قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / آرشیو تگ‌ها: ‌ داستان کوتاه

آرشیو تگ‌ها: ‌ داستان کوتاه

داستان کوتاه؛ پس جای من کجاست؟

داستان جمیله هاشمی

یک صدا همیش در گوش‌های نفیسه طنین می‌انداخت که پدرش می‌گفت: زن صد بار گفتمت که دختر مال مردم است و نباید بالایش این‌قدر سرمایه‌گذاری کرد؛ آخر خودت می‌دانی که کاه بی‌دانه را باد کردن است، ثمرش به جریان باد می‌رسد. نفیسه بدون اینکه معنای حرف پدرش را بفهمد، لب کج می‌نمود و از خودش می‌پرسید: یعنی من مال مردمم؟!

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه؛ حق حبس

داستان حق حبس

در حدود یک سالی میشه که به اصرار همسرم و خانواده‌اش تو یکی از دفاتر ثبت ازدواج به‌صورت رسمی به عقد هم در اومدیم، اما هنوز مراسم ازدواج برگزار نشده و به منزل مشترکمون نرفتیم و اون حالا مهریه‌اش رو به اجراء گذاشته و طلب نفقه ایام بعد از عقد خود رو کرده.

بیشتر بخوانید »

خیلی وقت بود که دیگر کسی منتظرش نبود؛ داستان کوتاه

ظهر خرماپزون تابستانی بود. راننده آمبولانس صف مسافرهای میدان هفت‌تیر را با آن نگاه‌های متعجبشان رد کرد و جلوی پای مرد جوان کت و شلوارپوش که چک‌پول لوله شده‌ی لای انگشتش را بالا گرفته بود، ترمز کرد. همکار راننده وسط نشست و برای مسافر جا باز کرد...

بیشتر بخوانید »