قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
کرونا ویروس
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته 534
طنز و سرگرمی

طنز و حکایت هفته 534

نکته مثبت هفته

 مهربانی یک دوست دشمنی هزار بیگانه را جبران می‌کند.

 

حکایت هفته

«حیله ملا»

ملا به دهان‌بینی و بیهوشی و حرص به قدری معروف بود که همه وی را می‌شناختند و به همین خاطر هم زیاد اذیتش می‌کردند و سربه‌سرش می‌گذاشتند. این عادت وی طوری بود که اگر می‌دید کسی چیزی در دهان دارد و مشغول خوردن است آنقدر به دنبال وی می‌رفت تا شاید قدری هم نصیب او شود.

اگر دو نفر با هم حرف می‌زدند، او خیال می‌کرد صحبت از گنجی در بین است و جلو می‌رفت و گوش‌هایش را تیز می‌کرد شاید چیزی هم به وی برسد. خلاصه همین‌طور نشسته بود و انتظار می‌کشید تا شاید چیزی از جایی برای وی برسد.

می‌گویند یک روز ملانصرالدین در کنار خانه‌اش نشسته بود و بچه‌های محله هم در اطراف او جمع شده و سربه‌سرش می‌گذاشتند.

آنها آنقدر او را ناراحت کردند که سرانجام ملا فکری به خاطرش رسید و رویش را به طرف بچه‌ها کرد و گفت:

راستی می‌دانید رفقا، در کوچه آن‌طرف امروز عروسی است و شیرینی و غذای فراوانی به مردم می‌دهند.

بچه‌ها تا این حرف را شنیدند نگاهی به هم انداختند و ناگهان دو پا داشتند دو تای دیگر هم قرض کرده و به طرف کوچه‌ای که ملا گفته بود به حرکت در آمدند.

اما وقتی به آنجا رسیدند متوجه شدند که نه تنها عروسی نیست بلکه اصلا هیچ خبر مهمی هم در آنجا نمی‌باشد.

آنها در همان محل سرگرم بازی شدند و ملا که مشاهده کرد مدتی گذشت و بچه‌ها بازنگشتند کم‌کم به این فکر افتاد که نکند به راستی در آن کوچه خبرهایی هست و بچه‌ها آنقدر مشغول شده‌اند که دیگر به آنجا نیامده‌اند تا وی را اذیت کنند.

او دیگر نتوانست طاقت بیاورد و بلافاصله از جایش برخواسته و شتابان به طرف کوچه مذبور به راه افتاد.

طولی نکشید که بچه‌ها او را دیدند و چون به ایشان دروغ گفته بود بر سرش ریختند و تا جایی که می‌خورد کتکش زدند، ملا با بدنی دردناک به طرف خانه خود به راه افتاد.

 

«ملا و مرد مست»

یک شب ملا به طرف خانه‌اش می‌رفت که مرد مستی به شدت به وی تنه زد. ملا برگشت و گفت: احمق مگر کوری که آدم به این بزرگی را نمی‌بینی؟

مرد مست در حالی که تلو‌تلو می‌خورد گفت: اتفاقا عوض یکی دو تا می‌بینم!

خوب پس چرا تنه می‌زنی؟

آخه می‌خواستم از وسط شما دو نفر رد بشوم!

(منبع: ملا و خرش، پیمان. تهران؛ کتاب‌فروشی دریا، 1349)

 

 

لطیفه‌های هفته

  • اوضاع جوریه حداقل باید 4 نفره ازدواج کنیم….. یک نفر برای اجاره خانه کار کند،…. یک نفر برای خوراک،… یکی برای تفریح و …. یکی برای پس‌انداز و خرج دوا و دکتر.
  • جای این همه ماکان‌بند و هوروش‌بند و فلان‌بند، چهار عدد سیل‌بند درست و حسابی داشتیم الان واسه مردم مفیدتر بود! والله ..
  • خدا دیده با زلزله و سیل و ملخ نمی‌میریم گفته بگذار سرد و گرمشون کنم ترک بخورن…
  • من!؟؟…. نه پشت‌سریت…. شیرین‌ترین مکالمه‌ای که موقع درس پرسیدن از معلم می‌شنوید.
  • نه عدد از کوتاه‌ترین جوک‌های ایرانی:… یک. سایپا مطمئن…. دو. دانشگاه آزاد اسلامی…. سه. اینترنت پرسرعت…. چهار. بانکداری اسلامی…. پنج. گارانتی… شش. شایسته سالاری…. هفت. مهریه را که داده، که گرفته… هشت. احساس تکلیف کاندیداها…. نه. زن بگیرد درست می‌شود.
  • یک اتوبوس که مسافرانش همه از مسئولین رده بالا بودند چپ کرد! وقتی پلیس رسید دید یک کشاورز همه‌شان را خاک کرده! ازش پرسیدند که مطمئنی همه‍شان مرده بودند یا نه؟ گفت: والا بعضی‌هاشان می‌گفتند که زنده هستند، ولی کی حرف مسئولین رو باور می‌کنه!!!!
  • گدایی رفت در خانه‌ی یارو… گفت من پسر خواهر خدا هستم کمک کن. یارو دستش را گرفت بردش مسجد گفت: خوب اینجا خانه داییت هست، هر چی می‌خوای بردار….

 

 

نکته هفته

زمان حال، شبیه برفی است که در دست داری، استفاده نکنی آب خواهد شد.

 

نقل‌قول هفته

وین دایر: آزادترین مردم روی زمین کسانی‌اند که به صلح و صفای درون دست یافته‌اند.

 

ضرب‌المثل هفته

پارسی: فرزند هنر باش نه فرزند پدر، فرزند هنر زنده کند یاد پدر.

چینی: آنکس که در هر جا دوستانی دارد، همه جا را دوست‌داشتنی می‌یابد.

 

شعر طنز هفته

«خنده برات فیوزه»

بهتره که بخندی خنده دوای درده

تو اوضاع کشمیشی هرکی بخنده مرده

تو امتحان دنیا، بپا نشی رفوزه!

بشکن و بالا بنداز! دنیا فقط دو روزه

حالا که دیگه خیلیا شدن فوق تخصص

مدرکشونو دادن به تحقیق و تفحص

مدرک دکتری تو ببر بذار رو کوزه

بشکن و بالا بنداز! دنیا فقط دو روزه

برق نداری تابستون، گاز نداری زمستون

برقا رو برد عمقزی، گاز می‌ره تا هندستون

بخاری‌مون خاموشه، یخچالمون می‌سوزه

بشکن و بالا بنداز! دنیا فقط دو روزه

خونه و کار نداری، مستأجری، بیکاری

حالا برای خنده کلی بهونه داری

وقتی سیمات قاطی شد خنده برات فیوزه

بشکن و بالا بنداز! دنیا فقط دو روزه

چه روزگار خوبی! هیچ‌کی دروغ نمی‌گه

دروغگو و خالی بند پیدا نمی‌شه دیگه

یه خالی‌بند پیدا شد گذاشتنش تو موزه

بشکن و بالا بنداز! دنیا فقط دو روزه

(منبع: نشر اکاذیب، اسماعیل امینی. تهران؛ سروش، 1394)

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و سرگرمی

طنز و حکایت هفته 533

ضرب‌المثل هفته پارسی: گنه کرد در بلخ آهنگری، به شوشتر زدند گردن مسگری. لاتین: دوستتان را در خلوت توبیخ کنید و در ملاء عام تحسین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *