قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / امیر خدیر چهره‌ای نیست که خودش وانمود می‌کند
امیر خدیر کبک کانادا

امیر خدیر چهره‌ای نیست که خودش وانمود می‌کند

توضیح: بخش «دیدگاه» نظر شخصی نویسندگان است. انتشار آنها به معنای تایید یا رد آن دیدگاه نیست.

محمد سلیمانی |

برای بسیاری از مردم کبک، امیر خدیر ممکن است به‌عنوان سیاستمداری مترقی و چپ شناخته شده باشد. اما آیا به‌راستی او چنین فردی است؟ با کمال تعجب، برخی از مواضع و اقدامات اخیر وی، به‌ویژه دررابطه‌با سیاست بین‌الملل، سایه قوی از تردید را بر گرایش‌ها و اهداف سیاسی ادعا شده امیر خدیر می‌اندازد تا جایی که شما را مجبور می‌کند در مورد او به‌عنوان یک سیاستمدار مترقی چپ تجدیدنظر کنید. در سطور زیر، برخی از مواضع اخیر وی را می‌بینیم که شما را وامی‌دارد در مورد اینکه آیا او واقعاً چپ است قضاوتی متفاوت داشته باشید.

امیر خدیر از ابتدای تأسیس عضو «همایش برای سیاست جایگزین» (Rassemblement pour une alternative politique) در سال ۱۹۹۷ بود و از مؤسسین «اتحادیه نیروهای پیشرو» (Union des Forces Progressistes) در ژوئن ۲۰۰۲ و در مقطعی سخنگوی آن نهاد بود. در پاییز ۲۰۰۵، خدیر «مانیفست برای کبک ژرف‌نگر ((۱))» (Le manifeste Pour un Québec lucide) را امضا کرد. وی در چندین پروژه بشردوستانه در نیکاراگوئه (۱۹۸۷)، زیمبابوه (۱۹۹۰) و هند (۱۹۹۷) شرکت جست. از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۸، او در فلسطین و در «کاروان دوستی کبک-کوبا» (Caravane d’amitié Québec-Cuba) کمک پزشکی می‌کرد. از سال ۲۰۰ تا ۲۰۰۲، وی در چند کشور از جمله افغانستان مأموریت پزشکان فوریت‌های پزشکی جهان را بر عهده داشت ((۲)). وی همچنین سخنگوی یک حزب جدید ناشی از ادغام «اتحادیه نیروهای پیشرو» UFP و «حزب دموکراسی سوسیالیست» (Parti de la démocratie socialiste) با نام حزب همبستگی کبک Québec Solidaire شد.

Aviron

 

شما انتظار دارید که چنین رزومه‌ای متعلق به یک فرد ضد امپریالیست، سوسیالیست و فعال چپ باشد، اما مواضع اخیر خدیر ممکن است خلاف این را بیان کند. یکی از نمونه‌های بارز، موافقت و تأیید وی در مورد بمباران لیبی به رهبری آمریکا بود ((۳))، جایی که وی معتقد است مردم لیبی خودشان درخواست مداخله نظامی خارجی کرده‌اند و منظور او از «مردم لیبی» همان «شورای ملی لیبی» است، جایگزینی خودخوانده برای دولت لیبی که با کمک قدرت‌های امپریالیستی غربی ایجاد شد. از قضا او بیش از آنکه اقدام مداخله‌گر نظامی کاملاً غیرقانونی و ناعادلانه قدرت‌های غربی را محکوم کند، دولت‌های کشورهای مورد تهاجم را به دلیل ظالمانه و غیردموکراتیک بودن محکوم می‌کند. به نظر می‌رسد که وی معتقد است مداخلات قدرت‌های غربی (به هر شکلی اعم از اعمال جنگ یا تحریم) در امور داخلی فهرستی طولانی از کشورهای جهان از جمله لیبی، سوریه، ایران، عراق، افغانستان، کوبا، ونزوئلا و امثالهم نتیجه اجتناب‌ناپذیر سیر قهقرایی است که دولت‌های آن کشورها در پیش گرفته‌اند و مردمی که مایل به پذیرش دیکتاتورها هستند، اما «مردم» واقعی از نظر او همان‌هایی هستند که مشتاق آزاد شدن به کمک نیروهای غربی هستند. این روایت چقدر به روایت مهاجمان نزدیک است؟ این استدلال شبیه استدلال مشهوری است که تقصیر فقر را به گردن تنبلی فقرا می‌اندازد و می‌گوید این آن‌ها هستند که مشکل دارند نه سیستم.

کوبا تنها کشور آمریکای لاتین است که از جمعیت خود به طور چشمگیری در برابر همه‌گیری کرونا محافظت کرده است و حتی تحت تحریم‌های شدید ایالات متحده در دوران همه‌گیری دست به تولید واکسن زده است. به دلیل تحریم‌ها، کوبا در خرید سرنگ برای تزریق سه دوز واکسن مشکل دارد. برای تأمین سرنگ موردنیاز کوبائی‌ها «کاروان دوستی کبک-کوبا»، یک سازمان مترقی سی‌ساله، کمپینی را در کبک راه‌اندازی کرد ((۴)) و از امیر خدیر خواسته بود تا از این کمپین حمایت کند. خدیر که در ابتدا به حمایت از گروه تمایل نشان داد، سرانجام موضع خود را تغییر داد. وی سپس از این گروه به دلیل حمایت از یک کوبای غیردموکراتیک طی یک ایمیل عمومی به La table de concertation انتقاد کرد که سازماندهی کمک‌های پزشکی برای کوبا در چنین وضعیتی به معنی حمایت از دولت سرکوبگر کوبا است. درعین‌حال، او هرگز کمپین بایدن را برای بازکردن راهرو بشردوستانه برای کوبا محکوم نکرد، با اینکه می‌داند از نگاه ضد امپریالیستی چپ، ارائه راهروهای بشردوستانه، توسط کشورهای امپریالیستی، معمولاً بهانه‌ای برای مداخله در کشوری دیگر تلقی می‌شود. کناره‌گیری خدیر از موضع ضد امپریالیستی و گرایش او به نئولیبرالیست‌ها نه‌تنها در مورد لیبی و کوبا بلکه در مورد ایران نیز همان‌طور که خواهیم دید آشکار است. کاملاً آشکار است که خدیر دیگر ایالات متحده را امپریالیست نمی‌داند. شاید او در نهایت همه کشورها را امپریالیست بالقوه یا بالفعل می‌داند و در حال حاضر صلاح را در حمایت از نمونه‌ی قدرتمندتر و «دموکراتیک‌تر» آن‌ها می‌بیند. از مراودات اخیر وی با دوستان سوسیالیستش، به نظر می‌رسد آنچه که او به آن‌ها می‌گوید این است که «من با شما بودم، ما تمام تلاش خود را کردیم، هرچه صبر کردیم هدف ما با تأخیر معقولی عملی نشد، متأسفانه زمان تغییر عقایدمان فرارسیده است».

مواضع نئولیبرال جدید خدیر در مورد کشور مادری‌اش ایران بیش‌ازپیش آشکار است. طیف معترضان و مخالفان دولت ایران را می‌توان به دو گروه عمده تقسیم کرد: اصلاح‌طلبان که مخالفت شدیدی با سیاست‌های خارجی ایران ندارند (و در برخی موارد حتی آن‌ها را تأیید نیز می‌کنند)، اما با سیاست‌های داخلی و یا کلاً با نظام تصمیم‌گیری در ایران مخالف‌اند. گروه دیگر افراطی‌ها هستند که به‌طورکلی با نظام سیاسی ایران مخالف بوده و خواهان تغییر رژیم‌اند. درحالی‌که اکثر ایرانیان چپ‌گرا در زمره اصلاح‌طلبان می‌گنجند دو گروه عمده در میان افراط‌گرایان عبارتند از وفاداران به پادشاهی پیشین و سازمان مجاهدین خلق، گروهی شبه‌نظامی (که بعضاً در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار گرفته است) که هر دو گروه به‌شدت مورد حمایت و تأیید عربستان سعودی ((۵))، اسرائیل ((۶))، آمریکا ((۷)) و حزب محافظه‌کار کانادا ((۸)) هستند. در سال ۲۰۲۰ کنگره ایرانیان کانادا، بزرگ‌ترین سازمان اجتماعی ایرانیان در امریکای شمالی، انتخاباتی را برگزار کرد که در آن افراط‌گرایان و اصلاح‌طلبان برای تصدی پست در هیئت‌مدیره با یکدیگر رقابت می‌کردند. در آن انتخابات، امیر خدیر نامزد شد و به همراه همسرش نیما مشعوف در کنار چهره‌های برجسته افراط‌گرا برای شکست اصلاح‌طلبان به هر نحو ممکن وارد کارزار انتخاباتی شدند. به طور معمول انتظار نداریم که یک نماینده سابق مجلس ملی کبک برای ورود به یک سازمان کوچک اجتماعی وارد کارزار شود مگر اینکه بخواهد به هر قیمت ولو با استفاده از شهرت و اعتبارش راه مطرح‌شدن اصلاح‌طلبان را در افکارعمومی سد کند. خدیر در این انتخابات با شکستی تحقیرآمیز روبرو شد و در بین ۱۹ نامزد انتخاباتی رتبه هفدهم را به دست آورد ((۹))، و این نتیجه، به او نشان داد که او در بین فعالان ایرانی از محبوبیتی که تصور می‌کرد برخوردار نیست.

امیر خدیر و همسرش در مورد ایران به‌وضوح طرف‌دار تحریم و تغییر رژیم هستند، ازآنجاکه آن‌ها به‌شدت با اصلاح‌طلبان ایرانی (که به دنبال یافتن راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز می‌باشند ((۱۰))) مخالف بوده، از اقدامات تهاجمی علیه ایران مانند لایحه S۲۱۹ پیشنهاد شده توسط محافظه‌کاران ((۱۱)) کانادایی برای اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه ایران حمایت می‌کنند. در ۵ ژانویه ۲۰۲۰، مونترالی‌ها پس از حمله پهپادی ایالات متحده، راهپیمایی بر علیه جنگ احتمالی و برای همبستگی با مردم ایران و عراق ترتیب دادند ((۱۲)). برگزارکنندگان این راهپیمایی که شامل سازمان‌های معروفی مانند Échec à la guerre و Mouvement Québecois pour la paix بودند، در جلسه‌ی هماهنگی همگی بر سر این که در طول راهپیمایی هیچ شعار ضد رژیمی داده نشود موافقت کردند، چرا که تمرکز راهپیمایی روی اعتراض به سیاست خارجی ترامپ و تهدید وی به حمله احتمالی نظامی او علیه ایران بود و شعارهای ضد رژیم هدف راهپیمایی را مختل می‌کرد. شمار بالایی از اصلاح‌طلبان ایرانی و بسیاری از مردم مونترال در این رویداد شرکت کردند. خدیر اما به همراه همسرش و تعداد کمی از تندروهای ایرانی با صفی جداگانه از صف اصلی در راهپیمایی شرکت جستند و علی‌رغم قوانین مورد توافق راهپیمایی، شعارهای تأیید نشده از جانب برگزارکنندگان سر می‌دادند. بر اساس گزارش‌ها، خدیر حتی پیش از برگزاری راهپیمایی طی مکاتباتی طولانی با برگزارکنندگان تلاش کرده بود تا با استفاده آشکار از تکنیک برچسب‌زنی به برخی از فعالان ضد امپریالیست ایرانی آن‌ها را نزد برگزارکنندگان بی‌اعتبار کرده و از مشارکت آن‌ها جلوگیری کند، مسئله‌ای که برای برگزارکنندگان راهپیمایی که از فعالان ضد جنگ ایرانی شناخت کاملی داشتند بسیار ناگوار و شگفت‌آور بود.

امیر خدیر همچنین ایده‌های مشترکی با بعضی چهره‌های برجسته راست افراطی مانند کاوه شهروز دارد و با برخی از لیبرال‌های راست‌گرا پنل‌های مشترک برگزار می‌کند. شهروز پژوهشگر ارشد یک اندیشکده‌ی راست افراطی کانادا موسوم به مؤسسه Macdonald-Laurier است، مؤسسه‌ای که صراحتاً از پروژه بحث‌برانگیز خط لوله نفت سراسری کانادا و از سیاست‌های تهاجمی خارجی محافظه‌کاران کانادا پشتیبانی می‌کند. شهروز، ایروین کاتلر را «مربی بزرگ خود» می‌داند ((۱۳)) و همواره به‌شدت از اعمال تحریم‌های شدیدتر کانادا علیه ایران حمایت می‌کند ((۱۴)). خدیر همچنین پنل‌های مشترکی علیه ایران با براندازان سطحی‌نگر و چهره‌های افراطی شناخته شده برای ایرانیان از جمله کاوه شهروز، رضا مریدی و شیرین عبادی برگزار می‌کند.

جای بسی تعجب است که چگونه امیر خدیر یا همسرش نیما مشعوف خود را از هواداران حق تعیین سرنوشت ملت کبک بدون مداخله دولت فدرال معرفی می‌کنند درحالی‌که مداخلات خارجی در امور کشورهای مستقلی مانند لیبی، ایران، عراق، سوریه، افغانستان و غیره را در قالب تحریم‌های یک‌جانبه یا جنگ توجیه کرده یا از آن‌ها حمایت می‌کنند. به نظر من، بر اساس آنچه در بالا ارائه شد، امیر خدیر آن شخصی نیست که وانمود می‌کند. او مدافع وفادار راست، هوادار ناتو و امپریالیسم است. ایده‌های همسر خدیر، نیما مشعوف، نیز که اکنون نامزد حزب دموکراتیک ملی NDP در انتخابات پیش روست، دست‌کم در مورد ایران و سیاست بین‌الملل کاملاً با ایده‌های امیر خدیر منطبق است.

((۱)) Pour un Québec solidaire : La gauche réplique au manifeste Pour un Québec lucide, LCN (2005-11-01)

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

محمد سلیمانی کانادا
محمد سلیمانی

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

نیما مشعوف در مبارزات انتخاباتی ۲۰۱۹ / عکس از آرشیو «هفته»

نگاهی به زندگی نیما مشعوف کاندیدا ایرانی‌تبار حوزه لوریه-سنت-ماری

نیما مشعوف که ۲۴ مارس سال ۱۹۶۵ در فرانسه متولد شد، محقق، متخصص بیماری‌های عفونی و یک سیاستمدار کانادایی ایرانی‌تبار است. خانم مشعوف که از دانشگاه مونترال مدرک دکترای سلامت عمومی گرفته است، در زمینه سلامت بین‌المللی و بیماری‌های عفونی به ویژه ایدز تخصص دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *