Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا (صفحه 10)

آریانا

استاد ببرک وسا

حبیب عثمان/در کنار چهره‌های سرشناش موسیقی‌دانان اروپا به ویژه آلمان به عنوان استاد موسیقی، کمپوزیتور، آهنگ‌ساز و موزیک دایرکتر توانا در شماره‌های قبل سیر موسیقی در افغانستان به معرفی گرفته شد و از رشد و پیشرفت آن یادآوری گردید، هم‌چنان در مورد سبک‌های موسیقی که شامل سبک کلاسیک، پاپ، محلی، …

بیشتر بخوانید »

داستان: راحله | قسمت پایانی

جمیله هاشمی/با نگاه معنی‌دار طرف مادر؛ گفت: اگر شوهرات را در کفه دیگر بگذارند آن وقت..؟ راضیه با قاطعیت گفت: یقینا که باز هم مادرم، فهمیدی..؟! رابعه و رئیسه بازوی راضیه را محکم گرفتند. مادر با نگاه عطوفت‌آمیز گفت: دختران کم دل من. دختران به بغل مادر پناه بردند ولی …

بیشتر بخوانید »

جلال نورانی نام پر آوازه‌ی طنز افغانستان

حبیب عثمان/پدرش محمدسالم و پدر کلانش نورانی نام داشت، نورانی نام پدر کلانش بود که محمدسالم پدرش آن را به حیث نام خانواده‌گی برگزید. او را برای تحصیل به ترکیه رفت، مدت ۱۴سال برای وزرات دفاع افغانستان به کسب دانش پرداخت. محمدسالم در مکاتب حربی به حیث مترجم و معلم …

بیشتر بخوانید »

یوسف آیینه و شعر «نیما»ییِ او

حبیب عثمان/ یوسف آیینه در سال ۱۲۹۹ خورشیدی در شهر کابل زاده شد. آموزش ابتدایی را با تنگ‌دستی و مرارت‌های مادی در مکتب عالی امانی آغاز کرد و تا پایان دوره متوسطه در آن جا درس خواند. اما پیش از آن که سند فراغت را بدست آورد، مکتب را ترک …

بیشتر بخوانید »

باید با تلاش خود در توسعه جامعه سهم بگیریم

با میلاد نادری، انجنیرِ جوانِ پروژه‌ی میلیاردیِ «تورکات» حبیب عثمان/زنده‌گی بسیاری از مهاجران افغان کتابی‌ست از رنج و درد، یأس و نومیدی، کار‌های طاقت‌فرسا و  موفقیت‌های چشمگیر! وقتی کودکی گام‌های نخست‌اش را بروی زمین می‌گذارد بدین معناست که وارد صحنه‌ای زنده‌گی می‌شود. والدین با چه اشتیاق به او می‌نگرند برایش …

بیشتر بخوانید »

داستان : راحله | قسمت 2 از 3

جمیله هاشمی/ مادر می‌فهمید که دید و بازدیدهای ریچارد و راحله خاموشانه و در غیاب او صورت می‌گیرد. همان بود که مخفیانه راحله را تعقیب می‌کرد. او می‌دید که ریچارد خودش را پنهان از چشم سلیمه به راحله می‌رسانید و راحله نیز چار اطراف را ورانداز نموده و با وی …

بیشتر بخوانید »

داستانِ کوتاهِ «شبان»

جمیله هاشمی قسمت دوم و پایانی صدای موزیک از دکان بقالی کنار دروازه‌ای حویلی تکسی‌ران گوش‌های نیلوفر را پر نموده و دلش را ریشه‌ریشه ساخت؛ «زمانه‌ای زمانه امیدم ناامیده، نمیشه باورم شه، به آخرش رسیده، هوا هوای گریه‌اس، مجال خنده‌ای نیس. گذشته‌ها گذشته ولی آینده‌ای نیس. «زمانه‌ای زمان اشک‌هامو می‌دیدی …

بیشتر بخوانید »

ولایت هرات ، شهری باسابقه تاریخی و فرهنگی درخشان و پربار | بخش دو و پایانی

قیام و مبارزات طاهریان هرات بر ضد عرب‌ها:  حبیب عثمان/طاهر سر سلسله طاهریان هرات، پوشنگ است. شخص آزادمنش، آزادی‌خواه و مظهر تربیه، احساسات و سجایای ملی قوم باستانی آریانا بود و با آن همه قوت نفس و غرور ملی که داشت به مقصد دیرینه خود یعنی حصول استقلال و گذاشتن …

بیشتر بخوانید »

داستان : راحله | قسمت 1 از 3

جمیله هاشمی/فامیل تازه وارد به کانادا، لوازم خویش را به آپارتمانی که تازه به کرایه گرفته بودند، انتقال می‌داد. پسرجوانی که قد بلند، موهای خرمایی و چهره سفید دخترانه داشت به لهجه‌ای تیره‌ای انگلیسی گفت: می‌توانم شما را کمک نمایم؟ سلیمه مادر دختران متعدد با خوشحالی لبخند زد و تقاضای …

بیشتر بخوانید »

رقص سماع

چون نی به نوا آمد آن نغمه‌ی مستانه رندی به طرب برخاست از گوشه‌ی مَی خانه حبیب عثمان/ رقص سماع به نوعی از رقص صوفیه که شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی گفته می‌شود. سماع پیشینه کهن تاریخی داشته و پس از اسلام موافقان و مخالفانی …

بیشتر بخوانید »
رفتن به نوارابزار