Fengye College Center
خانه / اخبار مونترال / خشونت علیه زنان

خشونت علیه زنان

با اشاره به نوشته‌ی شهرام یزدان‌پناه
مهوش ندیمی

جناب یزدان پناه، سخن هفته شما را در مجله هفته، تحت عنوان «برای زنان زندگی‌ام»، خواندم. از اینکه شما با جسارتِ تمام در ابراز اینکه «چرا مرد خشنی بودم و کسی به من چیزی نگفته بود» و از زنان خانواده خودتان معذرت‌خواهی کرده بودید، اشک در چشمانم جمع شد. در عین حال بر خود بالیدم که الحمدالله در میان مردان مملکت ما مردانی چنین آزاده و با شجاعت هستند که با اقرار به کار خود قدم اوّل را بر می‌دارند، قدم اوّل برای جلوگیری از خشونت علیه زنان. همین‌طور که خود شما بیان کردید ایراد این‌ست که ما عیب خود را نمی‌بینیم، چرا چون غرور داریم. همیشه غرور مانع ترقی و پیشرفت و یادگیری است. شما این غرور را شکستید و قدم اوّل را در ترقی و تکامل خود و در نتیجه ترقی جامعه و حفظ و احترام به زنان را برداشتید. به وجود چنین مردان آزاده و آگاه که الحمدالله تعداد آنان در سرزمین عزیزمان کم نیست می‌بالیم.
ولی من خشونت را و اینکه چرا مردان جامعه ما، البته نه همه‌ی آنها، خشونت گرا هستند در دو اصل می‌دانم: ۱) تربیت خانوادگی ۲) تربیت اجتماعی
۱) تربیت خانوادگی: در عدم تعلیم و تربیت از طرف مادران برای پسران خود می‌دانم. تکیه کلام من بر خود زنان و مادران است، این ما مادران هستیم که با ناآگاهی و یا شاید با علاقه بیش از حد به فرزند پسر، خشونت را در آنها نهادینه می‌کنیم، مادرانی که فرق می‌گذارند بین فرزند دختر و پسر خود. در خانه از همان کودکی به فرزند پسر احترام بیشتری می‌گذارند. پسر هر اذیتی که به دختر می‌کند مادر می‌گوید عیب ندارد… بچه‌ام پسره… فرزند پسر، زور به خواهر کوچکتر و یا بزرگتر خود می‌گوید، مادر می‌گوید عیب نداره، بچه‌ام پسره فردا برای خودش مردی میشه، همین پسر، فردا که مردی شد چون تربیت نشده، ادب و احترام یاد نگرفته، مادر به او عشق به خانواده، عشق به خواهر و محبت و علاقه و دلگرمی و دلنوازی را نیاموخته، در نتیجه با همسرش همین راه و روشی را برقرار می‌کند که در خانواده و با خواهر و یا مادرش داشته. به قول شاعر «ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش»
در واقع دامان مادر و تربیت او چه تأثیر شگرفی در تربیت پسران و اصلاح جامعه دارد. این مادر است که باید چشم او را پاک، زبان او را صدیق و دست او را دستی پرعشق و بامحبت باربیاورد، تا در آینده که خود مردی شد و برای خود خانواده‌ای تشکیل داد آنچه را که از مادر و در آغوش خانواده آموخته در خانواده خود به منصه ظهور و عمل برساند.
۲) تربیت اجتماعی: جامعه رُل مهمی را در تربیت اعضای خود، اعم از زن و مرد، اَدا می‌کند. جامعه‌ی مردسالار که بر اثر سنّت و یا آزموده‌های دینی زن را نصف مرد می‌داند، برای زن اجر و قربی قائل نیست و او را چون کالائی برای مصرف می‌داند، البته مردان خشونت را حق خود می‌دانند چون خود را مالک زن می‌دانند. این نوع سنّت و طرز فکر مردسالاری دیگر در دنیا قابل قبول نیست. باید احترام به دختران و زنان را از همان کودکی و در دبستان‌ها به اطفال بیاموزند. اطفال باید یاد بگیرند که اگر چه از نظر جسمی بین دختر و پسر اختلاف است که این خود یکی از زیبائی‌های طبیعت است ولی تساوی بین زن و مرد باید از نظر حقوقِ یک انسان باشد، هردو جنس زاده خداوند هستند. هردو دارای فکر و عقل و شعور، هردو باید دارای حق رای، حق حقوقی، حق تحصیل و حق زندگی آزاد و مورد علاقه خود را داشته باشند. اگر به دختران همین فرصت‌ها و موقعیت‌هائی که به پسران تاکنون داده شده، داده شود آنها هم بطور قطع قادر خواهند بود به مدارج عالی تحصیلی برسند و چون مردان در مملکت خود مثمر به ثمر باشند و خادم مملکت باشند، هم چنانکه امروز می‌بینیم با تعلیم و تربیت مساوی که بین دختران و پسران هست، دختران و زنان هم به موقعیت‌ها و مقام‌های عالی رسیده‌اند، که امیدواریم این موقعیت‌ها در آینده در اثر تعلیم و تربیت درست، بیشتر و بیشتر شود.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

منع خشونت علیه زنان

بیانیه به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان

مسئله چندھمسری، صیغه (فحشاء موقت)، نداشتن حق انتخاب ھمسر، ممنوعیت سقط جنین، نداشتن حق نگھداری فرزندان پس از درگذشت شوھر، نداشتن حق تعیین محل سکونت و مسافرت، نمونه‌ھای بارزی از قوانین زن‌ستیزانه‌ای است که ...

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *