قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / آرشیو تگ‌ها: ادبیات ایران

آرشیو تگ‌ها: ادبیات ایران

داستان کوتاه؛ مسافر

مسافر

لیلا گوشی را گذاشت. از این که صدای مادر گرفته بود تعجب کرد ولی با خود گفت حتما می‌خواهند مرا بازی بدهند. اما از طرف دیگر کنجکاو شده بود که مادر داوود با او چکار دارد. به سرعت به آدرسی که داده بود رفت...

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه: ما کجای کاریم…؟ از کریم زیّانی

داستان کریم زیانی

آقای نکته‌گو سگرمه‌هاش سخت درهم‌رفته بود. به نظر می‌رسید که حواسش شش‌دانگ متمرکز بر مطلبی بود توی روزنامه. چند لحظه منتظر ماندم ولی سودی نکرد. ناگزیر با یک سرفهٔ مصنوعیِ مثلن سینه‌صاف‌کن اعلام حضور کردم تا او را متوجه خود سازم. مثل‌اینکه حیلهٔ فدوی کارگر افتاد

بیشتر بخوانید »

همه پلها را شکسته بودم

داستان کوتاه

موضوع این بود اگر مغازه را می‌بستم زودتر ورشکستگی‌‌ام لو می‌رفت، و اگر می‌ماندم مجبور بودم با طلبکاران دست و پنجه نرم کنم‌. برای همین به نادر گفتم در مغازه بماند و خودم زودتر به منزل رفتم

بیشتر بخوانید »

داستان تولد من و کتاب زرد دعا

داستان کوتاه

هنگامی که به یقه‌ام نگاه می‌کردم که چون برگ‌های درخت، انواع دعا به آن آویزان شده‌اند. و پدرم را به خاطر می‌آوردم. اشک در چشمانم حلقه می‌بست که آه...چقدر دست‌رنج و زحمت طاقت‌فرسا و عرق جبین پدرم به جیب شیخ و ملای محله‌مان رفته است

بیشتر بخوانید »