شخص دلاور و قوی بود. پادشاه نیرومند و جنگ‌جویی به شمار می‌رفت. چیزی که اسباب افتخار و در عین زمان موجب شهرت او در دوره زمام داری‌اش گردیده این‌ست که؛ «زرتشتر سپنتمان» مؤسس آیین زرتشتری و اوستا در عصر او در باختر بمیان آمده است. چون ارتباط و تعلق بین زرتشتر و ویشت اسپه یکی از موضوعات مهم تاریخ دوره اوستایی کشور ماست و بعد از دوره اوستا منابع عصر اسلامی هم از آن‌ها صحبت کرده و مدققین برای تعیین و تثبیت واقعات متذکره‌ی اوستا در زمان و مکان در اطراف آن تحقیقات زیاد نموده است.

می‌گویند وقتی که زرتشتر در مجلس شاهی در بلخ حاضر شد. سی نفر از علما و دانشمندان باختری طرف راست و سی نفر طرف چپ نشسته بودند و مدت سه روز مباحثه و مشاجره طول کشید تا آخر زردتشتر همه علما را قانع ساخت و ویشتاسپه به آیین او گراید. این را هم می‌گویند که پادشاه باز هم در قبول آئین نو تردد داشت و زرتشتر کوشش نموده؛ ملکه باختری را پیرو آئین خود ساخت و در اثر نفوذی که ملکه بالای شوهر خود داشت؛ آئین زردتشتر در شخص پادشاه و اعضای خاندان سلطنتی تاثیر بخشید و در نتیجه خود ویشتاسپه و پسرش که در اوستا به نام «سپنیتوداتا» ذکر شده و عبارت از اسفندیار است و «زری واری» برادر ویشتاسپه همه داخل آئین جدید شدند و هر کدام در انتشار آئین باختری صرف مساعی نمودند.

 زرتشت علاوه برخاندان سلطنتی باختر بعضی خاندان‌های بزرگ دیگر بلخ را نیز طرفدار خود و آئین خود ساخت.

آئین زردتشتر، آئین رسمی مملکت قبول شد و ویشتاسپه حکم داد که اوستا را به آب طلا روی پوست‌های گاو نوشته و در تمام مملکت تقسیم نمایند. ازین وقت به بعد ویشتاسپه (گشتاسپ) حامی آئین زردتشتر شده و به نیروی سلطنتی او و پسرش و همکاری وزاری مقتدرش قوانین و تهذیب اوستایی نه تنها در تمام آریانا بلکه در خارج از سرحدات نیز پراگنده شد.

 

منبع: تاریخ افغانستان، جلد اول، دوم و سوم، اثر احمدعلی کهزاد.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

کاندیدا ریاست جمهوری افغانستان

رقابت‌ کاندیداها و تحریم و تهدید طالبان

انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۸ سومین انتخابات ریاست‌جمهوری در افغانستان است که بزودی برگزار خواهد شد. کمیسیون انتخابات افغانستان تاریخ انتخابات ریاست‌جمهوری را ۶ میزان ۱۳۹۸ اعلام کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *