کمپین #من.وکالت.می‌دهم یک شکست و یک پیروزی

کمپین #من.وکالت.می‌دهم یک شکست و یک پیروزی

با تمام انتقادات و سؤالاتی که در برابر توئیت مشترک ۶ شخصیت ایرانی در آغاز سال نو میلادی مطرح شد، یک نکته مورد تأیید گسترده قرار گرفت و آن نشانه‌ای برای آغاز همکاری و شاید حتی ائتلافِ نیروها جهت مبارزه با دیکتاتوری حاکم در ایران بود. اما هنوز گفت‌وگو درباره‌ی آن آکسیون تازه شروع شده بود که کمپین #من-وکالت-می‌دهم همچون بمبی بر سر بحث ائتلاف منفجر شد.

سردبیر

اینکه کمپین #من-وکالت-می‌دهم آثار مخربی دارد امروز جای بحث نیست. این آکسیون انجام شده و روشن‌ترین نتیجه‌ی آن دو‌تکه شدن طیف سیاسی و کل جامعه است که این نیز به‌خودی‌خود ضربه بزرگی به بنای نحیفِ اتحاد نیروهای به شمار می‌رود. اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. درحالی‌که محوری‌ترین وظیفه نیروهای سیاسی و اجتماعی در این میدان ایجاد فضای اعتماد است این کمپین ضربه مهلکی به روند بسیار آرامِ اعتمادسازی در میان نیروها زد. ترس از اینکه دوباره یک نیرو می‌خواهد بیاید و قدرت را در دست خود و طرفدارانش قبضه‌ کند، اینکه وکالت دادن بسیاری را یاد بیعت کردن می‌اندازد و بیعت کردن به‌نوبه خودش یادآور نظام پادشاهی در همسایگی‌مان است که بن سلمان‌اش به راحتی یک روزنامه‌نگار را در سفارت‌خانه‌اش تکه‌تکه می‌کند. اینکه همین همسایه‌ی جوان‌مان برای رسیدن به قدرت مطلق تمامی مخالفان بیعت را در یک هتل زندانی و بعضاً شکنجه می‌کند و برخی از آن‌ها را صدها میلیون دلار تلکه می‌کند و...

اگر موافق باشیم که

۱) مهم‌ترین نقطه قوت دیکتاتوری حاکم بر ایران همانا نبود نیروی آلترناتیو برای جایگزینی است:

۲) هیچ‌کدام از نیروهای سیاسی به تنهایی قادر به ایجاد نیروی مقتدر و مؤثر در برابر حکومت نیست؛ 

۳) در نتیجه تنها راه برون‌رفت از شرایط امروز و گذار از جمهوری اسلامی ائتلاف گسترده نیروهای آزادی‌خواه است؛

پس:

کمپین #من-وکالت-می‌دهم با تلاش برای نشاندن یک نیروی سیاسی در جایگاه رهبری، به روند ائتلاف آسیب زد و ناخواسته خدمتی شد به حاکمان مستبد که تفرقه در نیروهای اپوزیسیون برایش نعمت است و بس.

اما درسی که فعالان سیاسی از این کمپین ناموفق می‌توانند بگیرند و از این حرکت شکست‌خورده یک پیروزی عاید جنبش کنند این است که:
الف) هیچ نیرویی به تنهایی قادر به ایجاد اقتدار لازم برای سرنگونی دیکتاتوری جمهوری اسلامی نیست.
ب) هر نیرویی به چنین تلاش خامی دست بزند در وهله‌ی اول به خودش و در مرحله بعد به جنبش ضددیکتاتوری ضربه زده است
ث) برای برون‌رفت از وضعیت موجود باید مدلی ساخته شود که بر اساس آن نمایندگان تمامی احزاب سیاسی، سازمان‌های قومی، فرهنگی، کارگری، سمن‌ها (سازمان‌های مردم‌نهاد)، نویسندگان و هنرمندان و... در یک جمع گرد‌آمده و برای گذار از این مرحله همفکری و برنامه‌ریزی کنند.

این کار به‌هیچ‌وجه آسان نیست اما به باور من تنها راه است و نقشه‌ی آن موجود است: برنامه‌ی «شورای انتقال قدرت» که توسط آقای حسن شریعتمداری تدوین شده است.

گفت‌وگوی هفته با آقای حسن شریعتمداری را به صورت ویدئویی اینجا ببینید:

ارسال نظرات