قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / آینده دیپلماسی کانادا در افغانستان چه خواهد شد؟
کانادا و افغانستان
تحولات غیرمنتظره افغانستان و فصل جدید و تعیین‌کننده‌ای که در تاریخ این کشور آغاز شد، فرصت مناسبی فراهم کرد تا کشورهای غربی از جمله کانادا برای تعیین دیپلماسی و تنظیم روابط بین‌المللی خود از تجربه مشارکت در جنگ این کشور درس‌های لازم را بگیرند.

آینده دیپلماسی کانادا در افغانستان چه خواهد شد؟

گروه ترجمه هفته|

هفدهم اوت امسال درحالی‌که طالبان بدون این که منتظر خروج کامل نیروهای خارجی از خاک افغانستان بمانند، در عملیاتی برق‌آسا اکثر مناطق افغانستان را به تصرف خود درآورده و خود را به پشت دروازه‌های کابل رسانده بودند، جاستین ترودو نخست‌وزیر کانادا اعلام کرد رژیم جدیدی که با رهبری طالبان در افغانستان روی کار خواهد آمد، از طرف اتاوا به رسمیت شناخته نخواهد شد.

ترودو تاکید کرد: «بیست سال پیش نیز زمانی که طالبان در اولین تجربه زمامداری خود در افغانستان قدرت را در دست داشتند، کانادا دولت آنها را به رسمیت نشناخت. این گروه که بر اساس قوانین کانادا گروهی تروریستی محسوب می‌شود، با توسل به‌زور یک دولت مردمی را که به طریق دموکراتیک انتخاب شده بود، سرنگون کرد و به‌نوعی قدرت را غصب کرد.»

جاستین ترودو در آن زمان تاکید کرد اولویت دولت کانادا متمرکز کردن تلاش و توجه خود برای خارج کردن ایمن اتباع کانادایی و پناه‌جویان افغان است که در گذشته با نیروهای نظامی کانادا در افغانستان همکاری کرده‌‌اند و اکنون با خطر اقدامات کینه‌توزانه طالبان روبرو هستند. عملیات تخلیه خارجی‌ها و پناه‌جویان افغان از فرودگاه بین‌المللی کابل که با آشفتگی‌ها و هرج و مرج‌های زیادی نیز همراه بود، سران گروه ۷ را بر آن داشت تا در نشستی فوری برای بررسی مسئله افغانستان گرد هم بیایند. در پایان این نشست بود که نخست‌وزیر کانادا نیز از موضع قبلی خود کوتاه آمد و به طور تلویحی راه را برای به رسمیت شناختن دولت طالبان در ازای همکاری این گروه برای خروج خارجی‌ها و پناه‌جویان افغان باز کرد. همان‌طور که انتظار می‌رفت رقبای محافظه‌کار ترودو بلافاصله او را به تغییر موضع ناگهانی در قبال طالبان متهم کردند.

Aviron

 

بالاخره تکلیف چیست؟ آیا اتاوا باید رژیم طالبان را به رسمیت بشناسد یا خیر؟ آیا کانادا باید سفارت خود را در کابل باز کند و ارسال کمک‌های مالی و بشردوستانه خود به افغانستان را از سر بگیرد؟ در کل کانادا ازاین‌پس در قبال رژیم‌های لات و یاغی چگونه باید رفتار کند؟

جاستین ماسی استاد علوم سیاسی دانشگاه کبک مونترال و مدیر «شبکه تحلیل راهبردی» RAS که در زمینه امنیت بین‌المللی و روابط خارجی کانادا مطالعات تخصصی انجام می‌دهد، می‌گوید: «نمی‌توانیم فقط با کشورهایی که دوست داریم، روابط دیپلماتیک برقرار کنیم. دیپلماسی مستلزم گفتگو با همه جهان است. این که دولت کانادا در ایران سفارت خانه ندارد، قطعاً به این معنا نیست که وضعیت مردم ایران بهتر می‌شود.»

درست به همین علت بود که کانادا حتی در دوره استالین نیز در اتحاد جماهیر شوروی سفارت خانه و سفیر داشت و دقیقاً بر همین مبنا است که امروز کانادا با برخی کشورهای مجهز به رژیم‌های دین سالار مثل عربستان سعودی که ناقض حقوق بشر، زن‌ستیز، همجنس‌گرا ستیز، محدودکننده حقوق و آزادی‌های مدنی هستند، رابطه دارد.

فردریک مراند، مدیر علمی مرکز مطالعات و تحقیقات بین‌المللی CERIUM وابسته به دانشگاه مونترال نیز می‌گوید: «به نظر من کاملاً منطقی است که دولت‌های غربی بخواهند با ارزیابی کامل شرایط و با درنظرگرفتن رفتار طالبان، یک رویکرد مناسب در قبال حاکمان جدید افغانستان اتخاذ کنند. کاملاً طبیعی است که کشورهای غربی بخواهند از مسئله به رسمیت شناختن دیپلماتیک رژیم جدید افغانستان، فراهم‌کردن دسترسی این رژیم به نهادهای بین‌المللی و حمایت‌های مالی به عنوان یک اهرم فشار استفاده کنند تا علیه زمامداران جدید افغانستان که از نخستین دوره کشورداری خود سابقه معتبر و روشنی هم به جا نگذاشته‌‌اند، نقشی بازدارنده داشته باشد و از تکرار سیاست‌های غیرانسانی و رفتار خشونت‌آمیز آنها جلوگیری کند.

اولین روزهای به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان چندان آرام و عاری از خشونت هم نبود. درحالی‌که عملیات تخلیه خارجی‌ها و پناه‌جویان از فرودگاه کابل ادامه داشت، دو انفجار مهیب نزدیک فرودگاه روی داد که به شاخه گروه تروریستی داعش در افغانستان نسبت داده شد. این حادثه مرگبار نشان داد که داعش که رقیب طالبان محسوب می‌شود، قصد ندارد دست از مبارزه با غربی‌ها بردارد.

بنابراین کاملاً قابل‌پیش‌بینی است که مناقشه افغانستان با خروج نیروهای نظامی آمریکا و متحدانش از خاک این کشور، پایان نخواهد یافت. اما تغییر و تحولات افغانستان و مرحله تعیین‌کننده‌ای که این کشور در آن قرار گرفته است، می‌تواند برای کشورهای غربی و به‌ویژه کانادا فرصت خوبی باشد تا از جنگ افغانستان درس‌های لازم را بگیرند و در خصوص دیپلماسی و روابط بین‌المللی خود بیشتر تأمل کنند.

جاستین ماسی استاد علوم سیاسی دانشگاه کبک مونترال نیز معتقد است اقدام نظامی غرب به فرماندهی آمریکا در سال ۲۰۰۱ بر ضد افغانستان، مدل ناتو را که بر اصل «تقویت بنیه دفاعی» شرکا استوار شده است، زیر سؤال برد. در این راهبرد ارتش‌های محلی در مبارزه خود با نیروهای متخاصم از حمایت هوایی بین‌المللی برخوردار می‌شوند درست همانند آن چه در افغانستان، عراق و بخش‌هایی از سوریه بر ضد داعش دیدیم. اما ارتش افغانستان با داشتن حدود سیصد هزار نیرو که توسط آمریکایی‌ها آموزش‌دیده و به‌خوبی تجهیز شده بودند، تنها ظرف چند روز در حملات برق‌آسای طالبان دچار فروپاشی شد.

فردریک مراند، مدیر علمی مرکز مطالعات و تحقیقات بین‌المللی، حدود ده سال قبل، پس از آن که باراک اوباما رئیس‌جمهور وقت آمریکا دسامبر سال ۲۰۰۹ نیروهای کمکی به افغانستان اعزام کرد، به مدت هشت روز از نزدیک شاهد تلاش‌ها و برنامه‌های آمریکا برای افزایش بنیه نظامی افغانستان بود. این تحلیلگر در ادامه با انتشار مقاله‌‌ای در لودووار درباره پیامدهای زیان‌بار احتمالی حضور نظامی غرب در افغانستان هشدار داد.

فردریک مراند می‌گوید: «من به‌هیچ‌وجه نمی‌خواهم بگویم که غرب در تجربه خود در افغانستان شکست خورد و تلاش‌های گسترده چندین‌ساله و سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی که در این کشور انجام داد، مطلقاً ثمری نداشته است. چنین ادعایی قطعاً نادرست است. اما امری که بدیهی می‌باشد این است که مدل مداخله جویی لیبرال که از سال‌های ۱۹۹۰ بر مناسبات و روابط بین‌المللی غرب حاکم شده، اعتبار و ثمره چندانی به بار نیاورده است. در این برنامه، مداخله ناتو در حمایت از ارتش‌های محلی و اجرای برنامه‌های حمایتی در این کشورها به‌منظور جلب حمایت افکارعمومی آنها و تلاش برای مهیاکردن زمینه برگزاری انتخابات در این کشورها پیش‌بینی شده است. اما این برنامه کارایی خود را ازدست‌داده است.»

مداخله‌جویی نظامی که اواخر قرن گذشته آغاز و تحت تأثیر حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد، بسیار پرهزینه بود. این مداخلات هزاران میلیارد دلار روی دست مالیات‌دهندگان آمریکایی گذاشت و صدها هزار قربانی گرفت. بیش از ۱۵۰ کانادایی جان خود را در افغانستان از دست دادند.

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

جاستین ماسی افزود: «هنوز هم گفته می‌شود که کانادا مطابق با حس انسان‌دوستی و نوع‌دوستی برای صیانت از صلح در جهان تلاش می‌کند. اما این افسانه نخ‌نما شده و از هم پاشیده است. اصلی‌ترین علت و انگیزه‌‌ای که کانادا را به دخالت در افغانستان ترغیب کرد، تقویت ائتلاف بود. درست با همین انگیزه، کانادا در همه برنامه‌ها و عملیات ناتو شرکت می‌کند.»

ژوسلن کولون همکار پیشین لودووار و تحلیلگر مرکز مطالعات و تحقیقات بین‌المللی CERIUM وابسته به دانشگاه مونترال به‌تازگی کتابی تحت عنوان «کانادا در جستجوی هویت بین‌المللی» منتشر کرده و در آن تاکید کرده است که در واقع لیبرال‌ها و محافظه‌کاران که چند سال یکبار قدرت را بین خود دست‌به‌دست می‌کنند، از دهه‌ها پیش سیاست بین‌المللی یکسانی را دنبال می‌کنند.

ماسی نیز که در این زمینه دیدگاه مشابهی با کولون دارد، تاکید کرد: «در مسئله مداخلات نظامی و عملیات صلحبانی در جهان، جاستین ترودو نیز در همان مسیری که استفن هارپر حرکت کرده بود، گام بر می‌دارد. ترودو از مشارکت ۵۰۰ کلاه آبی کانادایی در عملیات صلحبانی بین‌المللی سخن گفته و شش بالگرد نیز در اختیار بخش صلحبانی سازمان ملل قرار داده است.»

منبع: وب‌سایت خبری نشریه لودووار

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

دونی کودر و والری پلانت

پلانت و کودر درباره مسکن، حمل‌ونقل و امور مالی دیدگاه‌های مختلف دارند

مناظره انتخاباتی دوشنبه شب میان نامزدهای شهرداری مونترال در اتاق بازرگانی این شهر بسیار جدی و داغ بود و یک بار دیگر نشان داد که دو رقیب انتخاباتی درباره مسایل مختلف به ویژه مسکن، حمل‌ونقل و دارایی دیدگاه‌های متفاوت و حتی گاهی متضاد دارند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *