Fengye College Center
خانه / جامعه / خط قرمز باریک: چرا تکلیف ما با خودمان روشن نیست
سارا افتخار به ظاهر یک روسری به سر کرده است، اما چنان روسری‌اش را با مهارت بسته که با دقت باید متوجه شد که بخشی از مویش نیست. آیا می‌توان آن‌را حجاب نامید؟

خط قرمز باریک: چرا تکلیف ما با خودمان روشن نیست

به بهانه فینالیست شدن دختر با حجاب پاکستانی‌الاصل در رقابت‌های دختر شایسته انگلیس

 

سجاد صاحبان زند/هفته قبل سارا افتخار، دختر پاکستانی‌ الاصل و البته باحجاب شهر شمال انگلیس توانست به جمع پنجاه نفری فینالست‌ها در رقابت دختر شایسته سال ۲۰۱۸ این کشور راه پیدا کند. خبری که هرچند به ظاهر ممکن است به ما ایرانی‌ها، و به ویژه ایرانی‌های کانادا و مونترال ارتباطی پیدا نکند، اما وقتی دقیق‌تر به آن نگاه می‌کنیم، بخشی از زندگی خود را در آن خواهیم دید.

تصور کنید زنی یا دختری که می‌خواهد با استفاده از پوشش حجاب دیده نشود، در مسابقه دختران شایسته شرکت کرده که اساسا جایی است برای دیده شدن دختران. جایی که دختران باید با نمایش توانایی‌های بدنی و ذهنی خود، نظر داوران را به خود جلب کنند، داورانی که در میان‌شان مردان هم حضور دارند. آیا این یک تناقض نیست؟

حجاب در کانادا اجباری نیست، اما برخی از شهروندان مسلمان کانادا، که در میان‌شان هم‌وطن‌های ایرانی ما هم حضور دارند، می‌خواهند این فرهنگ و اعتقاد را حفظ کنند. این نکته نشان می‌دهد که مهاجرت این دسته از ایرانی‌ها به کشوری فرسنگ‌ها دورتر از سرزمین مادری‌شان به دلیل حجاب اجباری در ایران نبوده است و حتما دلایل دیگری داشته‌اند. در مورد غیر ایرانی‌ها که حتما دلایل دیگری مطرح بوده است. برخی از غیرایرانی‌ها که در کشورشان آزادانه حجاب اسلامی را برگزیده بودند، در کانادا هم همین نوع پوشش را برگزیده‌اند و می‌خواهند در هر شرایطی آن‌را حفظ کنند، حتی زمانی‌که می‌خواهند مثلا عضو پلیس شوند و البته اعضای پلیس نباید حجاب داشته باشند. البته تاکنون اخباری شبیه به این را در مورد ایرانی‌ها نشنیده‌ایم، همان‌طور که ایرانی‌ها از نقاب برای پوشاندن صورت استفاده نمی‌کنند. برخی از مسلمانان شمال آفریقا، پا را از عرف اسلام فراتر گذاشته‌اند و می‌خواهند گردی صورت خود را هم با نقاب بپوشانند، در حالی که در بسیاری از فرقه‌های اسلامی، پوشاندن گردی صورت اجباری نیست و حتی توصیه نشده است.

در ادامه این مطلب می‌خواهم به بهانه فینالیست شدن یک دختر باحجاب اسلامی در مسابقات دختر شایسته انگلیس، درباره برخی از تضادها بنویسم، تضادهایی که ما با خودمان، با دنیای مدرن و با مذهب داریم. با این توضیح که نگارنده این سطور به هیچ وجه مخالف حجاب نیست و تلاش می‌کند به هر باور و اعتقادی احترام بگذارد. همه کسانی که با مطالعه، دانش و باور قلبی از پوشش روسری استفاده می‌کنند، مورد احترام ما هستند، اما گاه برخی از افراد رفتاری دارند که نشان می‌دهد حجاب آن‌ها از روی دانش و اعتقاد نیست.

 

حجاب اسلامی و جامعه غربی

از سارا افتخار آغاز می‌کنم که هم‌اکنون در میان پنجاه نفری قرار دارد که قرار است در سال ۲۰۱۸ دختر شایسته انگلستان شود. احتمالا می‌توانید تصور کنید که در مسابقه دختر شایسته، شرکت‌کنندگان از چه پوششی استفاده می‌کنند. هیچ گونه محدودیتی وجود ندارد و احتمالا دختری که اندام زیباتری دارد می‌تواند امتیاز بهتری دریافت کند. البته ملاک‌ها و معیارهای دیگری هم وجود دارد، اما زیبایی اندام و صورت قطعا مهم خواهد بود. به همین دلیل دختران می‌کوشند تا به بهترین شیوه ممکن خود را بیارایند و در معرض دید قرار دهند. احتمالا پوششی از نظر اسلامی به تن می‌کنند که با حجاب اسلامی تناسبی ندارد.

سارا احتمالا به دلیل صورت زیبا و دیگر مشخصاتی که داشته توانسته تا این مرحله بالا بیاید. او در مراحل بعد احتمالا در کنار دخترانی خواهد ایستاد که احتمالا از نظر اسلام پوشش مناسبی نخواهند داشت. آیا این تناقض نیست؟ آیا ایستادن دختری با حجاب اسلامی در کنار کسانی که از نظر اسلام می‌توانند گناهکار باشند، درست است؟

سارا احتمالا به دلیل صورت زیبا و دیگر مشخصاتی که داشته توانسته تا این مرحله بالا بیاید. او در مراحل بعد احتمالا در کنار دخترانی خواهد ایستاد که احتمالا از نظر اسلام پوشش مناسبی نخواهند داشت. آیا این تناقض نیست؟ آیا ایستادن دختری با حجاب اسلامی در کنار کسانی که از نظر اسلام می‌توانند گناهکار باشند، درست است؟

اجازه بدهید یک مرحله به عقب‌تر برویم. آیا سارا حجاب اسلامی را رعایت کرده است؟ لباس او پوشیده است، اما روسری‌ای که به سر دارد می‌تواند حجاب کامل تلقی نشود. معمولا در حجاب اسلامی تنها گردی صورت و دست‌ها بعد از مچ می‌توانند به نمایش در آیند، در حالی که سارا چنین مشخصاتی را رعایت نکرده است. از طرفی او روسری را به گونه‌ای بسته است که انگار بخشی از موهایش است. یعنی در حالی که مثلا حجاب را رعایت کرده، با ترفندهایی این حجاب باعث پوشانده شدن بخشی از سر و صورت نشده است.

شاید با خود گمان کنید که نگاهی این‌چنینی، مته به خشخاش گذاشتن است. اما به قول قدما، «شتر سواری دولا دولا» نمی‌شود. اگر کسی می‌خواهد حجاب داشته باشد و به آن اعتقاد دارد، باید آن‌را به درستی رعایت کند.

 

فلسفه حجاب

در مورد حجاب نقل‌قول‌های بسیاری وجود دارد. برخی معتقدند که داشتن حجاب ربطی به اسلام ندارد و مثلا ایرانیان در دوران باستان هم از حجاب ویژه خود استفاده می‌کرده‌اند و همین نکته را بعدها با اسلام تطابق داده‌اند. برخی دیگر از اجباری نبودن حجاب در اسلام نوشته‌اند و گفته‌اند. به باور این دسته، حجاب تنها برای زنان پیامبر الزامی بوده است و دیگر زنان مسلمان می‌توانند حجاب داشته باشند یا نه. اجباری در کار نیست. برخی هم حجاب را برای زنان الزامی می‌دانند که شیوه حکومت جمهوری اسلامی نظر آخری را دنبال می‌کنند، هر چند که در میان علمای قم هستند کسانی که به اجباری نبودن حجاب اعتقاد دارند. اما تقریبا همه این افراد نگاهی تقریبا مشابه به حجاب دارند و آن‌را کمکی برای مرد و زن می‌دانند تا از گناه به دور باشند.

در سوره نور، آیه ۳۰ آمده است:« و به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار نکنند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند…» یعنی حجاب در اسلام وسیله‌ای است که می‌خواهد زنان و زیبایی‌هایشان دیده و حتی شناخته نشوند، چرا که می‌تواند سبب تحریک مردان و مشکلات احتمالی برای خودشان شود. حجاب را مصونیت زنان دانسته‌اند وگفته‌اند که نه تنها زندان زنان نیست، بلکه آن‌ها را همچون در، در صدف نگاه می‌دارد.

بخش عمده‌ای از زندگی سارا، به جز حجابش، غربی و مدرن است.

حالا تصور کنید زنی یا دختری که می‌خواهد با استفاده از پوشش حجاب دیده نشود، در مسابقه دختران شایسته شرکت کرده که اساسا جایی است برای دیده شدن دختران. جایی که دختران باید با نمایش توانایی‌های بدنی و ذهنی خود، نظر داوران را به خود جلب کنند، داورانی که در میان‌شان مردان هم حضور دارند. آیا این یک تناقض نیست؟

سارا که هم می‌خواهد حجاب نصفه نیمه خود را حفظ کند و هم زیبایی و هوش خود را به نمایش بگذارد می‌‌گوید که برای تففن و سرگرمی در مسابقه شرکت کرده و می‌خواهد نشان دهد که دختران با حجاب هم مثل بقیه دختران هستند. او امیدوار است که دست کم در میان ۱۵ نفری باشد که از میان ۲۲ هزار دختر شرکت‌کننده برگزیده می‌شود. به هر حال تاکنون در میان ۵۰ شرکت کننده بخش نهایی قرار گرفته و اولین زنی است که با حجاب تا این مرحله آمده است.

 

هالووین، حجاب و مراسم دینی

تضاد در داشتن یا نداشتن حجاب تنها به سارا افتخار مربوط نمی‌شود. او تنها دختر مسلمانی نیست که میان سنت و مدرنیته دست و پا می‌زند. بار دیگر تاکید می‌کنیم که نگارنده به هیج وجه یکی از آن دو ( سنت و مدرنیته) را به دیگری برتری نمی‌دهد. نکته نگران کننده آن است که برخی، گاه در مسیر سنت حرکت می‌کنند و هر گاه احساس کنند سنت به نفع‌شان نیست، به مسیر مقابل می‌روند. این تضاد، خطرناک است.

اجازه بدهید از یکی از تجربه‌های شخصی‌ام بنویسم که در مونترال آن‌را از سر گذرانده‌ام. در روزهای اولی که به مونترال آمده بودیم، یکی از دوستان آن روزها پیشنهاد کرد تا در یکی از مراسم مذهبی شرکت کنم که از ساعت ۹ تا پاسی از شب ادامه داشت. به دلایل بسیار دعوت او را رد کردم. ماشینی نداشتم که ساعت یک یا دوی نیمه شب با آن به خانه برگردم. مونترال را خیلی خیلی کمتر از الان می‌شناختم. تا ساعت نه شب کلاس داشتم و دلم می‌خواست به خانه برگردم و استراحت کنم و البته چند دلیل دیگر. این بود که از من انکار و از دوستی که از مسیر یکی از کلاس‌های زبان با او آشنا شده بودم اصرار. تا این‌که ناگهان عصبانی شد و من را متهم کرد که اصالت خودم را فراموش کرده‌ام و غرب‌زده شده‌ام.

مدل پاکستانی‌الاصل مسلمان باید در دوره‌های بعد در کنار دخترانی بیاستند که قطعا غیراسلامی‌تر لباس می‌پوشند.

چیزی به او نگفتم، حتی وقتی یکی دو ماه بعد، عکسی را در صفحه فیس‌بوکش منتشر کرده بود با گریم هالووینی. به عنوان زن مسلمانی که در مراسمی مذهبی در کانادا شرکت می‌کند، نه حجابی بر سر داشت و نه وضعیتش لباسش چندان مناسب بود. با خودم گفتم آیا من غربزده شده‌ام که به دلایل شخصی نمی‌توانستم در یک مراسم مذهبی شرکت کنم یا دوستم که به شیوه غربیان صورتش را هالووینی کرده بود. باز هم تاکید می‌کنم که حتی کسانی که صورت‌شان را هالووینی گریم می‌کنند، از نظر من قابل احترام هستند، چون می‌خواهند زندگی خودشان را داشته باشند.

مشکل آن‌جاست که اگر کسی می‌خواهد مسلمان باشد، باید همه قسمت‌های آن را بپذیرد. حتی آن علمایی که پوشش روسری را برای زن مسلمان الزامی نمی‌دانند نمی‌پذیرند که او لباسی بپوشد که پاها و بالا تنه‌اش را در معرض دید قرار می‌دهد. آیا این یک تضاد نیست که زنی یک روز در مراسم مذهبی شرکت می‌کند و چند روز بعد با لباسی به شدت غیر اسلامی و بی‌حجاب، گریم هالووینی می‌کند؟

تضادهای رفتار ما تنها به حجاب مربوط نمی‌شود. کسانی که الکل می‌نوشند و نماز می‌خوانند، کسانی که گوشت خوک می‌خورند و مسلمانند و افرادی که فقط در ماه رمضان یا محرم یاددشان می‌افتد که باید نماز بخوانند، مصداق کامل همین تضاد هستند. مشکل این‌جاست که ما هنوز تکلیف خودمان را نمی‌دانیم. هنوز نمی‌دانیم کدام مسیر درست است. به همین دلیل متضاد رفتار می‌کنیم.

به گمانم، این تضاد بیش از آن‌که به دیگران لطمه بزند، به خود ما ضربه خواهد زد. مسلمان باشیم و به همه فرایض‌اش عمل کنیم، یا مسلمان نباشیم و ادعای چیزی نداشته باشیم. ایستادن در میانه راه، همان حزب باد اهل سیاست است.

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

پلیس فدرال کانادا

بازداشت افسر بلندپایه پلیس فدرال به اتهام جاسوسی برای بیگانگان

اعضای ائتلاف اطلاعاتی «پنج چشم» که کانادا نیز یکی از آن‌هاست، نگران پیامدهای ماجرای کامرون اورتیس Cameron Ortis هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوارابزار