قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center

داستان

داستان کوتاه؛ هدیه نوروز

داستان کوتاه لاله رهبین هدیه نوروز

دیگر بهتر از این نمی‌شد. انگار بعد از آن همه عذابی که این مدت کشیدم در رحمت خدا باز شده و قرار بود مشکلات ما حل شود. بلی حل شد، آن سال با وجود آن همه مشکلات و بیماری کرونا، عید خوبی داشتیم

بیشتر بخوانید »

داستان؛ پیربانو و عمونوروز

ننه سرما و عمو نوروز

پیر بانو یک سفره سفید اطلس زردوزی شده داشت که مخصوص هفت‌سین بود. آن را هم از صندوقخانه درآورد و با احترام و خوشحالی بوسید و روی گلیم پهن کرد و شروع کرد به چیدن هفت‌سین. به هفت نقطه‌ی سفره دست زد و هفت کلمه‌ی طلایی ظاهر شدند: سلامتی، سرسبزی، سرور، سپیدبختی، سرفرازی، سازندگی، سعادت

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه؛ بخت… یا بختک؟

داستان کوتاه زیانی

بخت داشت در خانه آقای بختیار را دق‌دق می‌کوبید ولی آقا روحش هم خبر نداشت. خوشبختانه همسرش، زهره خانم خبردار شده بود و سرگرم تهیه مقدمات لازم بود تا طوری در را به روی بخت باز کند که شوهرش از دیدن هیبت عظیم و شگفت‌آور آن، شوکه نشود و احتمالن به‌جای بخت، بختک را در آغوش نگیرد...

بیشتر بخوانید »