Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / باید با تلاش خود در توسعه جامعه سهم بگیریم

باید با تلاش خود در توسعه جامعه سهم بگیریم

با میلاد نادری، انجنیرِ جوانِ پروژه‌ی میلیاردیِ «تورکات»

حبیب عثمان/زنده‌گی بسیاری از مهاجران افغان کتابی‌ست از رنج و درد، یأس و نومیدی، کار‌های طاقت‌فرسا و  موفقیت‌های چشمگیر! وقتی کودکی گام‌های نخست‌اش را بروی زمین می‌گذارد بدین معناست که وارد صحنه‌ای زنده‌گی می‌شود. والدین با چه اشتیاق به او می‌نگرند برایش طلب خیر، سلامتی نموده، ده‌ها آرمان و آرزو را برای کودک خود استدعا می‌کنند. دریغا که کودکان افغان در چند دهه قبل نتوانستد در فضای آرام و عاری از جنگ در محیط خانواده، شهر و دیار خویش در فضای امن و امنیت قدم بگذارند. جنگ درگرفت عده‌ای زیادی کشته شدند بقیه برای نجات خویش آواره دشت و صحرا شدند تا خود را به جاهای امن رساندند. درد دوری از وطن را فقط مهاجر آن زمان می‌داند که چه دیدند و چه کشیدند ! حکایات تلخی داشتند، به خصوص مردم کابل در دهه هفتاد خورشیدی قربانی چنین فاجعه خونین، آن روز‌ها شدند.

حکایه از زنده‌گی جوانی‌ست که در آوان کودکی از آغوش وطن دور شده در پاکستان، فرانسه و کانادا به سر برد. به گفته خودش «از یک ساله‌گی که مهاجر استم تاکنون». این جوان میلاد نادری نام دارد و انجنیر ساختمان است در جامعه مونترال در منطقه «لاسل» دور از خانواده‌اش زنده‌گی می‌کند. با هم نشستی داشتیم، گفتنی‌های زیاد داشت او گفت و من شنیدم بسیار دلچسپ و آموزنده بود، با شما مخاطبان «هفته» مصاحبه موصوف را شریک می‌سازیم.

 

  • در برابر سختی‌ها به پا خاسته به هر مشکل راه‌حلی را جست‌وجو  و آن را دفع کردم … و این یک مقابله‌ای پیروزمندانه بود.
  • جوانان امروز آینده‌سازان فردا استند. درس بخوانند، زبان‌های مختلف یاد بگیرند و با فرهنگ‌های مختلف آشنا شوند.

 

جناب میلاد نادری ارجمند، شما از کابل به پیشاور و دوباره به کابل و از آنجا به لیونِ فرانسه رفتید. چه شد که حالا در مونترال هستید؟

محمدمیلاد نادری استم. در سال ۱۹۹۱ میلادی در شهر کهنه کابل متولد شدم. مانند سایر هم شهریان ستم کشیده کابل از اثر جنگ و … ترک دیار کردیم و در شهر پیشاور پاکستان مسکن گزین شدیم. زمانی فرا رسیدن مدرسه، در لیسه استقلال (که در پیشاور مسمیٰ شده بود) شامل شدم و تا صنف هفتم درس خواندم. با تغییرات سیاسی کشور در سال ۲۰۰۳ به کابل برگشتیم. در مکتب استقلال تحصیلم را ادامه دادم. با نتایج عالی (اول نمره عمومی) صنف دوازدهم را تمام کردم. بورس تحصیلی انتظارم را می‌کشید عازم فرانسه شده، در یونیورستی «کلود برنارد» شهر لیون پذیرفته شدم و در رشته انجنیری ساختمان درس خواندم.سال

۲۰۱۲ به ادامه تحصیلات‌ام از طریق یونیورستی لیون –۱ کشور فرانسه بورس تحصیلی در شهر مونترال برایم داده شد بعد از ختم تحصیل کانادا را برگزیدم.

حالا در یکی از معظم‌ترین پروژه‌های راه سازی کبک مصروف هستید. دقیقا چه می‌کنید؟

من در شهر مونترال در پروژه راه سازیِ Échangeurs Turcot مصروف کار استم.

این پروژه یکی از بزرگ‌ترین پروژه‌های بنایی و ساختمانی ولایت (استان) کبک است که بیشتر از ۳٫۷ ملیارد دالر هزینه دارد. پروژه مذکور شامل ساخت‌وساز سرک، پل‌های هوایی، خط ریل (قطار) تونل و ساحه سبز در شهر مونترال است، که ساختمان‌های قدیمی و کهنه را کاملا از بین برده نقشه جدید و مدرن جاگزین آن می‌شود. حدود یک هزار کارگر و دو صد انجنیر در این پروژه مصروف کار استند. کار ساختمان آن از سال ۲۰۱۵ شروع و تا سال ۲۰۲۰ میلادی به مرحله نهایی خواهد رسید.

در این پروژه در بخش سوپر استرکچر (پل‌های هوایی) کار می‌کنم ساعات کار ما بیش از حدی تعیین شده است. خیلی اوقات ۱۲ ساعت و بیشتر کار می‌کنم.

آیا می‌توانید از موفقیت‌های تحصیلی‌تان بگویید؟

در سال دوم تحصیلم از کشور فرانسه، در رأس یک هیئت ۳ نفری از شهر لیون فرانسه، سه نفر از دنمارک به شهر کوپن‌هاگن رفتیم. شهردار کوپن‌هاگن در مورد حل مشکلات سیلاب و آب رسانی در جهت جلوگیری از آن مؤظف شد تا نظرات خویش را ارایه نمایند. یک ماه کار کردیم و گزارش خویش را به دولت دنمارک تقدیم و از نتیجه کار ما قدردانی شد و تقدیر نامه‌ها به ما دادند.

هفده ساله بودم که از آغوش فامیل جدا شدم. تنها و دور از خانواده در حساس‌ترین دوره زنده‌گی در حرکت افتادم.

در سال ۲۰۱۴ از طریق یونیورستی در رأس هیأت ۵ نفزی به نماینده‌گی از دیپارتمنت ما از شهر کبک در بخش اختراع و نو آوری با کمپنی‌های جهانی مثل زیراکس و بی.ام.دبلیو وارد گفت وگو شدیم. این کمپنی‌ها در استان کبک نماینده‌گی دارند. صحبت‌ها شد و قرارداد‌ها بین یونیورستی‌ها و کمپنی‌ها عقد شد و همچنین اسناد همکاری نیز به امضاء رسید.

در مسابقات بین المللی ۲۴ ساعته برای اختراع و نوآوری سه نماینده از پوهنتون خود ما، سه نفر از ویرجنیا، در شهر ویرجنیایی غرب امریکا شرکت کردیم علاوتآ در این مسابقه تیم‌های دیگر به نماینده‌گی از دانشگاه‌های افریقا، آسیا، اروپا، امریکایی شمالی و جنوبی اشتراک نموده بودند. تیم ما مقام اول جهانی را کسب نمود و جوایز نقدی و تقدیر نامه‌ها را بدست آوردند.

مسابقه انجنیری کبک هم در همین سال بود در بخش Génie Conseil اشتراک کردیم. از تمام  یونیورستی‌های کبک آنجا بودند. ما مقام سوم را بدست آوردیم.

علاوه بر اینها از فرانسه، دنمارک، جرمنی و امریکا نیز بورس تحصیلی بدست آورده ام.

شما به چند کشور جهت تحصیل رفته و درس خواندی، چرا کانادا را برای اقامت برگزیدی ؟

۱. در قدم اول تنوع فرهنگی درین کشور برایم با ارزش بود و مرا به خود جلب کرد. تا جایی که می‌بینم از هر کشور این جا مهاجر دارد، که زمینه آشنا شدن با فرهنگ‌های مختلف را فراهم می‌سازد.

۲. فرصت و زمینه رشد تحصیلی و مسلکی در کانادا بیشتر مهیا ست.

۳. مردمی که این جا زنده‌گی می‌کنند خوش برخورد، نیک سلوک بوده، فکر روشن و باز دارند. حس کمک، همدری و نوع پروری در آن‌ها زنده است.

۴. کانادا طبیعت زیبا، سرسبز، وسیع و اقلیم متنوع دارد، که برایم گوارا ست.

با این همه سفر‌های تحصیلی از فرهنگ‌های مختلف چه آموختی؟

هر کشور فرهنگ، عادات و قوانین مختلف دارد. در جریان تحصیل و رفتن به کشور‌های مختلف تجارب زیادی کسب کردم. مردم فرانسه؛  تحلیل، بررسی، پژوهش، دقت و توجه در کار‌های‌شان می‌کنند.

مردم دنمارک؛ به جامعه و طبیعت علاقه دارند و به آن ارزش و اهمیت قایل استند. به طور مثال؛ دنمارکی‌ها بیشتر از بایسکل استفاده می‌کنند. به این علت که ؛ از یک جهت چون یک ورزش است و به صحت شان مفید است. از جهت دیگر جلوگیری از دود ماشین، پاکیزه‌گی هوا و نگه داشت محیط زیست از آلوده گی. به همین خاطر از این چنین شیوه و عادت خوب پیروی می‌کنند و به طبیعت احترام قایل استند.

جرمن‌ها ؛ با دقت به مؤثریت مسایل و موضوعات توجه می‌نمایند و در کیفیت تولید سعی به خرچ می‌دهند.

در امریکا، تنوع در کار‌ها زیاد به مشاهده می‌رسد. چون مردم از هر جا در امریکا تجمع نموده اند.

تأثیرات فرهنگ‌های مختلف را بر شخصیت خویش چگونه می‌بینید؟

مهاجرت‌ها و سفر‌ها سبب شد تا با فرهنگ‌های مختلف آشنا شوم، با مردم نشست و برخاست کنم و از تجارب آن‌ها استفاده اعظمی نمایم. ۱۷ ساله بودم که از آغوش فامیل جدا شدم. تنها و دور از خانواده در حساس ترین دوره زنده‌گی در حرکت افتادم. نکات مثبت و مؤثر فرهنگ‌ها را گرفتم و تا امروز همان طور پیش می‌روم. شخصیت کنونی ام مختلط شده از فرهنگ‌های مختلف و کسب تجارب.

با زنده‌گی کردن در کشور‌های مختلف به ۶ لسان آشنا شده و تکلم می‌کنم دری، پشتو، فرانسوی، انگلیسی، هندی و اردو.

چگونه با فراز و نشیب ها و مشکلات مقابله کردید؟

در واقعیت از یک ساله‌گی تا کنون مهاجر استم و از آغوش خانواده و میهن جدا به سر می‌برم سرا پا عمرم در سفر و مهاجرت گذشت. دوری از خانواده، اقارب، دوستان، خانه و کاشانه برایم سخت گذشت و می‌گذرد. شب‌های دراز به درس و تعلیم سپری شد. هر نوع مشکل اقتصادی و اجتماعی را متحمل شدم، چون بی جا شدن از خانه چنین سختی‌ها را در قبال دارد. همیشه دو  هدف و مرام داشتم؛ فراگیری علم و مسلک و خدمت به جامعه. البته این تنها آرزوی خودم نبود، بلکه خواست و آرزوی خانواده ای ما، بیشتر از پدرم بود که سختی‌ها و مشقات زیاد را متحمل شد تا من به این مرحله رسیدم. خانواده ام در رشد شخصیت و کارم نقش ارزنده ی دارند. حمایت و تشویق دایمی آن‌ها مرا نیرو و توانایی بخشید تا به این سطح برسم. از یک جهت خودم می‌خواستم کسب تحصیل کنم از جانب دیگر امید و چشم خانواده مهربانم به طرف  من بود که…. با صبر و حوصله، پشت کار و تلاش، تشویق والدین در برابر سختی‌ها به پا خاسته به هر مشکل راه حلی را جستجو  و آن را دفع کردم … و این یک مقابله‌ای پیروزمندانه بود.

تا جایی که می‌بینم از هر کشور این جا مهاجر دارد، که زمینه آشنا شدن با فرهنگ‌های مختلف را فراهم می‌سازد.

در مورد خانواده‌ای تان بگویید ؟

پدر و مادرام معلم بودند. سه برادر و سه خواهر دارم در افغانستان زنده‌گی می‌کنند و مصروف تحصیل استند. فرزند بزرگ فامیل استم والدینم در راستای تعلیم و تربیت ما عمرشان را سپری کرده اند، از زحمات آن‌هاست که به لطف خداوند فرزندانش باسواد و از تحصیلات عالی برخوردار استند.

می توانید گفته‌ها و تجارب‌تان را با دیگر جوان‌ها ابراز نمایید؟

جوانان هر کجایی که استند به درس و تعلیم خود اهمیت زیاد داده و توجه جدی مبذول داشته باشند. جوانان امروز آینده سازان فردا استند. درس بخوانند، زبان‌های مختلف یاد بگیرند و با فرهنگ‌های مختلف آشنا شوند. طرز تفکر و شیوه کار مردمان مختلف را کسب و در رشد شخصیت خود، خانواده و جامعه به کار ببرند. از وقت و انرژی موجود خود استفاده اعظمی نمایند. ورزش  کنند، مطالعه را فراموش ننمایند و با تکنالوژی عصر و زمان خود را آشنا سازند.

کلام آخری‌تان چیست؟

جهان ما در حال رشد و تحول بسیار سریع قرار دارد. افراد موفق در زنده‌گی کسانی استند که خود را با شرایط زمان وفق می‌دهند و از علم و تکنالوژی روز با خبر اند.

در راستای رسیدن به اهداف خود بایستی با مشکلات دست و پنجه داده بر آن غلبه کرد. پیامم به جوانان افغان در کانادا این است که؛ از شرایط گوارایی زنده‌گی که درین جا مساعد است استفاده کنند. منظورم شرایط تعلیم و کار است. امنیت خود و خانواده دارند قدرش را بدانند و برای جامعه بشری خدمت کنند. طوری که برای ما زمینه‌های کار، تحصیل و معیشت فراهم است و از مزایای طبیعت زیبای کانادا استفاده می‌کنیم پس انرژی اعظمی به خرچ می‌دهیم و در رشد و توسعه جامعه سهم می‌گیریم.

جناب میلاد نادری از شما سپاسگزاریم و موفقیت بیشتر شما را آرزو می‌نماییم.

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

قدرتِ تغذیه در هدایت انسان به سوی موفقیت؛ مشاور سلامتی

ترانه ناظری غذا پایه و اساس زندگی است با این‌حال تعداد اندکی از افراد تاثیرات …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *