قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / آریانا (صفحه 47)

آریانا

داستان کوتاه رعنا

داستان کوتاه رعنا

داستان کوتاه رعنا قسمت دوم از 2 قسمت نرگس هاشمی دریور با آخرین سرعت می راند وبرای دریافت بخشش از طرف رییس اش عجله داشت و با رد و بدل نمودن کست ها فاصله را کوتاه می ساخت .لحظه ای نگذشته بود که رعنا خودش را مقابل خانه فیروز یافت …

بیشتر بخوانید »

میراث گران‌بهای شعر و ادب دری

میراث گران بهای شعر و ادب دری

ادبیات افغانستان حبیب عثمان ولی طواف  از شاعران و سخنوران با استعداد است که با وجودی‌که سواد مدرسه‌ای نداشته اشعار دلپذیر و نیکو سروده است. نامش ولی‌محمد و نام پدرش علی‌محمد است. در شهر کابل تولد شده، وفاتش در ۱۲۸۸ هجری قمری در اثر فرو افتادن خانه‌اش در همان شهر …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه رعنا

تابلویی از سمیه بهروزیان، نقاش وهنرمند هراتی نرگس هاشمی ساعت پنج صبح فيروز از خواب برخاست و به صدای پرنده‌ها گوش داد که شادمانه طلوع صبح و آغاز یک روز ديگر را زمزمه می‌کردند. احساس شيرينی مثل يک رويای هوس‌آلود از ذهنش گذشت و بار ديگر به عالم رؤیا پناه …

بیشتر بخوانید »

من و پهلوان برات

داستان‌های فولکلوریک از سرزمین افغانستان  اثری از داکتر محمد اکرم عثمان یاد کودکی مثل آهنگ خوابآور جویباری است که از جنگل دوری به گوش برسد. من در آن شب بی مهتاب که ابرها در اقیانوس قیراندود آسمان شناور بودند به چنین سرودی گوش میدادم. صدای قلقل آب از جوی ناپیدایی …

بیشتر بخوانید »

گزیده‌های ناب و زیبا از شاعران معاصر افغانستان 

شاعر افغان

حبیب عثمان بهار کابل نه شگوفه بر درختی، نه گلی به شاخساری نه شمیم عطر بیزی، نه نسیم نوبهاری نه تراوتی به باغی، نه حلاوتی به راغی نه ز ابر تیره اشکی نه نمی به جویباری نه به دیده سرو نازی، نه نگاری دلنوازی و نه آه جان‌گدازی که به …

بیشتر بخوانید »

نگاهی به تاریخچه موسیقی افغانستان و بنیان‌گذاران آن

حبیب عثمان در عصر ویدی و پیش از آن مردان و زنان اتن می‌انداختند و رقص می‌کردند ولی معلوم نمی‌شود که زن و مرد یکجا رقص می‌نمودند یا نه. اتن عصر ویدی طوری که امروز در میان قبایل پشتون و نورستان مروج است عینآ به همین رویه در آن عصر …

بیشتر بخوانید »