قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۶۵۳
سرگرمی هفته

طنز و حکایت هفته ۶۵۳

حکایت هفته

خروس زبان‌دار!

خروس داشت برای خودش همه‌چیز را به هم می‌ریخت تا شاید چیزی پیدا کند و بخورد. ناگهان یک سکه پیدا کرد. این بود که فریاد زد: «قوقولی قوقو. خروس یک سکه‌ی طلا پیدا کرده!»

گزمه‌های پادشاه که از آنجا رد می‌شدند، به پادشاه خبر دادند که خروس یک سکه‌ی طلا پیدا کرده. پادشاه دستور داد بروید و سکه را از او بگیرید. سکه را از خروس گرفتند. خروس فریاد زد: «قوقولی قوقو، چه پادشاهی! حتی یک سکه هم نمی‌تونه به ما ببینه و آن را از خروس گرفته!»

برای پادشاه خبر آوردند که خروس چه گفته، پادشاه گفت: «حالا فکر می‌کنه ما محتاج این یک سکه‌ایم. بروید و سکه‌اش را پس بدهید.» آنها رفتند و سکه را به خروس پس دادند. خروس باز فریاد زد: «قوقولی قوقو. پادشاه از ما ترسید و سکه را پس داد!»

گزمه‌ها باز برای پادشاه خبر بردند که خروس چه گفته. این‌بار پادشاه واقعا از کوره در رفت و گفت: «آن خروس را بیاورید تا من خدمتش برسم!» خروس این را شنید و گفت: «قوقولی قوقو، خروس فردا خیال دارد برود و خدمت پادشاه برسد. خروس قرار است چنان خدمت پادشاه برسد که توی کتاب‌ها بنویسند!!»

پیش می‌یاد!

فیل برای خودش نشسته بود و چرت می‌زد. ناگهان پروانه از راه رسید. چند بار دور کله‌ی فیل چرخید و بعد روی سر او نشست.

فیل به آرامی گوشش را تکان داد. پروانه متوجه شد که انگار روی یک موجود زنده نشسته، این بود که به پرواز در آمد و از دور نگاه کرد و آن فیل را دید. با سرعت برگشت و کنار چشم او نشست. تعظیم کرد و گفت: «واقعا خیلی معذرت می‌خوام. من خیال کردم شما یک تپه یا کوه و یا یک درخت بزرگ هستید، می‌بخشید. شرمنده‌ام که روی شما نشستم. واقعا متوجه نبودم. جدا معذر…»

فیل به آرامی گفت: «اشکالی نداره، حالا مگه چه شده، پیش میاد دیگه! یک وقتی هم دیدی من حواسم نبود و روی شما نشستم! بالاخره یک وقتی ممکنه حواس هرکسی پرت بشه!»

منبع: (حکایت زبان‌بسته‌ها، محمدرفیع ضیایی. تهران؛ کتاب چرخ‌فلک، ۱۳۹۲)

Aviron

 

لطیفه‌های هفته

بهترین سن برای ازدواج و تفاهم ۸۰ سالگیه … نه تو می‌تونی حرف بزنی نه اون می‌شنوه چی میگی!

آسترازنکا، رسما با منطق «چیزی که تو رو نکشه قوی‌ترت می‌کنه» ساخته شده!

میگن شبایی که خوابت نمی‌بره یکی داره بهت فکر می‌کنه … عجب گرفتاری شدیما، هرشب هرشب!… تو کی هستی، دست از سرم بردار!

دوستانی که دوز اول برکتو زدن … الآن که دوز دوم نیست می‌تونن به جای دوز دوم چایی‌نبات بخورن… تأثیرش یکسانه، تداخل دارویی هم نداره!

نرخ بلیط هواپیما طوری شده که … من فقط می‌تونم به سمت خدا پرواز کنم!

معلم اومد بهم گفت: چرا تو ارزشیابی دبیران بهم نه و نیم دادی؟ … منم گفتم: آقا من نه و نیم ندادم، خودت این نمره رو گرفتی! … همیشه منتظر این لحظه بودم!

خدایا همه نوع خریتی رو امتحان کردیم، جز خرپولی … این را نیز به ما عطا فرما!!!

 

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نکته هفته

آنچه مهم است انسان بودن و ساده بودن نیست؛ آنچه مهم است صادق بودن است! با صداقت آن چیزهای دیگر هم حاصل خواهد شد.

نقل‌قول هفته

حافظ: ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ، که نقش جور و نشانِ ستم نخواهد ماند.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: تا ریشه در آب است امید ثمری هست، هرچند رسد آیت یأس از در و دیوار!

انگلیسی: سعی نکنید انسان موفقی شوید، بلکه سعی کنید انسان ارزشمندی شوید.

شعر طنز هفته

آقای ما

آقای ما بدهی‌هاش زیاده

نه پول داره، نه حوصله، نه شاده!

نه «بنز» و نه «پاترول» و نه «فراری»

خودش «فراریه»! ولی پیاده!

نه پارتی و نه رابط مهمی

دلش خوشه شاعره، باسواده!

بهش میگم: یاد بگیر از فلونی

اِنقد نباش «اُسکل» و صاف و ساده

آقا میگه:«بله می‌دونم کیه

همون که تغییر محاسن داده

قدیم‌تَرا بود، آدم وزیرا

حالا میره دنبالِ «آقازاده»

پاپیونُ برداشته و ریش گذاشته

شربته کرده جایگزینِ باده!»

میگم: «آقا حرف شما درسته،

هرچیه فعلا ثروتش زیاده»

میگه: «خانم! خسته شدم، بی‌خیال

چنین کلاهی به سرم گشاده!»

منبع: (مشکل حکایتی ست، محمد صالحی‌آرام. تهران؛ مروارید، ۱۳۹۶)

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته ۶۵۵

نقل‌قول هفته| شکسپیر: اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید اشک بریزی، لذت دیدن ستاره‌ها را از دست می‌دهی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *