قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / نتیجه مداخله آمریکا در افغانستان وقفه در راه رسیدن به دمکراسی بود
سربازان آمریکایی در افغانستان
یک سرباز آمریکایی در حال گشت‌زنی نزدیک پایگاه نظامی بگرام در افغانستان در ژانویه سال ۲۰۱۰

نتیجه مداخله آمریکا در افغانستان وقفه در راه رسیدن به دمکراسی بود

گروه ترجمه هفته|

این مقاله به قلم خانم نادیا ظواوی Nadia Zouaoui روزنامه‌نگار و مستندساز کانادایی در سایت خبری لاپرس منتشر شده و توسط گروه ترجمه هفته به فارسی برگردانده شده است. /تحریریه هفته

در هفته‌های اخیر تحولات برق‌آسا و غافلگیرکننده افغانستان که تغییراتی عمیق در حیات سیاسی این کشور به وجود آورد، موضوع داغ بخش‌های خبری شبکه‌های مختلف تلویزیونی و عناوین درشت صفحات اول مطبوعات جهان بود. پخش صحنه‌هایی دردناک از زنان، مردان و کودکان افغان که برای فرار از رژیم کینه‌توز طالبان به فرودگاه بین‌المللی کابل هجوم آورده بودند، جهان را در بهت و حیرت فروبرد. زنان، مردان و کودکان وحشت زده‌ای که در ناامیدی تمام از بدنه هواپیما بالا می‌رفتند یا از چرخ‌های آن آویزان می‌شدند تا به هر طریقی که شده از کابوس دلهره‌آوری که با به قدرت رسیدن طالبان بر افغانستان سایه افکنده بود، فرار کنند.

در این میان اما دولت آمریکا که اصلی‌ترین بازیگر مناقشه افغانستان قلمداد می‌شد، بی‌تفاوت نظاره‌گر این آشفته‌بازار بود. رهبران آمریکا مدت‌ها قبل تصمیم خود را گرفته بودند که هم‌زمان با بیستمین سالگرد حملات یازدهم سپتامبر نیروهای نظامی خود را پس از بیست سال از خاک افغانستان خارج کنند.

هم‌زمانی خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان با سالگرد حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱ برای واشنگتن به‌اندازه‌ای اهمیت داشت که حاضر نشد حتی اجرای پروژه خود را یک روز به تعویق اندازد تا دست‌کم به وضعیت آشفته فرودگاه کابل که به مدت چند روز صحنه‌هایی از فیلم‌های آخرالزمانی هالیوودی در آن شکل گرفت، سروسامانی بدهد.

Aviron

 

آمریکا به نام برقراری نظم، تمدن و دموکراسی به افغانستان لشکرکشی کرد اما در روزهای پایانی حضور نیروهای آمریکایی در افغانستان، کاملاً مشخص بود که اولویت واشنگتن در افغانستان دیگر استقرار دموکراسی در این کشور جنگ‌زده نیست. از نظر رهبران کاخ سفید، آن چیزی که در صدر اولویت‌ها قرار داشت، آمریکا بود و پیرمرد اجاره‌نشین کاخ سفید نیز که قطعاً تعطیلات برایش مهم‌تر از مسئله افغانستان بود، چند بار همین مسئله را تکرار کرد.

تحولات افغانستان نشان داد که نومحافظه‌کاری با دونالد رامسفلد دفن نشد بلکه نام مبارزه با تروریسم بر آن نهاده شد. نومحافظه‌کاران آمریکایی با لشکرکشی به عراق و اشغال این کشور به بهانه مقابله با سلاح‌های کشتارجمعی که البته هیچ اثری از آن‌ها نیز در عراق صدام حسین کشف نشد و همچنین با حمله به افغانستان و اشغال این کشور به بهانه پیداکردن بن لادن سرکرده شبکه تروریستی القاعده که ده سال بعد در خاک پاکستان کشته شد، خود را در افکارعمومی جهان بی‌اعتبار کردند.

در همین اثنا به‌یک‌باره یک گروه تروریستی سفاک در تاریکی هرج‌ومرجی که آمریکایی‌ها در عراق به وجود آورده بودند، سر برآورد. عراق دوره صدام حسین از ثبات نسبتاً خوبی برخوردار بود اما لشکرکشی جرج بوش پسر به این کشور، آشفتگی و هرج‌ومرج گسترده‌ای در آن به وجود آورد و آن را به زمین مناسبی برای ظهور و رشد افراط‌گرایان و تروریست‌ها تبدیل کرد. امری که بدیهی به نظر می‌رسید این بود که آمریکایی‌ها یک دیکتاتوری تئوکراتیک را به یک استبداد سکولار ترجیح می‌دهند. از سوی دیگر، در سال‌های ۱۹۸۰ در شرایطی که روس‌ها به افغانستان حمله کرده بودند و افغان‌ها آینده روشنی پیش روی خود نمی‌دیدند، موج گسترده‌ای از مهاجرت پناه‌جویان افغان به پاکستان شکل گرفت و در همین اوضاع بود که گروه تندرو طالبان در اردوگاه‌های مهاجران افغان در پاکستان متولد شد.

آمریکا که خود را ژاندارم جهان می‌دانست، با مداخلات نظامی خود در مسیر نابودی کشورهایی گام برداشت که از فرهنگ و تمدن چندهزارساله برخوردار بودند. آمریکا که به نام برقراری دموکراسی نظامیان خود را به این کشورها گسیل داشته بود، پشت سرخود در این کشورها یک ویرانه کامل بر جا گذاشت و نه‌تنها نتوانست نظامی دموکراتیک در این کشورها روی کار آورد، بلکه برقراری دموکراسی در این کشورها را نیز تا مدت نامعلومی به تعویق انداخت.

من غالباً برای ارائه تصویری ملموس و قابل‌فهم از دموکراسی، مثال بارداری را مطرح می‌کنم. هر یک از مراحل فرایند ظریف و پیچیده رشد جنین در داخل رحم مادر برای به‌دنیاآوردن یک کودک طبیعی و سالم، کاملاً ضروری است. قطع یکی از این فرایندها یا ایجاد اختلال در آن به شکلی اجتناب‌ناپذیر موجب شکل‌گیری ناهنجاری در جنین یا مرگ آن خواهد شد.

مداخله‌جویی از نوع استعماری در کشورها نیز به‌نوعی ایجاد وقفه در فرایند تدریجی و طولانی برقراری دموکراسی است. اقدامات نظامی آمریکا نیز فرایند چندمرحله‌ای تولد و رشد دموکراسی در این کشورها را بر هم زد چرا که بر خلاف تصور آمریکایی‌ها، با دست‌یافتن به جنین، نمی‌توان از آن یک کودک طبیعی به دنیا آورد.

کبک دهه ۱۹۵۰ را در دوره «تاریکی بزرگ» تصور کنید. دوره‌ای ظلمانی که روحانیون کلیسا همه‌جا حضوری سنگین داشتند و به بهانه‌های مختلف جامعه کبک را گروگان می‌گرفتند. مدارس، بیمارستان‌ها، نهادهای دولتی، فرهنگ و حتی زندگی خصوص زوج‌ها به‌شدت تحت نظارت مذهبیون قرار داشت و کلیه امور توسط آن‌ها اداره می‌شد. روحانیون با جسارت تمام حتی این اجازه را به خود می‌دادند در مسائل و روابط زوج‌ها و خانواده‌ها سرک بکشند و در خصوصی‌ترین روابط میان زنان و مردان دخالت کنند تا مبادا لذایذ جنسی خود را به گناه آلوده کنند. در آن دوره سراسر ظلمانی، تقریباً همه زنان کبکی هرکدام بین ۱۲ تا ۱۶ فرزند داشتند و بسیاری از آن‌ها هنگام زایمان جان خود را از دست می‌دادند. هرگونه رابطه جنسی که با انگیزه‌ای به جز فرزندآوری صورت می‌گرفت، معصیت قلمداد می‌شد؛ هرگونه زادوولد خارج از چارچوب ازدواج ممنوع بود؛ کسی حتی جرئت فکرکردن به سقط جنین را هم نداشت و زنان حتی بدون اجازه شوهران خود امکان بازکردن حساب در بانک‌ها را نداشتند.

در همین حال تصور کنید که بقیه جهان از کبک آن زمان پیشرفته‌تر هستند و رسانه‌های اجتماعی این کبک عقب‌مانده «دوپلسی» را که مایه ترس و وحشت دیگر اعضای جامعه جهانی است، به جهانیان معرفی می‌کنند. آن‌گاه کشورهای پیشرفته‌تر تصمیم می‌گیرند برای خلاص کردن ساکنان کبک از قید و بندهای مذهب و شر روحانیون و تحمیل دموکراسی مدنظر خود به آن‌ها، به این منطقه حمله کنند.

اگر آن اتفاق می‌افتاد، کبک امروز چه وضعی داشت؟

در این جا صحبت از یک مداخله نظامی خارجی است. دولت‌های بیگانه پس از اشغال سرزمین‌های ما برای ما دولت تعیین می‌کنند، به شکل پیدا یا پنهان اداره کلیه امور ما را به دست می‌گیرند، به ما دیکته می‌کنند که چه‌کار کنیم و چه‌کار نکنیم. آن‌ها می‌آیند تا دموکراسی ازپیش‌طراحی‌شده خود را برای ما تجویز و ارزش‌های خود را به جوامع ما تحمیل کنند، یک دموکراسی که نخبگان و روشنفکران، سیاستمداران، هنرمندان، ترانه سرایان، قهرمانان اسطوره‌ای و افسانه‌ای ما کمترین نقشی در ساختن و پرداختن آن نداشته‌اند.

قطعاً در چنین حالتی کبکی‌ها به دولت ژان لوسژ که جامعه کبکی را اصلاح، متحول و مدرنیزه کرد، رأی نمی‌دادند. بدون تردید انقلابی که شکل می‌گرفت، انقلاب آرام و راحت نبود چرا که سال‌های متمادی طول می‌کشید تا کبکی‌ها بتوانند نیروهای اشغالگر خارجی را از سرزمین آبا و اجدادی‌شان بیرون برانند و چندین نسل می‌سوخت و تباه می‌شد تا کبکی‌ها بتوانند ازخودبیگانگی، آسیب‌های جدی و زخم‌های روحی و روانی عمیقی را که اشغالگری مسلحانه خارجی بر پیکره کبک وارد کرده بود، ترمیم کنند.

 

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

مناقشات مسلحانه، جنگ‌های داخلی و اشغالگری بیگانگان در افغانستان، کار ملت افغانستان را برای بریدن از گذشته تاریک و دردناکی که کشورشان تجربه کرده و بازسازی جامعه افغان به‌شدت دشوار کرده است. برای عمق فاجعه کافی است تا آزمایش قوی‌ترین بمب موجود در زرادخانه تسلیحات متعارف آمریکا یعنی بمب MOAB را که به مادر همه بمب‌ها شهرت پیدا کرده بود، به یادآورید. بمبی قدرتمند و به‌شدت مخرب که به‌عنوان قوی‌ترین بمب غیرهسته‌ای که تا آن زمان ساخته شده بود، شهرت یافت. این سلاح مخوف که توسط ارتش آمریکا ساخته شد در مناقشه افغانستان مورداستفاده قرار گرفت.

ابر گسترده و غلیظی از نیترات آمونیوم و پودر آلومینیوم که از انفجار این بمب شکل می‌گیرد، همه چیز را در مسیر خود نابود می‌کند. آثار و پیامدهای زیان‌بار این بمب بر روی محیط‌زیست افغانستان و سلامت شهروندان این کشور تمامی ندارد. استفاده افغانستان به‌عنوان آزمایشگاهی برای تسلیحات و تجهیزات نظامی جدید آمریکا مثل همین مادر بمب‌ها، تمثیلی غم‌انگیز از آثار فاجعه‌بار گسترده و تمام‌نشدنی جنگ بر مردمانی است که طی چندین دهه این‌همه رنج و مصیبت‌دیده‌اند.

اما آن چه که این روزها مرا بیشتر از هر چیزی آزرده‌خاطر کرده و دل مرا به درد آورده این است که امروز بار دیگر شاهد ظهور مجدد یک جناح راست افراطی لجام‌گسیخته هستیم که روی نظریه جایگزینی بزرگ مانور می‌دهد و مدعی است که جهان اسلام به‌هیچ‌وجه قابلیت سازگاری با دموکراسی غربی را ندارد. یکی از عناصر این جناح افراطی اریک زمور روزنامه‌نگار و مقاله‌نویس تندرو فرانسوی است که با صدای بلند گفته است «ما نباید کسی را در افغانستان نجات دهیم، حتی آن دسته از افرادی را که به‌عنوان مترجم سال‌های سال به نیروهای مسلح خارجی در افغانستان کمک کرده‌اند.»

منبع: وب‌سایت خبری لاپرس

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

ترودو و پناهجویان افغان

دیدار ترودو با پناهجویان افغان

جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا، تعطیلات شکرگزاری خود را با دیدار با پناهجویان افغان که به تازگی وارد کانادا شده‌اند، آغاز کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *