Fengye College Center
خانه / آرشیو تگ‌ها: جمیله هاشمی

آرشیو تگ‌ها: جمیله هاشمی

داستان کوتاه دادالله

داستان کوتاه

هرباری که طرف دادالله نگاه می‌کردم‌، از خجلت آب‌ می‌‌شدم و خودم را میان خالی‌‌تر از گذشته‌‌‌ای‌‌‌ او می‌پنداشتم‌‌‌‌. چقدر عجیب است؛ واقعاً، زمان یک مدرسه‌‌‌ای‌‌‌‌‌‌ تمام عیار است. تا دیروز او و حالا...

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه؛ پیوندهای گسسته

داستان

گرگ هرقدر پیر شود، خیزهایش شکن پیدا نمی‌کند. جهان پر ازعجائب است و ما غرق در آن. ازهم‌پاشی خانواده‌های که بر پایه‌ای احساسات، خشت‌های سعادتشان را می‌گذارند، آسمان دل مرا بیشتر از همه مکدر می‌سازد

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه: صدای خالی عشق (قسمت سوم و پایانی)

داستان کوتاه

فرزانه که از سایه خشم پدر دور شد، نفس تازه‌ای کشید و گفت: انکار من حداقل جان او را نجات می‌دهد. زورق آرزوهای‌شان دست‌خوش طوفان‌های سهمناک خشم شد. هردو میان شعله‌ها آتشین عشق و خشم پدر می‌سوختند و کسی دودشان را نمی‌دید.

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه: صدای خالی عشق

جمیله هاشمی | بخش 1 از 3 نیمه‌ای فصل رنگین‌کمان خزان بود، همه ساکنان زمین از سرکشی بادهای بی‌لگام به ستوه آمده بودند. باد خزانی بربام و در گل و گیاه، درخت و باغچه چنان شلاق می‌زد که گویی خصومت دیرینه با آنها داشت. برگ‌های زرد، سرخ، نارنجی و نیمه …

بیشتر بخوانید »

کاش مادرم بود

داستان کوتاه

بخش 2 از 3 بخش جمیله‌ هاشمی من از بیخ بوته پیدا شدیم! مگر تو دخترم نیستی؟ بعد آهی جگرخراشی کشیده چشمانش به نقطه‌ای راه می‌کشید و خاموش می‌شد. سکوت ممتد و طولانی. آن‌قدر در چرت و فکر غرق می‌گردید که گاه‌گاهی وجود مرا نیز فراموش می‌کرد. از بس خودم …

بیشتر بخوانید »