قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / حکایت ها و طنز هفته

حکایت ها و طنز هفته

حکایت هفته

«کشیش و پسرش»

کشیشی یک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسیده بود که فکری در مورد شغل آینده‌اش بکند. پسر هم مثل تقریبا بقیه هم‌سن و سالانش واقعا نمی‌دانست که چه چیزی از زندگی می‌خواهد و ظاهرا خیلی هم این موضوع برایش اهمیت نداشت. یک روز که پسر به مدرسه رفته بود، پدرش تصمیم گرفت آزمایشی برای او ترتیب دهد به اتاق پسرش رفت و سه چیز را روی میز او قرار داد: یک کتاب مقدس، یک سکه طلا و یک بطری مشروب.

کشیش پیش خود گفت: من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بیاید. آنگاه خواهم دید. کدامیک از این سه چیز را از روی میز برمی‌دارد…

اگر کتاب مقدس را بردارد معنایش این است که مثل خودم کشیش خواهد شد که این خیلی عالیست. اگر سکه را بردارد یعنی دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نیست. اما اگر بطری مشروب را بردارد یعنی آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جای شرمساری دارد.

مدتی نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت. در خانه را باز کرد و در حالی که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌ای پرت کرد و یک راست راهی اتاقش شد. کیفش را روی تخت انداخت و در حالی که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشیاء روی میز افتاد. با کنجکاوی به میز نزدیک شد و آن‌ها را از نظر گذراند. کاری که نهایتا کرد این بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زیر بغل زد. سکه طلا را توی جیبش انداخت و در بطری مشروب را باز کرد و یک جرعه بزرگ از آن خورد. کشیش که از پشت در ناظر این ماجرا بود زیر لب گفت: خدای من! چه فاجعه بزرگی! پسرم سیاستمدار خواهد شد.

 

نکته مثبت هفته

امروز را دریاب! آری… دیروز جز خاطره‌ای بیش نیست و فردا فقط یک رویاست. اما اگر امروز را خوب زندگی کنی، تمام دیروزهایت به خاطره‌ای خوش و تمام فرداهایت به رویاهای امید تبدیل خواهند شد.

«عجایت هفتگانه جهان»

معلمی از دانش‌آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست‌وار بنویسند. دانش‌آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته‌های آنها را جمع‌آوری کرد. با آن که همه جواب‌ها یکی نبودند اما بیشتر دانش‌آموزان به موارد زیر اشاره کرده بودند: اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، دیوار بزرگ چین و … در میان نوشته‌ها کاغذ سفیدی نیز به چشم می‌خورد.

معلم پرسید: این کاغذ سفید مال چه کسی است؟ یکی از دانش‌آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسید: دخترم چرا چیزی ننوشتی؟ دخترک جواب داد: عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی‌توانم تصمیم بگیرم کدام را بنویسم.

معلم گفت: بسیار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم. در این هنگام دخترک مکثی کرده و گفت: به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارتند از: لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن. پس از سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت.

(منبع: صد داستان کوتاه از آثار منتخب بزرگترین نویسندگان دنیا. تدوین: مهندس امیر مدرسی. تبریز یاران 1382)

لطیفه‌های هفته

  • دلبرا یک بوسه دادی این قدر نازت ز چیست؟ گر پشیمان گشته‌ای بگذار در جایش نهم. صائب تبریزی این شکلی مخ می‌زد، حالا هی برو تو خیابون پیس پیس کن….
  • با این افزایش قیمت‌ها لازم نیست تو جیب لباس‌های قدیمی‌تان پول پیدا کنید تا خوشحال شوید! شما یک دستمال کاغذی از تو جیب بکشی بیرون کلی سود کردی…
  • اینکه بعد از خواستگاری یک نشان برای عروس می‌خرند چیزی در مایه‌های همان بیعانه‌ست که یعنی این دخترتان را برای ما نگه دارید می‌رویم دور می‌زنیم اگر چیز بهتری گیرمان نیامد می‌آییم می‌بریمش…
  • تنها هیئتی که حسابی اشک آدم را درمی‌آورد و آخرش هم نذری نمی‌دهد هیئت دولت است!
  • در اروپا با مالیات کل کشور را اداره می‌کنند و هر سال کلی هم پیشرفت می‌کنند! در ایران مالیات هست، خمس هست، زکات هست، نفت هست، گاز هست، معدن هست… باز هم کسری بودجه داریم. مدیونی اگر فکر کنی دزد هم داریم….
  • مداح هیئت محل ما هر چند دقیقه یک بار با اشاره به ما می‌گوید آن عقبی‌ها هم سینه بزنند. داداش کنسرت ابی که نیامدیم ما عقبیا واسه شام آمدیم اینقدر گیر نده….
  • می‌گویند راننده‌ای با سرعت 200 تا حرکت می‌کرد، پلیس گرفتش و گفت چرا این همه سرعت!!! راننده گفت: گوشیم مانده پیش زنم آن هم بدون رمز!!! پلیس گفت پس زود حرکت کن ما هم راه را برایت باز می‌کنیم و پشت سرت می‌افتیم تا مشکلی پیش نیاید!!!

نکته هفته

انسان‌ها در هیچ‌یک از ویژگی‌هایشان به اندازه‌ی نیکی کردن به همنوعان خود خدای‌گونه نیستند.

نقل‌قول هفته

بتهون: برای من قهرمانان کسانی نیستند که با اندیشه یا با زور خود پیروز می‌شوند، برای من قهرمانان تنها کسانی هستند که روح و قلب بزرگ داشته باشند.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا!

آلمانی: روزی که صبر در باغ زندگیت بروید به چیدن میوه‌ی پیروزی امیدوار باشید.

شعر طنز هفته

«مناجات»

خدایا! به پیت و به بشکه قسم

به زنجیر چرخ درشکه قسم

به «گلرنگ» و «ریکا» و «تاژ» و «گلی»

به ماله به فرقون به استامبولی

به بی‌کار و بی‌پول و بی‌اسکناس

که از جیب خود می‌کند اختلاس

به چرتی که شلوار شُل می‌زند

شپش توی جیبش دُهل می‌زند

خدایا! به آبی و قرمز قسم

به اصلاً، به عمراً، به هرگز قسم

به نعل و به چکش، به دیوار و در

به عمری که شد در نوشتن هدر

مدد کن فیوز کسی نپرد

خر لنگ ما هم ز پل بگذرد

در این دهر نامرد گردن کلفت

بیفتد به چنگم دو تا گوش مفت

زنم هر چه جیغ است و فریاد و داد

کسی نیز عین خیالش مباد!

(منبع: یک بغل کاکتوس. به کوشش امید مهدی‌نژاد. این شعر رحیم رسولی. مشهد سپیده باوران 1388)

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت هفته

طنز و حکایت هفته ۵۸۸

چارلی چاپلین: نه موطلایی‌ها، نه موخرمایی‌ها و نه مومشکی‌ها؛ بلکه موسفیدها وفادارترین زنان و مردان‌اند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *