Fengye College Center
خانه / اخبار مونترال / ساحت طبیعت در نزد آگوستین قدیس
Augustine- آگوستین

ساحت طبیعت در نزد آگوستین قدیس

بخش اول از دو بخش
نوشته: فرانسیسکو مارزوا
آگوستین در سال ۳۵۴ پس از میلاد مسیح در تاگاست، شهری در آفریقای شمالی، که در آن زمان زیر سلطه امپراطوری روم بود، چشم به جهان گشود. پدرش خرده مالک بود و توانست هزینه تحصیلات غیردینی او را که در آن زمان شامل مطالعه نویسندگان کلاسیک و هنر سخنوری بود، فراهم کند. با خواندن یکی از آثار سیسرون با عنوان «هورتنسیوس» که به دست ما امروزیان نرسیده، توجه آگوستین به تحقیقات فلسفی جلب می‌شود. در سال ۳۸۳ میلادی، به روم سفر می‌کند و در آنجا با تدریس علم بلاغت، معاش خود را تامین می‌کند. سپس به میلان سفر می‌کند و در آنجا در جلسات موعظه اسقف امبروس Ambroise شرکت می‌کند. آگوستین به طور قطع در سال ۳۸۶ میلادی به مسیحیت گروید و در سال پس از آن غسل تعمید شد. قبل از چشم پوشی از ازدواجی سودمند و چشم انداز آینده شغلی خود در اداره امپراطوری، آگوستین به آفریقا بازگشت و گوشه عزلت گزیند. او در سال ۳۹۱ میلادی در شهر هیپو وارد سلسله مراتب کلیسایی شد و سپس در سال ۳۹۵ به مقام اسقفی دست یافت. در دورانی که اسقف بود به موعظه می‌پرداخت و بر ضد مشرکین و آموزه‌های دینی که باعث دور شدن انسان‌ها از دین راستین می‌شدند، مبارزه می‌کرد و تا پایان عمرش در سال ۴۳۰ نیز به همین کار ادامه داد. نوشته‌های متعددی در زمینه الاهیات، تفسیر کتاب مقدس و دفاع از ایمان برای ما به جا گذاشته است : رساله‌ها، محاورات فلسفی، موعظه‌ها، مکاتبات فراوان و همچنین کتاب معروف «اعترافات» از این جمله هستند. آثار او، که ترکیبی از فلسفه یونان و آموزه‌های مسیحی است، خیلی زود به یکی از مراجع مهم مسیحیت در قرون وسطی شد. در سال ۱۲۹۸، آگوستین از سوی کلیسای کاتولیک روم به مقام قدیسی رسید.
Saint_Augustine_by_Philippe_de_Champaigne
علم و مسیحیت
در دوران آگوستین قدیس، جذابیت علوم طبیعی به طور معناداری به نسبت آنچه که در دوران یونانی مآبی یا حتی در دو قرن اول امپراطوری روم کاهش یافته بود. دانشمندان دوران باستان متاخر در زمینه علمی پیشرفت‌های بزرگی نداشتند و در اصل به تفسیر کشفیات اخلاف خود بسنده کردند. از این پس در اغلب رشته‌ها، بیشتر به بررسی‌های عملی یا گردآوری واقعیت‌های عجیب پرداخته می‌شد تا اینکه به تاملات نظری و جستجوی قوانین طبیعت توجه شود. به علاوه، جستجوی ساحتی روحانی، با امید به رستگاری در جهان آخرت، تاملات فلسفی محض و بررسی‌های عقلانی را حداقل به آن صورتی که چندین قرن قبل تر انجام می‌شد، ریشه کن کرده بود. دغدغه‌های اخلاقی اواخر امپراطوری روم به همراه پیشرفت‌های مسیحیت، می‌تواند اهمیت فزاینده الاهیات و اخلاق دینی را در فرهنگ قرن چهارم میلادی توضیح دهد.
دین در آن زمان نقشی قابل توجه در تمامی جوانب زندگی و به ویژه وقتی باید معنایی به حوادث تاریخی داده می‌شود و یا علتی برای پدیده‌های طبیعی یافته می‌شد، ایفا می‌کرد. مسیحیت که بر پایه وحی نوشته شده در کتاب مقدس بنیان نهاده شده، در نگاه کلیسا، هنگامی که توضیحات علم ناسگار با نص کتاب مقدس بود، باید نظر کتاب مقدس ارجحیت می‌یافت، و این می‌توانست تضادی میان ایمان و عقل به وجود آورد. به علاوه، متن کتاب مقدس چه به صورت تحت لفظی و یا استعاری تفسیر می‌شد، بیانگر جهانی است که فقط مادی نیست بلکه جهانی روحانی نیز وجود دارد که بخشی از آن قابل شناخت نیست: یک ساحت ماوراء طبیعی در ورای ساحت طبیعت وجود دارد و واقعیتی را شکل می‌دهد که عقل بشر نمی تواند به کلی آن را دریابد. در زمینه ارزش‌ها، جهان روحانی از لحاظ ذاتی در جایگاهی بالاتر قرار می‌گیرد؛ در حالی که جهان مادی و محسوس فاقد اهمیتی واقعی، خیالی و حتی برای روح مضر است. باید در نظر داشته باشیم که لذت‌های دنیوی می‌توانند فرد مومن را از جستجوی رستگاری در جهان آخرت دور کنند، رستگاری که فقط از طریق ایمان به خدا و رهایی از گناه به دست می‌آید.
تفکر آگوستین قدیس در چارچوب این نوع تصور از حیات انسان و رفتارهایی که ضرورت این زندگی است، قرار می‌گیرد. با این حال، با اینکه او نقش عقل را در نسبت با ایمان جانبی و کمکی می‌داند، آگوستین تاکید می‌کند که عقل باید به مثابه یک نعمت الاهی پرورش داده شود و این کار به فهم و تفسیر وحی کمک می‌کند. به زعم او، حقیقت در دسترس انسان است، باید تلاش کرد تا به آن نه تنها با کمک ایمان بلکه با کمک عقل دست یافت. با این حال، خدا غیر قابل شناختن است. در واقع، عقل بشری از برخی محدودیت‌ها نمی تواند عبور کند و این فقط در زمینه فهم رموز دینی نیست : حتی وقتی تلاش می‌کنیم پدیده‌های طبیعی خاص را توضیح دهیم، این اتفاق رخ می‌دهد. زیرا در زمینه آنچه که به فهم طبیعت مربوط می‌شود، آگوستین قدیس موضعی انتقادی نسبت به علم زمان خود دارد، محدودیت‌های آن و به خصوص ناتوانی آن در ایجاد تمایز آشکار میان گمان‌های به اندازه کافی اثبات نشده و فرضیات به دقت بررسی شده با تجربه و مشاهده، را درک می‌کند. آگوستین قدیس در نهایت اینطور فکر می‌کند که قوانین حقیقی طبیعت به ندرت کشف شده اند. اما به زعم او، این به خودی خود چیز بدی نیست، زیرا جستجوی آنها نباید ما را از وظایفی که ایمان به ما تحمیل می‌کند، دور کند.

نویسنده: رضا داودی

مطلب پیشنهادی:

آگوستین و خدا

آگوستین و خدا

نوشته میشل مسلن تمامی تفکر آگوستین قدیس طبیعتا متوجه و متمایل به خدا است. اما …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *