قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / فرهنگ و هنر / سینمای هفته: زیستن در جهان بی‌صدایی

سینمای هفته: زیستن در جهان بی‌صدایی

نام فیلم: کُدا CODA

کارگردان: سیان هدر

فیلم‌نامه: سیان هدر بر اساس داستان فیلم خانواده بلیر نوشته:

ویکتوریا بدوس، توماس بیدگین، استانیسلاس ماربرگ و اریک لارتیگا

بازیگران: امیلیا جونز، یوگنیو دربز، تروی کوتسور، فردیا والش پیرو…

محصول: ۲۰۲۱، آمریکا، کانادا و فرانسه

زمان: ۱۱۱ دقیقه

عارف محمدی، نویسنده سینمایی|

رابی روسی دختری است از یک خانواده ماهیگیر چهارنفره که پدر، مادر و برادر بزرگ‌ترش هر سه ناشنوا هستند و او که محصل یک دبیرستان است تنها فرد شنوا در خانواده است که حکم مترجم نیز برای هر سه آن‌ها دارد. رابی علاقه شدید به آواز خواندن دارد و به همین دلیل نیز به دنبال این است که در کلاس موسیقی دبیرستان شرکت کند. اما مشکل رابی از جایی شروع می‌شود که باید بین عشق به موسیقی و کمک به خانواده ماهیگیر در حال ورشکستگی یکی را انتخاب کند…

از همین ابتدا باید اشاره کنم کدا فیلم متوسطی است که به‌خاطر برخی ویژگی‌ها ارزش دیدن دارد.

کدا (CODA) که مخفف Children of Death Adult است اشاره به بچه‌های شنوایی دارد که با والدین ناشنوا بزرگ شده‌اند. فیلم، بازسازی یک فیلم فرانسوی به نام خانواده بلِیر محصول ۲۰۱۴ می‌باشد. کارگردان با تاکید روی یک تم اصلی یعنی تردید در انتخاب و با مضمونی در ژانر کمدی – درام به سراغ خانواده‌ای چهارنفره می‌رود که به جز دختر دبیرستانی‌شان {رابی} همگی ناشنوا هستند. حرفه این خانواده، ماهیگیری در شهر کوچک ساحلی گلسستر در ایالت ماساچوست آمریکا است که صنعت ماهیگیری در این شهر بسیار معروف است. رابی علاوه بر تحصیل در دبیرستان، در ماهیگیری نیز به خانواده کمک می‌کند بلکه بامهارت در ASL (American Sign language) که مخفف زبان ناشنوایان آمریکایی است به‌عنوان مترجم خانواده در امور زندگی به آن‌ها کمک می‌کند.

Aviron

 

اولین نکته قابل‌توجه حضور سه بازیگر اصلی خانواده، تروی کوتسر در نقش فرانک روسی پدر خانواده، مرلی متلین در نقش جکی مادر خانواده و دانیل دورانت در نقش لیو پسر خانواده در این فیلم می‌باشد که هر سه در زندگی واقعی خود ناشنوا هستند و به همین خاطر نیز از عهده نقش‌هایشان به‌خوبی برآمده‌اند. یکی از ویژگی‌های فیلم این است که قرار نیست تماشاگر نسبت به شخصیت‌های ناشنوای فیلم و یا حتی برای دختر جوان که در مدرسه نیز گاه‌وبیگاه مورد تمسخر قرار می‌گیرد احساس ترحم داشته باشد. همه اعضای خانواده به‌نوعی با شور و حالی که دارند سعی می‌کنند برای احقاق حق خود تلاش کنند. رابی که برای اولین‌بار قرار است در تست ورود به گروه کر مدرسه که توسط یک معلم مکزیکی‌الاصل شوخ‌طبع ولی بسیار سخت‌گیر به نام برناردو اداره می‌شود وقتی که نوبت آواز خواندش می‌رسد از ترس تمسخر دیگران از کلاس فرار می‌کند اما خیلی زود تصمیم می‌گیرد بر این ضعف خود غلبه کند و به همین خاطر برمی‌گردد و به معلم خود دلیل فرارش را توضیح می‌دهد و وقتی که برناردو صدای او را می‌شنود اتفاقاً مشوق او برای ادامه تحصیل در رشته موسیقی می‌شود. در یک سکانس دیگر نیز که در یک بار مشروبات الکلی می‌گذرد، برادر رابی {لیو} وقتی با زورگویی یکی از مشتریان محلی که مرد قوی‌هیکلی است روبرو می‌شود بدون احساس ضعف با او درگیر می‌شود با این که به قیمت کتک‌خوردنش تمام می‌شود و شاید همین جسارت و جرات اوست که باعث می‌شود هم‌کلاسی رابی که دختر سربه‌هوایی است و در آن کافه کار می‌کند و قبلاً نیز گرایشاتی به لیو داشته علاقه بیشتری به او پیدا می‌کند و رابطه‌ای عاشقانه با او برقرار می‌کند.

حتی فرانک پدر خانواده نیز در یک صحنه از فیلم که درگیری بین کارگران و رؤسای سازمان ماهیگیری است برای احقاق حق خود با زبان اشاره و به کمک ترجمه رابی با تحکم از حقش دفاع می‌کند.

اما جدای از این ویژگی‌ها و در کل اهمیت مضمون فیلم در ارتباط با پرداختن به موضوع ناشنوایان و مشکلات آن‌ها در زندگی روزمره‌شان با محیط و آدم‌ها فیلم از لحاظ ساختار و روایت با تضادها و ضعف‌های متعددی روبروست. شخصیت‌پردازی آدم‌های اصلی فیلم مثل مادر و برادر کمی کاریکاتورگونه است و فیلمنامه‌نویس و کارگردان باید زمان بیشتری را به پررنگ کردن این شخصیت‌ها اختصاص می‌دادند.

فیلم در صحنه‌هایی چون رابطه عاشقانه رابی و دوست پسر دبیرستانی‌اش به‌ویژه در بخش شنا در دریاچه و به‌تصویرکشیدن رابطه عاطفی آن‌ها تا حد یک ملودرام کلیشه‌ای و سطحی نزول می‌کند.

اما درعین‌حال فیلم سکانس‌های تأثیرگذاری نیز مثل صحنه‌ای که رابی در کنسرت مدرسه آواز می‌خواند و خانواده‌اش در میان جمعیت نشسته‌اند و متحیر به جمعی که از شنیدن آواز احساساتی شدند نگاه می‌کنند و ناگهان برای چند دقیقه از دید این پدر و مادر ناشنوا فیلم در سکوتی محض فرومی‌رود و هیچ‌چیز شنیده نمی‌شود بسیار قدرتمند عمل می‌کند. صحنه‌ای که این جمله را بار دیگر تداعی می‌کند که تنها صداست که می‌ماند. کدا روایت زیستن آدم‌هایی است که در جهانی بی‌صدا زندگی می‌کنند.

کدا را با همه ضعف‌ها و قوت‌هایش می‌توان تماشا کرد و فیلم را از زاویه آدم‌هایی که با همه ناتوانی‌ها و ضعف‌ها قدرتمندانه بار سختی‌ها را به دوش می‌کشند و برای حق و حقوقشان تلاش می‌کنند ستایش کرد.

کدا در چندین فستیوال بین‌المللی شرکت کرد و علاوه بر دریافت جوایزی از جشنواره‌های فیلم نروژ و پلم استرینگ آمریکا با کسب چهار جایزه از فستیوال فیلم ساندنس خوش درخشید.

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

درباره کارگردان

خانم سیان هدر متولد ۱۹۷۷ شهر کمبریج در ایالت ماساچوست است. او فارغ‌التحصیل مدرسه هنرهای دراماتیک کارنگی میلتون آمریکا است. او پس از پایان تحصیلات به هالیوود رفت تا علاوه بر کار در یک آژانس استخدام پرستاران خانگی در زمینه نویسندگی و بازیگری نیز فعالیت داشته باشد. او درحالی‌که در یک هتل چهارستاره در امور کمک به مهمانان بچه‌دار کار می‌کرد ایده اولین فیلم کوتاه به ذهنش رسید و در سال ۲۰۰۵ فیلم مادر را کارگردانی کرد که با موفقیت‌های قابل‌توجهی روبرو شد و جایزه ویژه هیئت داوران فستیوال فلوریدا را کسب کرد. در سال ۲۰۱۶ اولین فیلم بلند خود Tllulah را ساخت و مدتی هم در زمینه ساخت سریال تلویزیونی نیز فعالیت کرد. کدا دومین فیلم بلند سیان هدر است.

عارف محمدی
عارف محمدی

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

فیلم مجرم

وقتی مجرم ناجی می‌شود

فیلم مجرم یا در برخی ترجمه‌ها با عنوان گناهکار بازسازی فیلم موفقی با همین نام ساخته گوستاو فولر فیلم‌ساز دانمارکی لهستانی تبار در سال ۲۰۱۸ است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *