قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دانش و اندیشه / «دین» اثر میکائل فوسل (2) دین به مثابه امر محدود

«دین» اثر میکائل فوسل (2) دین به مثابه امر محدود

بخش اول از دو بخش

 

ترجمه رضا داودی

 

«بازگشت» به طور اتفاقی با موضوع دین مرتبط نشده است، و به نوعی بازگشت جزء ذاتی دین است. توماس آکوییناس با تشریح کلمه «دین» (religion) و استفاده از ریشه مسیحی آن، بیان می کرد که «دوباره ارتباط دادن، ارتباط مجدد چیزی است که دور افتاده و شروع به جدا شدن کرده بود.» (رساله «بر ضد کسانی که به دین خدا حمله می کنند») در واقع دین ضرورت بازگشت مخلوق مغضوب به سوی آفریدگاری است که مخلوق هر گونه دوامی را از او می یابد. دین به یکباره ابزاری می شود تا دوری این مخلوق به گسست تبدیل نشود. از آنجایی که انسان ترکیبی از فعل و قوه است و وجودش را مرهون ذات دیگری (ذات خدا) است، فعال کردن دوباره ارتباط دینی، به مثابه ارتباط با علت هر چه که هست، به عنوان وظیفه ای الزام آور می شود.

تعهد دینی به نوعی جزء ذاتی خود وجود در معنای محدود آن است. تعریف اسپینوزایی از وجود (در نتیجه به دور از هر نوع آفرینش گرایی) این نکته را تایید می کند : «هر چه که هست یا در ذات خود وجود دارد یا در ذات دیگری و در ذات دیگری، وجودی وابسته است؛ و آگاهی به همین دگربودگی است که احساس دینی را بنیاد می نهد. ارتباط دینی در ارجاع به محدودیت خود، مومن معتقد و یا مومن عمل کننده ای را ایجاد می کند که امانت دار معنایی هستند که منشا آن نیستند. اما از آنجایی که این معنا چیزی جز معنای خود زندگی نیست، باید با عملی واقعی به تجلی برسد. به همین واسطه، دین بیان موثر یک دِین است که باید پرداخته شود، دین بیانگر هر چیزی است که مدیون وجود-بنیادی است و موجودی که ما به آن مدیون هستیم. «دین داشتن» در این معنا یک فضیلت اخلاقی است (آگوستین، توماس آکوییناس) که برخاسته از عدالت است و پرهیزکاری فقط «خدمت به» موجودی است که ما وجودمان را از آن می گیریم.

پس درک می کنیم که چرا دین همیشه آخر از همه سر می رسد. هدف آن همانطور که خواهیم دید، ایجاد و یادآوری ارتباط بنیادی و اصیل است که به واسطه ضروریات زندگی پنهان مانده است. در این چشم انداز است که باید به ارتباط میان دین و عمل به آن پرداخت: آیین با هدف فعال کردن دوباره صمیمیتی اولیه اما گمگشته با خدا است. همانطور که ژرژ باتای در کتاب «فرضیه دین» نشان داد، قربانی کردن با هدف نابودی محض و ساده قربانی صورت صورت نمی گیرد، بلکه جدا کردن آن از «جهان فایده مند» است. قربانی کننده با عمل خود نشان می دهد که نسبت به جهان مصرفی و تولیدی استقلالی مطلق دارد، او محدود را در تسلیم «مصرفی بی شرط» قرار می دهد که با تداوم غیر دینی گسست ایجاد می کند. عمل دینی در ابتدا به مانند تحقق یک تناقض دیده می شود به این واسطه که امکان تجربه مطلق را فراهم می آورد: ضروری است که برای یافتن حضور خدا باید در جهان مُرد (بی معنایی آن را بررسی کرد).

پس آیین تنها بیان اُبژکتیو (عینی) و جمعی یک اعتقاد که در ابتدا سوبژکتیو و فردی باشد، نیست. در این مفهوم از آیین به مثابه ترجمان جهانی احساس، نوعی شناخت نادرست از آنچه که تمایزی میان ایمان دینی و نفی مشخصه ساختار بخش عمل برای دومی وجود دارد. در واقع بهتر است بگوییم که آیین، جدا از هم ارتباط اُبژکتیو اعتقاد، با آن ارتباطی علی متقابل ایجاد می کند: اگر عمل باید ایمان را به عینیت درآورد، عمل چیزی است که ایمان را نیز ایجاد می کند، آن را در مواجهه با جهان قرار می دهد و به همین واسطه ایمان را تغییر می دهد. پاسکال می نویسد : «باید بیرون به درون اضافه شود تا چیزی از خدا ستانده شود؛ یعنی به زانو درآییم و دعا بر لب داشته باشیم، غیره …» بنابراین زانو زدن در ابتدا خم شدن در برابر عظمت خدا نیست، زیرا به واسطه همین عمل است که این عظمت ظاهر می شود. از آنجایی که « ما همانقدر که روح هستیم، موجودات بی اراده ای نیز هستیم.» (تفکرات) چیزی که باقی می ماند این است که به ایمان عادت کنیم تا عمل های ما به مانند سنگرهایی در برابر وسوسه های گمراهی عمل کنند.

 

 

 

 

 

نویسنده: هفته.

مطلب پیشنهادی:

دین

فهمیدن یا توضیح دادن‌: انتقادهایی از دین

«دین» اثر میکائل فوسل (5)   ترجمه رضا داودی/ اما آیا این قطعی است که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *