قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / رقص سماع

رقص سماع

چون نی به نوا آمد آن نغمه‌ی مستانه

رندی به طرب برخاست از گوشه‌ی مَی خانه

حبیب عثمان/ رقص سماع به نوعی از رقص صوفیه که شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی گفته می‌شود. سماع پیشینه کهن تاریخی داشته و پس از اسلام موافقان و مخالفانی نیز در این روش پیدا نموده است. یا به عبارت دیگر سماع از به حرکت در آمدن شیفته‌گان تحت تاثیر آوای دف، نی، تنبور  و شعرهای آهنگین.

سماع در لغت به معنی شنیدن، شنوایی و آوای گوش‌نواز است. در اصطلاح صوفیان سماع به معنی خواندن آواز با ترانه عرفانی توسط قوال یا قوالان (گاه همراه با نغمه‌ساز) و به وجد آمدن شنونده‌گان در مجالس «ذکر جلی» است از آن که این وجد آمدن گاه به رقص و دست افشانی می‌انجامد.

سماع رقص و وجد است و در اصطلاح بر آوازی اطلاق می‌شود که حال شنونده را منقلب گرداند.

صائب تبریزی می‌فرماید:

عشق، ذرات جهان را در سماع آورده است

چون سپند، افسرده‌گان را کار فرما آتش است

ابوسعید ابوالخیر عارف بزرگ می‌گوید:

صوفی به سماع دست  از آن افشاند

تا آتش دل به حیلتی بنشاند

عاقل داند که دایه گهواره طفل

از بهر سکوت طفل می‌جنباند

منبع این سماع چیزی جز عشق نباید باشد. عشقی که هم‌چون آتش زبانه می‌کشد و انسان نمی‌تواند در برابر آن ایستاده‌گی کند. بنابراین در آن ذوب می‌شود و به فنا می‌رسد. از این رو صوفیان توجه ویژه‌ای به سماع داشتند و حتیٰ آن را غذای جان و دوای دل عاشق سالک، نام نهادند.

در فرهنگ درویش و صوفیان به معنی جدا شدن از خود و فنا شدن در ذات اقدس الهیه. درویش معتقدند سماع در عارف حالتی را ایجاد می‌کند که به آن وجد می‌گویند. مراسم وجد و سماع عموما در فضایی به شکل دایره انجام می‌شود. دایره نماد زمانی‌ست که آغاز و پایانی نداره شاید هم بی‌ارتباط با چرخش سیارات به دور خورشید نباشد. دایره در فرهنگ درویش نماد ابدیت است. در مراسم سماع علاوه بر نی، دف، سازهای رباب، تنور، تار و کمانچه نیز استفاده می‌شود. مولوی اعتقاد داشت آن چه که به صورت عادی نمی‌توان توصیف کرد، می‌توان در قالب شعر، موسیقی و رقص بیان کرد و آن چه که مریدانش امروز انجام می‌دهند، تقلیدی‌ست که او و اطرافیانش در قرن هفتم می‌اندیشیدند.

مراسم سماع در هر ایام سال در قونیه برگزار می‌شود. در ایام بزرگ داشت مولانا جلال الدین مصادف به سالگرد وفاتش. مراسم نمادین رقص سماع در سالونی که به همین منظور در قونیه ساخته شده در چندین شب متوالی برگزار می‌شود. در این مراسم ابتدا اشعاری از مثنوی مولانا به زبان ترکی خوانده می‌شود بعد موسیقی با اجرای تک‌خوانی به زبان ترکی اجرا می‌شود. بعد درویش‌ها با لباس‌های بلند (دراز)، دامن چین‌دار و کلاه‌های بلند نمدی، یکی بعد دیگری به دنبال مولا یا مراد خودشان ظاهر می‌شوند و بعد از ادای احترام شروع به چرخیدن می‌کنند. حرکات موزون  مشخصه‌ای اصلی رقص سماع است.

رمزشناسی حرکات سماع:

در سماعِ مولانا دستی که به سوی آسمان است نماد فیض مبدا هستی و دستی که به سوی زمین است نماد بخشش به کل موجودات است و انسان در این میان به عنوان واسطه مطرح است. لباس سفید با دامن بلند (دراز) که نمادی از روح یا جهان روحانی است که فرشته‌گان را به ذهن می‌آورد. عشق در واژه به واژه‌ی اشعار مولوی موج می‌زند.

محل برگزاری سماع:

اگر چه برگزاری مراسم سماع در منازل و حتیٰ در بازارها نیز سابقه دارد ولی برخی مراکز صوفیانه هم چون خانقاه، زاویه، رباط، صومعه، دویره (دیر) و ….

محل خاصی برای اجرای سماع وجود دارد که شامل یک سالون مخصوص است که به آن سماع خانه گفته می‌شود.

مراسم سماع شامل چهار سلام است؛ هر کدام معرف یک معنی خاص.

سلام اول معرف شریعت، سلام دوم طریقت، سلام سوم حقیقت و سلام چهارم معرفت را بیان می‌کند.

شهر قونیه غیر از مقبره مولانا و مراسم سماع جاذبه‌های خیره‌کننده گردشگری نیز دارد.

مسجد علاءالدین کی قباد، تربت شمس تبریزی یعنی مسجد کوچک به یادبود شمس تبریزی ساخته شده است.

مرام منطقه‌ی ییلاقی در حاشیه شهر قونیه، محل زنده‌گی تابستانی مولانا و مریدانش که اشعار مثنوی در آن جا سروده شده و مراسم وجد و سماع هم در همین محل اجرا می‌شود.

مقبره طاووس بابا حکیم هندی که برای دیدن مولانا از هند به قونیه آمده بود.

چون نی به نوا آمد آن نغمه‌ی مستانه

رندی به طرب برخاست از گوشه‌ی می خانه

از ناله‌ی نای و نی و از وجد سماع وی

شد کاری حریفان طی بی ساغر و پیمانه

چون مست حقیقت شد دم ساز طریقت شد

و از ساز شریعت کرد بیرون ره افسانه

از بلخ به روم آمد نی رومی و نی بلخی

و از شهر جنون برخاست نی مست و نی دیوانه

هر کس به گمان خود او را صفتی بخشید

یک سلسله دیوانه یک طایفه فرزانه

چون نَی به نوا آورد عالم به صدا آورد

ز آن همدم این عالم گشت با ناله‌ی مستانه

گیتی وطن او شد هر چند که خوانندش

یک قوم ز ترکستان یک قوم ز فرغانه

منبع: ویکی پدیا، دانشنامه  آزاد … و دیگر سایت‌ها.

یادداشت: بعضی از واژه‌های شعر ذکر شده در صفحات مختلف با کلمات متنوع نگاشته شده، آن‌ها را به گمان اشتباه ما نپندارید!  

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

معرفی کتاب

بحران کنونی و جیوپولیتیک افغانستان، اثر فاروق روشنا

نویسنده ارجمند غرض از نگارش کتاب را چنین گفته است... که ما از نگاه تاریخی، جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی یعنی جیوپولیتیک در «کجا هستیم» و چرا این کشور علی‌الرغم جنگ‌ها، شورش‌ها، بلواها و کودتاها مانند سایرین به مدارج عالی ترقی و مدرنیزم نایل نگردیده است؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *