Fengye College Center

داستان

داستان کوتاه؛ یک اسب در کوله‌پشتی من گریه می‌کند

یکم اسب در کوله پشتی من گریه می کند

الکی میگه! من یک اسبم. این حرف‌ها یه مشت حرف چرنده. پرت و پلاست. من یک اسبم. شیهه می‌کشم، یورتمه میرم. علف و یونجه می‌خورم. اصلا اون خانمه رو هم نمی‌شناسم. همون که اومده اینجا و می‌گفت اسمش مرجانه، مژگانه، چه می‌دونم! حالا هر چی. می‌گفت من زنتم. یعنی زن من! گریه می‌کرد

بیشتر بخوانید »

داستانِ کوتاه: خواب خوش

داستان خواب خوش

با خودم گفتم ای‌بابا امروز چه خبره؟ نکنه افتادم تو بهشت و خبر ندارم! خلاصه رسیدم اداره. از دم در که وارد راهرو ساختمان شرکت شدم تا طبقه ششم که آسانسور ایستاد و هرکدام وارد اتاقمان شدیم، با همکاران خوش‌وبش کردیم. بعد خوش و سرحال نشستم پشت میزم و شروع کردم به کار. چه انرژی، انگار قدرتی پیدا کرده بودم که می‌توانستم تمام گیر و گرفتاری‌های مراجعین رو رفع کنم. وای چقدر دردهایشان را خوب می‌فهمیدم

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه: مترو

داستان مترو

برخورد تصادفی من و عمو جاوید آن روز در مترو سبب شد ابر ضخیم سوءتفاهم بین آنها برطرف شود و آسمان دوستی آنها شفاف‌تر و صفا و محبت دوستانه‌شان دوباره برقرار گردد.

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه: تای سیز

داستان مهدی توکلی تبریزی

از روزی که آخرین کشتی بندرگاه را ترک کرد سال‌ها گذشته بود. از فردای آن روز اهالی بندر ترکمن دیگر صدای بوق هیچ کشتی را نشنیدند. آتابای هرروز هنگام غروب آفتاب سوار بر تای سیز خودش را به اسکله بندر می‌رساند و رو به سوی نقطه‌ای در منتهی الیه افق در جایی که دریا و آسمان هم آغوش می‌شدند خیره می‌شد. کسانی که او را از نزدیک می‌شناختند بارها از او شنیده بودند که: بندر بدون کشتی، می‌میرد

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه؛ دیدار

داستان دیدار

قرار بود ببینمش، دختری که کنجکاو بود ببیند مرا ولی هرگز نگفته بود که می‌خواهد مرا ببیند، فقط از لحن صدایش در اولین تماس تلفنی و بعدها در مسج‌هایی زیبا، شاعرانه و ادبی که هرروز برایم می‌فرستاد کاملاً حس کرده بودم و

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه؛ کهنه‌پرست

خرافه پرستی

مادربزرگ حق داشت چون از تک تک اون چیزهائی که دم دستش بود خاطره داشت اما... یک جورائی زیادی وابسته به اونها شده بود. بطوریکه اگر یک چیزی خراب می‌شد و دور انداختنی، با اکراه نو آنرا‌ می‌خرید اما کهنه را هم نگاه‌ می‌داشت

بیشتر بخوانید »