Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا (صفحه 10)

آریانا

داستان : نقطهٔ نیرنگی/ قسمت دوم از چهار

محمد اکرم عثمان/در اخیر هر ماه، اندوخته‌اش بیشتر می‌شد و بانک نوت‌ها با احتیاط زیاد در لابه‌لای لباس‌های درون بکس آهنین چیده می‌شد. اما در عوض دریاب لاغرتر می‌شد و رنگش زردتر می‌گردید. دو جوره دریشی مستعملی که از سرای کهنه فروشی خریده بود هفته به هفته در جانش کشادی …

بیشتر بخوانید »

اشتراک افغان‌ها در فستیوال اورینتالیس شهر مونترال

حبیب عثمان/فستیوال اورینتالیس برای هشمین بار در بندر قدیمی شهر مونترال برگزار شد. امسال نیز مونترال شاهد برنامه‌های فرهنگی کشورهای اشتراک‌کننده بود، که از تاریخ ۲ تا ۵ اگست دوام کرد. فستیوال اورینتالیس سفری‌ست، جانب مشرق زمین که با هزار و یک رنگ آراسته شده این رنگ‌ها را از طریق …

بیشتر بخوانید »

داستان چنگ و دندان/ بخش 1 از 2

  جملیه هاشمی/بیانه‌ای پرمحتوای مریم دختر نوجوان ملکه که چشم، گوش و زبان مادرش شده بود، همه مشترکان را به وجد آورد. تعجب براین بود که این همه قوت دختری که باید راه  والدین‌اش را تعقیب می نمود از کجا می‌آید. مادر بی‌زبان و ناچار، پدر به گفته‌ای این وآن …

بیشتر بخوانید »

داستان: نقطهٔ نیرنگی / قسمت اول از چهار

محمد اکرم عثمان/دریاب در میان تمام شاگردان فاکولته نقطهٔ نیرنگی بود. قدی دراز، گردنی دراز، دست‌های دراز، پاهای دراز و حتی دندان‌های دراز داشت و با این چیزهای دراز، لاغر و استخوانی هم بود. بچه‌های لیلیه او را «بابه لنگ دراز» صدا می‌زدند. چه پشتش در حین جوانی تا حدی …

بیشتر بخوانید »

زنان شاعر افغان

نرگس هاشمی/زنان شاعر در افغانستان در کنار مردان اهل ادب در  ساختن ادبیات این سرزمین تاریخی و بافرهنگ نقش آفریده اند. آنها علی‌رغم همه محدودیت‌هایی که با آن مواجه بودند از پا ننشستند و دست از سرایش شعر برنداشتند. تبعیض‌های جنسیتی  و خشونت‌هایی که از سوی جامعه مردسالار بر آن‌ها …

بیشتر بخوانید »

غزنه شهری به عنوان پایتخت دوره‌یی فرهنگ و تمدن اسلامی قسمت دوم و پایانی

حبیب عثمان   در شماره‌ی قبلی مجله «هفته» صفحه آریانا به دیار غزنه رفتیم و آن بخش اول آن را معرفی کردیم. در این شماره ادامه مطلب هفته قبل را می‌خوانید. در مقدمه غزنه اینگونه معرفی شده است: غزنی شهری ست در مرکز شرقی افغانستان که در ارتفاع ۲۱۸۳ متری …

بیشتر بخوانید »

داستان ایستگاه آخر

  مهرام بهین/روی صندلی فلزی نشسته‌ای. آلبوم بزرگی روی میز افسر نگهبان باز است. آلبوم را به سویت سر می‌دهد. جرئت ورق زدن نداری. دستهایت می‌لرزند. از توی کیف، دستمالی بیرون می‌کشی. چشمها و آب دماغت را پاک می‌کنی. افسر نگهبان، آلبوم را ورق می‌زند. تلفن زنگ می‌زند. گوشی را …

بیشتر بخوانید »

امیر محمد اثیر: طبیب، شاعر و ادیب

حبیب عثمان   داکتر امیر محمد اثیر فرزند حاجی میرعلی غزنوی یکتن از دانشی مردان به نام و کم نظیری ست که مدینته الاولیای غزنی در دامان خویش پرورانیده و به جهان علم و ادب پیشکش نموده است. اثیر در سال ۱۲۹۳ خورشیدی در گذر کاردگری شهر قدیمی غزنی چشم …

بیشتر بخوانید »

داستان کوتاه طلاق بعد از مرگ قسمت سوم و پایانی

جمیله هاشمی   بیچاره مادرم آخ و واخ کنان از جایش بلند شد، تا رفت بسیار دیر شده بود. دروازه به شدت بیشتر تک تک زدهرشد که هرضربه اش دررگهای بدنم فرو می‌رفت، روی آئینه قلبم را غبار گِل آلود گرفت. بیاد گفته‌های آن مرد افتادم. باخود گفتم: خدا کند …

بیشتر بخوانید »

غزنه شهری به عنوان پایتخت دوره‌یی فرهنگ و تمدن اسلامی

حبیب عثمانی   قسمت اول از دو بخش در شمارهای قبلی مجله “هفته” صفحه آریانا یادآور شدیم که: وقتی از سرزمین افغانستان نام برده می‌شود، سیمای جنگ، ویرانی، کشتار و عقب مانی این کشور نزد جهانیان مجسم می‌گردد. به گذشته‌ها، تاریخ، فرهنگ، طبیعت زیبا، پیداوار، میراث‌های فرهنگی، آبادات تاریخی، مشاهیر …

بیشتر بخوانید »