قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / فرهنگ و هنر / مروری بر گزیده آثار جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۱
فیلم های جشنواره تورنتو

مروری بر گزیده آثار جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۲۱

عارف محمدی|

امسال در جشنواره تورنتو (TIFF) طی ده روز نزدیک به دویست فیلم به نمایش درآمد. بسیار طبیعی است که برای هیچ منتقدی تماشای همه فیلم‌ها در یک جشنواره امکان پذیر نیست. درنتیجه نویسندگان سینمایی بر اساس سلیقه خود یا بر اساس اهمیت فیلم‌ها یا فیلم‌سازان و آنهم در صورتی که موفق به تماشای فیلم‌ها شوند به انتخاب فیلم‌ها دست می‌زنند. من بسیار مایل بودم فیلم شن (Dune) ساخته فیلمساز کانادایی دنیس ویلنو را بر روی پرده‌ای مکس تماشا کنم اما طی ده روز فستیوال هر بار که سوال کردم جای خالی حتی برای اصحاب رسانه موجود نبود. فیلم قهرمان (A Hero) ساخته اصغر فرهادی اگر چه در سالن رسانه‌ها برای همه در دسترس بود اما بلیت‌های فیلم برای تماشاگران عادی در همان روزهای اول فستیوال به طور کامل فروخته شد و من هم که مایل بودم دوباره فیلم را ببینم نتوانستم تا آخرین روز این فرصت را به دست بیاورم.

به هر حال در این مطلب از بین بیش از ۵۰ فیلم که موفق شدم در طی این ده روز چه به شکل حضوری و در سالن سینما و چه به شکل دیجیتال تماشا کنم به معرفی تعدادی از فیلم‌هایی که به دلایلی قابلیت‌هایی برای معرفی داشتند می‌پردازم. البته که فیلم‌های بسیار خوبی هم در بین این دویست فیلم بودند که همانطور که اشاره کردم به دلایل محدودیت موفق به تماشا نشدم و جایشان در این نوشته خالی خواهد بود. ذکر این نکته نیز ضروریست که در معرفی فیلم‌ها به دلیل آنکه بسیاری از فیلم‌ها هنوز نمایش عمومی نداشته‌اند از لو دادن قصه پرهیز کرده و فقط به اختصار چند خطی در باره داستان نوشته و یک نگاه کلی به فیلم داشته‌ام.

قهرمان A HERO

قهرمان A HERO

آخرین ساخته اصغر فرهادی فیلم تاثیرگذاری است که نوشتن درباره آن نقدی مجزا و مفصل طلب می‌کند. روایتی تفکربرانگیز از زندگی جوانی که برای چند روز از زندان آزاد می‌شود تا بتواند بدهی خود را که به خاطر آن به زندان افتاده پرداخت کند. دوست دخترش کیفی حاوی چند سکه طلا پیدا کرده و تمام امید آنها فروش آنهاست اما جوان به یکباره تصمیم دیگری می‌گیرد و با عملی که انجام می‌دهد به عنوان یک قهرمان در جامعه و فضای مجازی معرفی می‌شود اما این سرخوشی دوام چندانی ندارد. اصغر فرهادی اینبار نیز با فیلمنامه‌ای حرفه‌ای و استادانه، داستان را به هزارتویی می‌برد که در هر سکانس بیننده را با تلنگری روبرو می‌سازد. قهرمان، قصه زوال ارزش‌های انسانی و مرثیه‌ای برای انسانیتی است که در مسیر قدرت، پول و منفعت شخصی در حال نابودی است. در این داستان مسئولان دولتی و کارکنان زندان و افراد خیر همگی در پی منافع شخصی خود هستند و آنچه برایشان اهمیتی ندارد سرنوشت یک شهروند در جامعه‌ای پر آشوب است. نوشتن درباره قهرمان را به زمان نمایش عمومی که تا چند ماه دیگر از سوی آمازون پخش خواهد شد موکول می‌کنم.

Aviron

زالاوا ZALAVA

زالاوا | ZALAVA

زالاوا ساخته ارسلان امیری فیلمی خوش‌ساخت در باره روستایی به نام زالاوا در کردستان ایران است و اهالی آن بر این باور هستند که روستا جن‌زده است و سنت این‌ست که به پای فرد جن‌زده تیری شلیک کنند تا با ریختن خون از بدنش، هم زنده بماند و هم جن از بدن او خارج شود. رییس پاسگاه استوار جوانی است که تلاش می‌کند تا به روستاییان بفهماند که این باورها خرافات است اما در این راه بهای زیادی باید بپردازد. ارسلان امیری در اولین فیلم بلند خود موفق شده با دوری گرفتن از عناصر کلیشه‌ای در ژآنر سینمای وحشت بدون آنکه بخواهد شکلی فیزیکی به عنصر اصلی داستان یعنی جن‌ها برای ایجاد رعب و وحشت بیشتر به تماشاچی بدهد با هوشمندی و فقط با استفاده از یک داستان روایی گیرا همراه با یک شیشه خالی و یک جن‌گیر و فضاسازی و موسیقی همگام با داستان، بیننده را تا انتها و بدور از هیجان‌های کاذب با خود همراه کند. زالاوا به عنوان فیلم اول فیلمساز از ویژگی‌های زیادی برخوردار است. جدال باورهای غلط و روشنگری تم اصلی قصه را می‌سازد.

۷ زندانی 7 PRISONERS

۷ زندانی | 7 PRISONERS

هفت زندانی روایت چند جوان است که از یکی از روستاهای برزیل برای کار توسط یک دلال کاری به یک کارگاه بازسازی قطعات اوراقی روانه شهر می‌شوند. اما از همان ساعات اولیه متوجه می‌شوند که شرایط در این کارگاه بیشتر به یک زندان شبیه است. رییس کارگاه مرد خشنی است که با کارگران رفتارغیرانسانی می‌کند و کارهایش غیرقانونی است. یکی از هفت جوان که باهوش‌تر است و شخصیت مصممی دارد پیشنهادی برای رهایی گروه می‌دهد اما در طول قصه می‌بینیم که خودش با موقعیتی که رییس کارگاه در اختیارش می‌گذارد به آدم مستبدی تبدیل می‌شود که دوستانش نیز با او دشمن می‌شوند. موضوع فیلم به نوعی جابجایی قدرت و پرداختن به انسان و تغییر او در شرایط خاص است. فیلم ایده خوبی دارد که با فیلمنامه‌ای پر از ضعف در پرداخت و پیشبرد واقع‌گرایانه قصه علیرغم جذابیت‌هایش در روایت از یک فیلم تاثیرگذار فاصله می‌گیرد و فیلمی متوسط از آب در می‌آید.

فیلم تیتان

تیتان | TITANE

جولیا دوکورنو که چند سال پیش با فیلم خام (RAW) و با داستان دامپزشکی که میل شدیدی به خوردن گوشت انسان‌ها داشت به شهرت رسید امسال با فیلم جنجالی دیگری در جشنواره شرکت کرد. تیتان داستان رقصنده یکی از کلوب ‌های شبانه است که مشخصه فردی اش یک ورقه از جنس تیتانیوم درکنار گوش راستش است که پس از یک تصادف در کودکی کار گذاشته شده و به او قدرتی بیش از حد معمول داده و نهایتا به قاتلی زنجیره‌ای تبدیل شده است. داستان غریب و وهم آور فیلم با حامله شدن زن رقصنده در رابطه جنسی با یک اتومیبل شروع می‌شود و به موازات آن با داستان مرد آتش نشانی که پس از ده سال پسر مفقود شده اش را پیدا می‌کند به هم گره میخورد. فیلم را می‌توان از لحاظ مضمونی با تعابیر گوناگونی همراه ساخت. تعبیری استعاره‌ای از هم‌آمیزی انسان با ماشین و فرزندی که در آینده از این آمیزش متولد خواهد شد و سرنوشتی که در انتظار این نسل ماشینی خواهد بود! و یا می‌توان فیلم را از نگاه یک قصه جنایی مالیخولیایی تصویر کرد که در ژانر فیلم‌های وحشت قرار می‌گیرد و با سکانس‌هایی دور از ذهن تماشاگر را در برخی سکانس‌ها درگیر می‌کند. اما در مجموع تیتان به دلیل ضعف‌های متعدد در روایت و ساختار، کارنامه موفقی برای فیلمساز به همراه نداشته و تا اینجا نیز منتقدان به طور میانگین نمره پایینی را به فیلم داده‌اند.

جالب توجه است که تیتان صرف نظر از بازتاب‌های ضعیف منتقدان به این فیلم موفق شد تا نخل طلای کن را که بسیاری برای «قهرمانِ» اصغر فرهادی پیش‌بینی می‌کردند به خود اختصاص دهد!

کوپه شماره ۶

کوپه شماره ۶ | COMPATMENT MUMBER 6

دومین فیلم بلند یوهو کاسمانن فنلاندی، داستان زن جوان همجنسگرایی بنه نام لورا است که به روسیه سفر می‌کند تا همراه با زنی که با او رابطه عاطفی دارد به یک سفر تحقیقی در یک منطقه تاریخی در شهر ساحلی مورمانسک در شمال روسیه بروند. دوستش به دلیل مشغله کاری نمی‌تواند با او همراه شود و او در نهایت خودش با قطار راهی این سفر می‌شود. داستان فیلم از جایی پر رنگ می‌شود که زن در کوپه‌ای قرار می‌گیرد که یک جوان الکلی و پرخاشگر نیز که قصد دارد برای کار در معدن به مورمانسک سفر کند در این کوپه هم‌مسیر او می‌شود. فیلم را می‌توان در گونه یک فیلم جاده‌ای یا بیشتر ریلی قرار داد چرا که بیشتر داستان درون یک قطار اتفاق می‌افتد. این فیلم که بر اساس رمان مطرحی با همین نام نوشته روسا لیکسوم اهل کشور فنلاند ساخته شده تلاش می‌کند تا رابطه دو انسان از دو جنسیت متفاوت و با افکار و علاقه‌های کاملا متضاد را به تصویر بکشد. رابطه‌ای که با نفرت شروع می‌شود و در نهایت با عشق به پایان می‌رسد. فیلم شروع خوبی دارد و تا میانه فیلم با کشش خوبی همراه است اما از اینجا به بعد دچار زیاده‌گویی و سکانس‌های کشدار می‌شود ولی باز در انتهای داستان با ورود به فضایی تازه و متفاوت از یکنواختی فیلم کاسته می‌شود. با این وجود ممکن است تماشاگران زیادی در همان بخش کشدار فیلم را تا انتها دنبال نکنند. کوپه شماره شش موفق شد تا در جشنواره کن جایزه ویژه هیئت داوران را به طور مشترک با قهرمان ساخته اصغر فرهادی دریافت کند. کاسمانن پس از دریافت جایزه گفت : «هیچوقت فکرش رو هم نمی‌کردم که با اصغر فرهادی حتی در تاکسی به طور اتفاقی روبرو شوم و حالا خیلی خوشحالم که جایزه‌ای را به طور مشترک با او دریافت کردم.»

POWER OF DOG

قدرت سگ | POWER OF DOG

خانم جین کمپیون را اهالی سینما با فیلم درخشان او (پیانو) به یاد می‌آورند. او امسال فیلمی در ژانر وسترن کلاسیک ساخته که البته عمدا از بسیاری از شاخصه‌های وسترن فاصله گرفته است. داستان دو برادر متمول و مزرعه‌دار به نام فیل و جورج با بازی بندیکت کمبربچ از خانواده‌ای ثروتمند با دو شخصیت متفاوت است که ورود یک زن بیوه با پسر نوجوانش و رابطه عاشقانه و ازدواجش با جورج خشم برادر بزرگتر را بر می‌انگیزد و به دشمنی دوبرادر و ناگهان عشق غریب فیل به پسر نوجوان زن تبدیل می‌شود. جین کمپیون اینبار هم با کارگردانی قدرتمند و ساختاری قابل توجه اثری دیدنی را به تصویر کشیده است. بندیکت کمبربچ در نقش مردی زن‌ستیز و پرخاشگر با شخصییتی درون‌گرا یکی از بهترین بازی‌های خود را ایفا کرده است. علاقمندان به سینمای وسترن با دیدن این فیلم نباید درانتظار دوئل و هفت تیرکشی کابوی‌ها باشند.

خاطرات MEMORIA

 خاطرات | MEMORIA

آخرین ساخته آپیچاتپونگ ویراستاکول فیلمساز مطرح تایلند که به علت دشواری تلفظ نامش در بین بسیاری از دوستدارانش «جو» نامیده می‌شود در باره زنی است که گاه و بیگاه صدایی عجیبی می‌شنود که این صدا به گوش دیگران نمی‌رسد. او برای حل این معما به سراغ یک استاد صدا در یک استودیو صداگذاری می‌رود و در مسیر این تحقیق سر از جنگل‌های آمازون در می‌آورد و سرانجام به رازهایی از طبیعت دست پیدا می‌کند.

فیلم‌های ویراستاکول محبوب بسیاری از منتقدان بین‌المللی و به ویژه سینمای هنری است ولی از حوصله بسیاری از تماشاگران عادی خارج است. فیلم‌هایش فاقد روایت‌های معمول سینماست اما در همه آثارش تصاویر پر رمز ورازی نهفته است که می‌تواند شما را تا انتها مانند آدم‌های مسحور شده به دنبال خود بکشاند. اگر فیلم‌های قبلی او مثل: «عمو بومنی گذشته را به یاد می‌آورد» و «گورستان باشکوه» را دیده باشید شاید بهتر به این نکته پی ببرید. این فیلم که در کلمبیا فیلمبرداری شده به خوبی از فضا و جنگل‌های آمازون برای انتقال حس و حال موضوع استفاده کرده است. در گفت‌وگویی که چند سال پیش با کارگردان داشتم از او پرسیدم که چرا در کشورهای دیگری غیر از تایلند فیلم نمی‌سازی و او در جواب گفت: من جایی فیلم می‌سازم که جغرافیای آن برایم آشنا باشد. فیلم‌های من مناسب فضاهای غرب نیست و اگر روزی فیلمی خارج از تایلند بسازم آمریکای جنوبی به حالو هوای من خیلی نزدیک است. و حالا بعد از سال‌ها به آن گفته تحقق بخشید و داستان فیلم را در یک کشور از آمریکای جنوبی فیلمبرداری کرد. خاطرات برنده جایزه داوران جشنواره کن ۲۰۲۱ شد.

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

مورینا

مورینا | MURINA

خانم آنتونتا آلامات کوزیجانوویچ فیلمساز متولد کروواسی (یوگوسلاوی سابق) که در نیویورک زندگی می‌کند با اولین فیلم بلند خود مورینا در جشنواره کن خوش درخشید و جایزه بهترین فیلم اول را دریافت کرد. داستان دختر نوجوانی به نام جولیا که همراه با مادری زیبا و نه چندان شاد و پدری سختگیرو آزاردهنده در شهری ساحلی زندگی می‌کنند تا اینکه با ورود یک تاجر جوان که از دوستان قدیمی خانوادگی است رازهایی قدیمی آشکار می‌شود. فیلم با ریتمی آرام و ملایم همچون دریای آرام شهر ساحلی زیبای فیلم در کروواسی پیش می‌رود و در میانه با موج‌هایی همچون دریای مواج پرسش‌هایی را در ذهن بیننده بیدار می‌کند. مورینا با فیلمنامه کم نقص و روایتی ساده و کارگردانی قابل قبول به اثری در خور توجه تبدیل شده که به اعتقاد من شایستگی دریافت جایزه فیلم اول یک فیلمساز را از جشنواره کن داشت.

غروب

غروب | SUNDOWN

یکی از فیلم‌هایی مهجور و خوب جشنواره، فیلم غروب ساخته میشل فرانکو کارگردان اهل مکزیک بود. یک قصه غیرقابل پیش‌بینی از شخصیتی با رفتارها و افکار نه چندان معمول. داستان یک خانواده چهار نفره ثروتمندی که برای گذراندان تعطیلات به یک استراحتگاه توریستی لوکس در آپاکولکو در مکزیک سفر می‌کنند. همه چیز به خوبی پیش می‌رود اما یک خبر تلفنی غیرمنتظره، نه تنها سفر آنها را نیمه تمام می‌گذارد بلکه داستان عجیبی را رقم میزند که منتهی به اشنایی بیشتر با شخصیت اصلی داستان آقای نیل بنت و نگاه عجیب او به زندگی و اطرافیانش می‌شود و فیلم رفته رفته نه تنها پاسخی به همه سوالات ما نمی‌دهد بلکه پرسش‌های جدیدی را نیز مطرح می‌کند. فیلمی که باید حتما تماشا کرد. با توضیح بیشتر بی‌شک هسته‌های اصلی قصه لو خواهد رفت.

باز کردن مشت‌ها

باز کردن مشت‌ها | UNCLENCHING THE FISTS

داستان با پس‌زمینه یک حادثه تروریستی تاریخی در روسیه پیش می‌رود. در سال ۲۰۰۴ یک مدرسه به محاصره نیروهای چچنی که خواستار خروج روس‌ها از چچن بودند درآمد و در این عملیات تروریستی ۱۱۰۰ شهروند به اسارت گرفته شدند که در نهایت بیش از ۳۳۰ نفر که نیمی از آنها کودک بودند کشته شدند. در این فیلم شخصیت اصلی داستان دختری به نام آداست که بازمانده این حادثه است و تاثیرات روحی و روانی آن هنوز در چهره و رفتار او پیداست. او دو برارد دارد و همراه با پدری که بیش از اندازه او را کنترل می‌کند زندگی می‌کند. کلید خانه فقط در دست پدر است و حتی پاسپورت دختر نیز توسط پدر مخفی شده تا او نتواند سفر کند. فیلم ساخته یکی دیگر از فیلمسازان زن روسیه کیرا کوالنکو است. فیلمی متوسط با مضمونی قابل‌توجه که فاقد جذابیت‌های بصری اما با کشش در روایت، اگرچه از نوع غیر متعارف است.

کوستا براوا

کوستا براوو، لبنان | COSTA BRAVO, LOBENAN

و باز هم فیلمی از یک فیلمساز زن در جشنواره تورنتو. مونیا اکل کارگردان لبنانی‌تبار که بین نیویورک و بیروت همواره در تردد است در اولین فیلم بلند داستانی خود به سراغ موضوع همیشه مطرح سیاسی بین لبنان و اسراییل رفته اما با روایتی متفاوت. داستان در آینده فرضی نزدیکی در لبنان می‌گذرد. زمانی که دیگر از فضای سبز چیزی باقی نمانده و خانواده‌ای که در یک منطقه کوهستانی و به دور از هیاهو به دنبال یک زندگی ایده‌آل خالی از اعتراضات و خشونت‌ها و مبارزات سیاسی هستند. اما با فعالیت ساختمانی دولت در اراضی نزدیک محل زندگی آنها معادلات آنها به هم می‌ریزد. فیلمساز با داستانی تمثیلی به نوعی به واکاوی این موضوع که آیا مقاومت فردی در دنیای امروز تاثیرگذار است و اصولا مبارزات نقشی در تغییر ساختار قدرت و یا بحران‌های سیاسی دارند یا نه می‌پردازد. فیلم به عنوان اولین اثر بلند فیلمساز دارای قابلیت‌های ویژه‌ای چه به لحاظ انتخاب موضوع و چه از بعد روایت بصری دارد. این فیلم موفق شد در جشنواره امسال تورنتو جایزه حمایت از سینمای آسیا پاسفیک NETPAC را دریافت کند.

پلنگ آناتولیایی

پلنگ آناتولیایی | Anatolian Leopard

تقابل سنت و مدرنیته از دست‌مایه‌هایی بوده که در تولیدات سینمای کشورهای آسیایی همواره مورد توجه فستیوال‌های غربی بوده البته با رعایت جنبه‌های هنری و سینمایی اثر. اینبار نیز «امر کایشی» از زاویه نگاه یک فیلمساز جوان ترک سراغ این موضوع رفته است. فکرت، مرد عبوس و تنهایی که مدیریت یک باغ وحش قدیمی را در منطقه‌ای در شهر آنکارا به مدت ۲۲ سال به عهده دارد با جریان خصوصی‌سازی که قرار است باغ وحش را با سرمایه‌گذرای چند شیخ عرب تبدیل به پارکی با امکانات تفریحی و سرگرمی کند روبرو می‌شود. اما نگرانی او برای از دست دادن شغل خودش نیست بلکه دلواپس پلنگ پیر و بیماری است که در خطر نابودی قرار گرفته است. فیلم جدای از ریتم کند خود با استفاده از موقعیت‌هایی برگرفته از یک کمدی سیاه دارای لحظاتی مفرح می‌شود اما در مجموع هنوز با یک اثر خوش‌ساخت و پرکشش فاصله دارد.

فیلم پلنگ آناتولیایی اولین فیلم بلند «امر کایشی» در جشنواره تورنتو موفق به کسب جایزه مهم انجمن بین‌المللی منتقدان FIPRESCI) ) شد.

سه طبقه THREE FLOORS

سه طبقه | THREE FLOORS

نانی مورتی فیلمساز کهنه‌کار ایتالیایی که در سال ۲۰۰۱ برای فیلم تحسین شده «اتاق پسر» موفق به نخل طلای جشنواره کن شد امسال اما علاقه‌مندان خود را عموما ناامید کرد. فیلم شباهت‌هایی با اتاق پسر به لحاظ تم اصلی داستان دارد، یعنی قرارگرفتن آدم‌ها در شرایط و واکنش آنها به اتفاقاتی که در حرفه‌اشان رخ می‌‎دهد. در «اتاق پسر» یک روانشناس که تخصصش آرامش دادن به بیمارانش برای رهایی ازغم و اندوه است خود پس از مرگ پسر جوانش در موقعیتی قرار می‌گیرد که باید با این اندوه بزرگ کنار بیاید. در فیلم «سه طبقه» یک زن و شوهر قاضی که پس از اینکه پسرشان در یک تصادف باعث مرگ زن جوانی می‌شود در موقعیتی چالش‌برانگیز در ارتباط با اجرای قانون در مورد پسرشان روبرو می‌شوند. فیلمساز در این اثر نقش پدر را بازی می‌کند.

فیلم جدید مورتی اگرچه با شروع خوبی همراه است و در طول داستان نیز با فرازو نشیب‌های زیادی تلنگرهایی به تماشاگر می‌زند اما از یک معضل بزرگ در تمام داستان رنج می‌برد و آن این که فیلم فاقد روح و حس از نوع اثری مثل «اتاق پسر» است.

بازی THE GAME

بازی | THE GAME

داستان فیلم در باره مردی است که از همسرش جدا شده و هزینه سرپرستی پسر کوچکشان به عهده اوست. شغل او قاچاق انسان‌هایی است که قصد دارند خود را از کشورهای بالکان به اروپا رسانده و پناهنده شوند. او در کشاکش بحران خانوادگی‌اش باید جوانی به نام یوسف و برادر کوچکش حامد را از راه‌های مرزی پنهانی مجارستان به کشور آلمان برساند. او طی چند روزی که با این دو برادر و بعد دو تن از دوستانشان که به آنها ملحق می‌شوند همراه است با اتفاقاتی روبرو می‌شود که به شناخت تازه‌ای از رابطه با آنها و پیرامونش می‌رسد. فیلم اولین ساخته بلند آنا لازارویچ فیلمساز زن اهل بلگراد با استفاده از ترکیب هنرپیشه‌های حرفه‌ای و نابازیگر است با داستانی انسانی از وضعیت آدمهایی که به دنبال عبور غیرقانونی و پناهندگی به کشورهای امن هستند. این اثر می‌توانست به فیلم قدرتمندتری تبدیل شود اما پاره‌ای از ضعف‌ها در شخصیت‌پرداری و کشدار شدن قصه، فیلم را به اثری متوسط ولی قابل قبول به عنوان اولین فیلم یک فیلمساز تبدیل کرده است.

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

فیلم مجرم

وقتی مجرم ناجی می‌شود

فیلم مجرم یا در برخی ترجمه‌ها با عنوان گناهکار بازسازی فیلم موفقی با همین نام ساخته گوستاو فولر فیلم‌ساز دانمارکی لهستانی تبار در سال ۲۰۱۸ است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *