قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center

ادبیات

قصه‌های مهاجرت؛ پروین خانم

«اِ اومدی؟! مخلصیم شرمنده من یک ساعت پیش با تلفن مامانت متوجه شدم رسیدی. لابد تاکسی کلی پول هم گرفت ازت. مگه پروازت پنجشنبه نبود؟! حواسم پرته ایران دیروز پنجشنبه بود امروز اینجا هاهاها. بی‌خیال حالا بیا تو دست و صورتت رو بشور یه چای بزن بریم.»

بیشتر بخوانید »

تازه‌های کتاب در ایران و کانادا: کتاب “جفت‌پا وسط تاریخ” و رمان “Une autre vie est possible”

جفت پا وسط تاریخ

نشر کراسه کتاب طنز تاریخی «جفت‌پا وسط تاریخ» را منتشر کرد. این اثر، دومین کتاب فریور خراباتی، طنزپرداز مجلات و روزنامه‌هاست. او که طنز سیاسی نیز می‌نویسد، اغلب سوژه‌های خود را از میان رویدادها و شرایط سیاسی و اجتماعی و فرهنگی روزمره پیدا می‌کند...

بیشتر بخوانید »

نگاهی به شهریار

شهریار

در اواخر سال ۱۳۶۶، استاد، یک‌بار هنگام صحبت دربارهٔ گوشه‌های تاریک و مبهم زندگی‌شان خطاب به بنده فرمودند: «شما یک تحقیقی هم پیرامون تاریخ تولدِ قطعی بنده بکنید که ۱۲۸۳ صحیح است یا ۱۲۸۵.» و اضافه کردند: «بنده شناسنامهٔ خودم را خودم گرفته‌ام؛ ولی در قطعیتش شک دارم.»

بیشتر بخوانید »

رسیده از خوانندگان: سروده‌ای از منصور لطفی هروی

منصور لطفی هروی شاعر ساکن مونترال، اصالتاً اهل خراسان (مشهد) است. او که اشعار کلاسیک بسیار مستحکمی می‌سراید، به‌عنوان داروساز در مونترال شاغل است؛ اما علاوه‌بر دکترای داروسازی در ایران، تحصیل موسیقی در کنسرواتوار و دانشگاه لیون در فرانسه و فارغ‌التحصیلی از رشته‌ی آهنگسازی از دانشگاه UdM را در کارنامه دارد

بیشتر بخوانید »

خلاقیت‌های کودکی ناسازگار که استاد نویسندگی شد؛ ویژه‌ی تولد هوشنگ مرادی کرمانی

هوشنگ مرادی کرمانی

هوشنگ مرادی کرمانی و آثارش، معروف‌تر از آن هستند که برای آغاز کردن یک نوشته در این باب، نیازی به توضیحات حاشیه‌ای باشد. کتاب «شما که غریبه نیستید» (یکی از پرخواننده‌ترین آثار این نویسنده‌ی نام‌آور) نیز از این قاعده مستثنا نیست...

بیشتر بخوانید »

قصه‌های مهاجرت: سارا

مرد جوان با نوک انگشت گوشه چشمانش را که کمی‌تر شده بود پاک کرد و درحالی‌که به‌صورت سفید و بی‌روح دختر نگاه می‌کرد گفت: سارا این جلسه سومیه که به اینجا می‌آیی و همچنان چیزی نمی‌گویی. تو خوب می‌دانی که ما می‌خواهیم کمکت کنیم. هم من و هم دوستت که واقعاً نگرانته...

بیشتر بخوانید »

قصه‌های مهاجرت؛ تاکسی

ایزابل زن سفید، حدود سی و سه‌چهارساله با سگی کوچک داخل کیفش، هیکل درشتش را در صندلی عقب تاکسی جا داده و لابه‌لای صحبت با موبایلش، مرتب از راننده سؤال می‌کرد کی می‌رسند...

بیشتر بخوانید »

“رنج‌کاه‌ها” در شعر مهدی اخوان‌ثالث؛ ویژه‌نامه‌

کشف یا خلق رنج‌کاه‌ها، ایجاد وضع مطلوب یا حداقل رسیدن به وضع‌وحالی است که مطلوب او باشد؛ اما «انسان هروقت احساس کند از وضع مطلوبش دور افتاده، آرامش از او سلب می‌شود... وقتی انسان در یک وضع نامطلوب قرار می‌گیرد و یا از آن دور می‌افتد، احساسی به انسان دست می‌دهد که از آن تعبیر به رنج می‌شود»

بیشتر بخوانید »