Fengye College Center
خانه / آرشیو تگ‌ها: داستان کوتاه

آرشیو تگ‌ها: داستان کوتاه

طلاق بعد از مرگ قسمت 1 از 3

داستان کوتاه

  جمیله‌هاشمی نگاه نسترن درنگاهم پیچید و از قلبم عبورکرد. از شرم نگاهم را دزدیدم. دیدم رسم خواستگاری به جایی رسیده‌‌‌ که همه منتظر بلی و نخیر ما دو نفر را هستند. همه چشم‌ها مانند دوربین‌های خبرنگاری متوجه من و نسترن بود. بدون مقدمه در حالی که نگاهم را از بزرگان …

بیشتر بخوانید »

در انتظار پدر

داستان کوتاه

نرگس‌هاشمی خاموشی در همه جا حکمفرما بود؛ اتاق‌های خانه خالی و بی‌کس بودند. دیوار‌های اتاق با قاب‌های از عکس‌های مختلف و به یاد ماندنی خاطره آفرین گردیده بودند و فرزانه با چشم‌های کنجکاوانه و  کوچک به آنها نگاه می‌کرد؛ وقتی به عکس در قاب افتاده پدر خیره می‌شد و به …

بیشتر بخوانید »

آن بالا و این پائین! بخش دوم و پایانی

آن بالا و این پائین

 اثری از محمد اکرم عثمان حبیب عثمان   از هر سو صدای گوش خراشی به گوشش می رسید: چم و خم، خم و چم! قد و بالا نشکنه – سرو رعنا نشکنه! بابه که راه گریزی نداشت با اکراه و اجبار در حالی که سخت خود را حقیر، خوار و خفیف …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه «رهایی» بخش دوم

جمیله هاشمی آن شب به مشکل گذشت. بچه‌ها هر یک به یاد غذای‌های آشپزخانه‌ای  مادر، میز آراسته از غذای‌های رنگارنگ یا دستر خوان مملو از بوی مست‌کننده‌ای غذای‌های خانگی مثل آشک، بولانی، دو پیازه، قابلی پلو، نان‌های خانگی با نوشابه‌های خوش طعم خواب آن‌ها را رنگین ساخت. آرزوی تهیه پتنوس …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه «رهایی»

بخش اول جمیله هاشمی شفیقه که دختر شرور و پُرعقده‌یی بود، خیالات آزاده‌ای بر سر می‌پرورانید، پرنده‌ای افکارش عنان بدست داشت و او را تا دور دست‌های دور می‌برد. همان بود که همیش تمناهای خیال‌برانگیز بر سر داشت و همه داشته‌های  دنیا را از آن خود می‌دانست. یک شب خوابی …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه در سایه قهرمان

در سایه قهرمان

این داستان کاملاً تخیلی است و نام و شخصیت‌های داستان هم انتخابی است واقعی نیستند. اشرف حمیدی پاییز بود و آغاز فصل سرد؛ بادهای پاییزی و برگ‌های رنگین که دانه‌دانه از شاخه‌ها جدا می‌شدند رقص‌کنان بر روی زمین می‌نشستند و صدای خرد شدن آن‌ها را زیر پای رهگذران می‌شنیدی؛ پاییز …

بیشتر بخوانید »

گفت‌وگو با نویسنده جوان، ساحل رحیمی‌پور

 اکثرِ ما به نوعی به رفتن فکر می‌کنیم فرشید سادات‌شریفی ساحل رحیمی‌پور و تلاش‌هایش را بیش از چهار سال است که می‌شناسم. حدود سه سال او به کارگاه ویرایش و درست‌نویسی آمد که من و دوستانم در موسسه «ویراستاران» در شیراز برگزار می‌کردیم. وقتی از انگیزه‌اش پرسیدیم، تسلط بر درست‌نوشتن …

بیشتر بخوانید »

ما همه فرخنده‌ایم 3

ما همه فرخنده ایم

بخش 3 و پایانی جمیله‌هاشمی گلوی پدر باز گرفته‌ می‌شود اشک‌هایش را پاک‌ نمی‌تواند، سیل آسا از ریش سفیدش جاری‌ می‌شود. همه گریه‌ می‌کنند. پدر سعی‌ می‌کند نیرویش را جمع کند سپس‌ می‌گوید:« آغازگر، ناروا ترین کاری را که از احیای یک فرد عادی خارج است، ملای نافهم مسجد انجام‌ …

بیشتر بخوانید »