قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / آرشیو تگ‌ها: ادبیات افغان

آرشیو تگ‌ها: ادبیات افغان

داستان کوتاه؛ مکتب فروشی

داستان کوتاه

جمیله با حالت مشوش و دل پریشان کلید را به قفل دروازه‌ای بزرگ آهنی که صدایش همسایه‌ها را از خواب می‌پراند، چرخاند. در به صدایی بلند و کریی باز شد و دل از دل خانه‌ای زن تنها کشید. صدای بلند و شیطنت‌آمیز شاگردان به گوش‌هایش پیچید و تااندازه‌ای ترسش را مهار کرد

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه؛ انتحاری مرد بود؟

کابل افغانستان

آن روز طبع مریم خوش نبود، یک هفته زحماتش به هدر رفته بود. هنوز هم صدای فرهان دوست و هم‌صنفی شوخ‌طبعش در گوش‌هایش طنین می‌انداخت: خانم‌ها بروید به‌طرف عیاشی‌تان؛ استاد فرهاد امروز نمی‌آید. اوه، نو... چقدر زحمت کشیده‌ام. زهره دست محکمی به شانه مریم زده بود که:

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه؛ اسب سپید

ادبیات افغان

زنده باشی خواهر جان، مال خداست. حتی شوهران خواهرهای خود را نیز در کشتزارش سهیم ساخته و همه شکر خدا کار می‌کنند و دستشان به دهنشان می‌رسد. پدرش چندین سال است که زمین‌گیر شده و فقط در عبادت خدا مشغول است

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه دادالله

داستان کوتاه

هرباری که طرف دادالله نگاه می‌کردم‌، از خجلت آب‌ می‌‌شدم و خودم را میان خالی‌‌تر از گذشته‌‌‌ای‌‌‌ او می‌پنداشتم‌‌‌‌. چقدر عجیب است؛ واقعاً، زمان یک مدرسه‌‌‌ای‌‌‌‌‌‌ تمام عیار است. تا دیروز او و حالا...

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه؛ پیوندهای گسسته

داستان

گرگ هرقدر پیر شود، خیزهایش شکن پیدا نمی‌کند. جهان پر ازعجائب است و ما غرق در آن. ازهم‌پاشی خانواده‌های که بر پایه‌ای احساسات، خشت‌های سعادتشان را می‌گذارند، آسمان دل مرا بیشتر از همه مکدر می‌سازد

بیشتر بخوانید »