قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / “شام آخر” و “۱۲۳ روایت از خانواده‌های زندانیان دهه ۱۳۶۰” در کانون کتاب تورنتو
شام آخر

“شام آخر” و “۱۲۳ روایت از خانواده‌های زندانیان دهه ۱۳۶۰” در کانون کتاب تورنتو

شیما باقرپور|

«شام آخر»، اثر سرور کسمایی و «آواز نگاه از دریچه تاریک؛ ۱۲۳ روایت از خانواده‌های زندانیان دهه شصت»، اثر مهدی اصلانی، موضوع جدیدترین نشست کانون کتاب تورنتو بودند که یکشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۲۱، با حضور نویسندگان این دو اثر، به‌صورت مجازی برگزار شد. این برنامه همچنین به‌صورت زنده از صفحه فیسبوک کانون کتاب تورنتو به آدرس torontobookclub هم هم‌زمان پخش شد و فایل آن هم در دسترس است.

در این برنامه، در ابتدا مجری برنامه به معرفی «شام آخر» و «آواز نگاه از دریچه تاریک؛ ۱۲۳ روایت از خانواده‌های زندانیان دهه شصت» پرداخت و توضیحات کوتاهی در مورد نویسندگان آنها ارائه داد. سپس مهدی اصلانی سخنان خود را با معرفی سه‌گانه معروف خود یعنی «کلاغ و گل سرخ»، «آخرین فرصت گل» و «آواز نگاه از دریچه تاریک» آغاز کرد و در مورد نحوه چاپ و شرایط این کتاب‌ها سخن گفت. پس از آن در مورد کتاب آخرش و چگونگی جمع‌آوری خاطرات خانواده‌های زندانیان دهه شصت و دشواری‌های آن توضیح داد و اشاره کرد که تمرکز اصلی کتابش بر دهه اول نظام اسلامی است و اینکه یکی از سخت‌ترین قسمت‌های کارش این بود که در بسیاری از موارد با سالمندانی روبرو بوده که در دهه نهم زندگی بودند و یکی‌یکی چشم از جهان می‌بستند و او نمی‌توانسته با تلفن روایت‌های آن‌ها را دریافت کند و مجبور به سفر و صحبت حضوری با آن‌ها بود. او تأکید کرد که روایت‌های او فاقد جنسیت و یا گروه سیاسی خاصی بوده و از زبان پدران و مادران، همسران، فرزندان و خواهران و برادران قربانیان دریافت شده است. اصلانی در ادامه سخنانش روایت فریده دریا، یکی از شخصیت‌های اثرش را خواند.

Aviron

 

بعد از مهدی اصلانی، نوبت به سرور کسمایی رسید تا در مورد کتابش سخن بگوید. خانم سرور کسمایی در ابتدا با اشاره به اینکه کتابش روایتی تخیلی از یک محکوم به اعدام دهه شصت، در روزهای و ساعات پایانی زندگی‌اش است، به وجه تمایز کتاب خود با مهدی اصلانی اشاره کرد و هر دوی این کتاب‌ها را دو مرحله از سه مرحله شناخت واقعیت تاریخی دانست و ذکر کرد که کتاب مهدی اصلانی متعلق به شناخت مرحله تاریخی و خاطره‌نویسی، و کتاب خودش متعلق به مرحله بازنمایی هنری است. وی همچنین اشاره کرد که نوع سوم روایت، روایت‌های شاکیان و شاهدان دادگاه حمید نوری در استکهلم است که روایت‌های شفاهی متعلق به دوره‌ای از زندگی اجتماعی سیاسی و حتی خصوصی بسیاری از ایرانیان است. کسمایی همچنین قطعه‌ای از کتاب خود را هم روایت کرد و به این نکته اشاره کرد که تفاوت میان تاریخ‌نگار و داستان‌سرا، تفاوت میان اتفاق و آنچه می‌توانست اتفاق بیفتد است. وی شام آخر خود را روایتی برگرفته از واقعیت‌های دهه شصت دانشت که با تخیل درهم‌آمیخته و راوی آن را فردی در انتظار اعدام دانست که تنها آرزویش بازگشت به زمان و مکان پیش از دستگیری است و اینکه زندگی با همسرش را از نقطه‌ای که متوقف شده از سر بگیرد. وی که سخت عاشق همسر خود بوده با تحمل شکنجه باعث آزادی همسر خود می‌شود و همسرش بعد از آزادی موفق به فرار می‌شود؛ به همین دلیل او لقب جنتلمن می‌گیرد.

در ادامه، مجری برنامه به طرح سؤالات شرکت‌کنندگان برنامه از دو نویسنده پرداخت و از آن‌ها در مورد ترجمه اثرشان به زبان‌های بین‌المللی پرسید. در پاسخ، مهدی اصلانی اظهار کرد که کتابش در دست ترجمه است و به‌زودی به زبان انگلیسی منتشر خواهد شد. سرور کسمایی نیز در پاسخ گفت که او کتابش را در واقع به دو زبان فرانسه و فارسی، به‌صورت هم‌زمان نوشته و ترجمه انگلیسی کتاب را جزو حقوق ناشر دانست و اظهار کرد که ناشر باید برای این کار اقدام به عمل بیاورد.

در ادامه جلسه به موج خاطره‌نویسی از زندان اشاره شد و هر دو نویسنده تأکید کردند که این کار ابتدا با کتاب‌های پروانه علیزاده، شهرنوش پارسی‌پور و میترا برادران آغاز شد و پس از آن موج‌های بعدی خاطره‌نویسی پا به عرصه ظهور گذاشتند.

در پایان، مجری برنامه با نام‌بردن پژوهشگران ویژه‌ای که کانون کتاب تورنتو را برای برگزاری این جلسه همراهی کردند، اشاره کرد که پرداختن به این موضوعات و نوشتن در مورد این‌ها بسیار مهم است، چرا که نتیجه آن برگزاری دادگاه حمید نوری می‌شود که می‌توان به حکم صادره آن در تمامی دادگاه‌های بین‌المللی استناد کرد. گفتنی است جلسه بعدی کانون کتاب تورنتو در ماه نوامبر برگزار خواهد شد.

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

نیوکامر بودن در تورنتو

ما تا کی «نیوکامر» هستیم؟ یک گزارش از مهاجران ایرانی در تورنتو

با کلی آرزوهای بزرگ از پله‌های هواپیما پایین می‌آید! تعریف‌های خوبی از تورنتو شنیده اما حالا که به مقصد رسیده مضطرب است. به خودش دلداری می‌دهد و می‌گوید نترس تو قدم بزرگی برداشتی. کودکی بغل مادرش، کنار او ایستاده؛ منتظر چمدان‌هایشان هستند...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *