Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / ابوالمعانی بیدل، یکی از پرکارترین ادیبانِ زبان دری
ابوالمعانی بیدل

ابوالمعانی بیدل، یکی از پرکارترین ادیبانِ زبان دری

ابوالمعانی میرزاعبدالقادر بیدل فرزند عبدالخالق از قوم ارلاس که یک شاخه آن در ولایت بدخشان افغانستان هنوز هم به حیات خود ادامه می‌دهند، است.

 

آن لاله که در دشت جنون افتاده‌ست

داغی‌ست که در محیط خون افتاده‌ست

و آن ریگ روان دلی‌ست  کز بی تابی

از سینه ی بیدلی برون افتاده ست

 

اجداد او به احتمال قوی با لشکرکشی ظهیرالدین بابر یکجا به هند رفته‌اند. او در سال ۱۰۵۴ هجری قمری در عظیم‌آباد پتنه در دوره با شکوه شاه جهان در آسمان ادب و عرفان ظاهر شد، که با آثار فنا ناپذیرش زبان و ادبیات دری را روشن ساخت.ادبیات افغان

بیدل یکی از بزرگ‌ترین و پرکارترین سخن‌گویان زبان دری به شمار می‌رود. تعداد ابیاتش به صد هزار می‌رسد. گذشته از دیوان قطور غزل، مثنوی هایی به نام عرفان در پیروی و در وزن حدیقه سنایی، طلسم حیرت در وزن الهی نامه عطار، محیط اعظم در بحر تقارب، طور معرفت از سروده‌های اوست.

بیدل چهار و نیم سال داشت که پدرش جهان را وداع گفت، بعد از آن سرپرستی او را کاکا و شاگردش میرزا قلندر به عهده گرفت و به وسیله او با دنیای عرفان و تصوف آشنا شد. در کودکی به شعر گفتن آغاز نمود. در سن ۲۴سالگی به تدوین اشعار خود پرداخت که محیط اعظم بود.

اندیشه بیدل اندیشه وحدت وجود و یگانگی است.

ابوالمعانی بیدل در نظم و نثر صاحب شیوه‌ی خاص بوده و در بیان معنی‌ها و مقصودهای گوناگون خویش در آن شیوه با نهایت توانایی سخن گفته است.

مردم در افغانستان و ماوراءالنهر به اشعار ابوالمعانی بیدل دلچسپی و علاقه‌یی بیش از حد داشته پیروان و مقلدین اشعارش به هزارها تن می‌رسند و حتی عده‌یی به نام بیدل شناس کسب شهرت نموده‌اند.

ابوالمعانی بیدل در مکتب هند دارای یک سبک خاص است که مشخصه آن خیال‌پردازی، مضمون آفرینی، باریک‌اندیشی و به کار بستن استعارات و کنایات بعید است. اشعار او دارای ابعاد مختلف عشقی، فلسفی، عرفانی و مبارزه است. از این رو برای کسانی که به این مسایل و اصطلاحات مکتب هندی آگاهی و آشنایی نداشته باشند درک اشعار او برای‌شان خالی از دشواری نیست.

صدای ابوالمعانی بیدل از لابه‌لای بیت‌های او صدای‌ست از روشن‌فکران، روشن‌اندیشان و آزاده‌گان دوران او. لذا شعر و نثر بیدل در افغانستان همیشه مطرح و مورد احترام بوده است.

می‌توان ادعا کرد که بیدل‌شناسی و بیدل‌گرایی در افغانستان از دوره شاهان سدوزایی به صورت پیش رفته‌ای شروع گردیده است. هر شخصیت ادبی و تعلیم یافته‌ی افغانستان که به شعر و ادب وابستگی دارند صاحب یک کلیات بیدل استند.

آثار بیدل:

دیوان غزلیات

مثنوی عرفان

مثنوی محیط اعظم

مثنوی طور معرفت

مثنوی طلسم حیرت

رباعیات

چهار عنصر (که در آن زنده‌گی شاعر تجلی یافته است)

رقعات

نکات

ابوالمعانی بیدل آخرین چراغ تابان شعر عرفانی دری به روز پنجشنبه چهارده قوس ۱۰۹۹ خورشیدی در دهلی رحلت نمود و در صحن حویلی‌اش در محلی که خودش از قبل تعیین کرده بود به خاک سپرده شد.

نمونه‌ی شعر:

همه کس کشیده محمل، به جناب کبریایت             

 من و خجلت سجودی، که نکرده‌ام برایت

نه به خاک در بسودم، نه به سنگ آزمودم              

 به کجا برم سری را که نکرده‌ام فدایت

طرب بهار امکان، به چه حسرتم فریبد                  

 به برخیال دارم، گل رنگی از قبایت

هوس دماغ شاهی، چه خیال دارد این جا              

به فلک فرو نیآید سر کاسه‌ی گدایت  

به بهار نکته سازم، ز بهشت بی‌نیازم                  

 چمن آفرین نازم، به تصور لقایت

نتوان کشید دامن، ز غبار مستمندان                       

بخرام و نازها کن، سر ما و نقش پایت

ز وصال بی‌حضورم، به پیام ناصبورم                      

 چقدر زخویش دورم، که به من رسد صدایت

نفس هوس خیالان به هزار نغمه صرف است

سر درد سر ندارم منِ بیدل و دعایت

 

منبع : زنده‌گی‌نامه شاعران – تاریخ ادبیات دری.

ادبیات افغان
حبیب عثمان

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

دانستنی‌ها درباره شعر، نظم و نثر

«گه» به جای «گاه» و «ز»، به جای «از» استعمال شده است. به جای «واز»، «وز»، به جای «چون»، «چو» استعمال می‌شد. اما در اشعار کلاسیک جدید، همه‌ی کلمات مذکور به صورت کامل آن ذکر می‌شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار