قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / علل واقعی شکست آمریکا
علل واقعی شکست آمریکا در افغانستان

علل واقعی شکست آمریکا

جوزف فکل Joseph Facal سیاستمدار محافظه‌کار کبکی، استاد دانشگاه و روزنامه‌نگار درباره نویسنده
جوزف فکل Joseph Facal سیاستمدار محافظه‌کار کبکی، استاد دانشگاه و روزنامه‌نگار است. جوزف فکل که متولد ۱۹۶۱ است از سال ۱۹۹۴ تا سال ۲۰۰۳، به مدت ۱۰ سال از طرف حزب کبکوا نماینده مجمع ملی کبک بود. او در کابینه لوسین بوشار و برنارد لاندری وزیر بود.

مترجم: علی چنگیزی |

در دانشگاه‌ها به ما می‌آموزند که به نظرات دیگران احترام بگذاریم و آنها را به عنوان نظرات خود معرفی نکنیم. یکی از خوانندگان دائمی مقالات من در مورد این مسأله  «علل واقعی شکست آمریکا» اظهاراتی ارائه کرده که دراینجا با شما به اشتراک می‌گذارم و از او تشکر می‌کنم.

او می‌گوید شکست آمریکا در افغانستان، آخرین حرکت یا شکست عمیقی است که در تاریخ ثبت خواهد شد. از سال ۱۹۴۵ تا به امروز، ایالات متحده در هیچ یک از جنگ‌های بزرگ خود پیروز نبوده، یا حداقل به طور واضح پیروز نشده است: کره، ویتنام، عراق، افغانستان و حتی در کوبا.

Aviron

 

حضور ایالات متحده دراین کشورها همراه با شکست بوده یا حداکثر به نتیجه برابر، نه برد و نه باخت، انجامیده است. اما همچنان به عملیات پرهزینه و بیهوده خود برای تسلط بر جوامع بی‌ثبات و ناپایدار در اقصی نقاط جهان ادامه می‌دهد و هر بار، شهروندان کشورهای مورد تهاجم در انتظار خروج نیروهای آمریکایی از کشورشان هستند.

چرا؟

به گفته نویسنده‌ی این متن، می‌توان پنج دلیل اساسی برای توضیح این وضعیت ارائه داد.

۱ تسلیحات فوق‌العاده پیچیده و مدرن و بزرگی منابع مالی آمریکایی‌ها نمی‌تواند عدم شناخت آنها از سرزمین‌های دوردست را خنثی کند. در نتیجه همین عدم شناخت آنها از درک انگیزه فوق‌العاده مردمی که مورد تهاجم قرار گرفته ناتوان هستند و نمی‌توانند دفاع موردتهاجم قرارگرفته‌ها از خاک میهن را درک کنند. آمریکایی ها در عین حال نمی‌فهمند، چرا دشمنان‌شان از حمایت مردمی برخوردارند. آمریکایی ها با انتشار اخبار غیر واقع و تبلیغاتی می‌خواهند چیزهایی را که واقعیت ندارد در ذهن و فکر ما و کل مخاطبین خود به عنوان حقیقت جلوه دهند.  

۲ آمریکایی‌ها نمی‌فهمند دمکراسی را نمی‌توان مثل کلیه انسان طی یک عمل جراحی از یک جا برداشت و به انسان دیگری پیوند زد. دمکراسی برای ریشه‌دار شدن، خاک حاصل‌خیز، ذهنیت آماده، فرهنگ مدنی و به طور خلاصه شرایط اجتماعی را می‌طلبد که، دهه‌ها و حتی قرن‌ها طول می‌کشد تا شکوفا شود.

۳ سرباز معمولی آمریکایی به مفهوم اساطیری و اجدادی «جنگجو» نیست. هالیوود ممکن است فیلم‌هایی از تک‌تیراندازان آمریکایی تولید کند و از سربازان نیروی دریایی اسطوره بسازد، اما اینها در عمل کسانی نیستند که آماده مرگ برای اهداف خود باشند.

در بیشتر مواقع، سربازآمریکایی فردی است معمولی با شرایط اقتصادی متوسط متمایل به تنگدستی. این سرباز آمریکایی برای جنگیدن مزد می‌گیرد و می‌تواند بین سربازی و یک زندگی و شغل عادی، مثل کار در یک انبار برای جابجای اجناس و جعبه‌ها، یا کار در یک شرکت تولیدی تجاری انتخاب کند و شاغل شود. برخی جوانان آمریکایی کار در انبار و برخی دیگر کار در ارتش را انتخاب می‌کنند. آمریکایی‌ها نمی‌دانند که بهترین تجهیزات و بهترین آموزش گوسفند را به گرگ تبدیل نمی‌کند. حتی اگر این جوان‌های خوب گاه گاهی بتوانند عملیات خشونت‌بار انجام دهند و جنایت کنند، اما حریفان آنها جوهره دیگری دارند و از جنس دیگری ساخته شده‌اند.

۴ آمریکایی‌ها در مجموع مردمی منزوی هستند. بیشتر آنها به ندرت سفر می‌کنند و از شرایط دیگر کشورها مطلع نیستند. آنها از دیگر فرهنگ‌ها بسیار غافل هستند. آمریکایی معمولی کنجکاو نیست و اینکه دیگران همانند او فکر نمی‌کنند برایش غیرقابل درک است.

جورج دبلیو بوش و دونالد ترامپ، که در میان سربازان بسیار محبوب بودند، نماد این شرایط و این نگاه از «واقعیت آمریکایی» هستند؛ درکی از جهان که در حد کاریکاتور ساده و مضحک است. به نظر می‌رسد ارتش آمریکا تصور می‌کند که می‌تواند با توزیع کوکاکولا، هات داگ، سس گوجه فرنگی یا فیلم‌های دیزنی حمایت یک روستایی، شهروند افغان یا عراقی را بسوی خود جلب و همدردی آنها را کسب کند. آنها نمی‌بینند که  شهروندان و روستاییان عراقی، افغان پشت سرشان به آنها می‌خندند.

۵ حتی زمانی‌که نتیجه مداخله نظامی کاملا نامعلوم است، چه کسانی بی‌وقفه فشار می‌آورند تا این مسیر ادامه یابد؟ صنعت اسلحه و لابیگران آن. آیا اسامی دیک چنی و هالیبرتون را به‌یاد می‌آورید؟ برای آنها جنگ یک فرصت تجاری است. چنانچه جنگی نباشد سودی در میان نخواهد بود. جنگ و ایجاد آن به دلایل تجاری و سودآوری همیشه گزینه مورد حمایت جنگ‌طلبان است، حال چه آمریکا در جنگ‌ها برنده شود و چه شکست بخورد، فروشندگان سلاح برنده این کارزار تحمیلی هستند و در نهایت، هر اتفاقی بیفتد به نفع آنها خواهد بود. / پنجشنبه ۱۹ اوت ۲۰۲۱

 

در این رابطه بیشتر بخوانید:

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

کارینا گولد

تداوم حمایت اتاوا از افغانستان با وجود خروج نیروهای آمریکایی

کارینا گولد وزیر توسعه بین‌المللی کانادا تاکید کرد حتی پس از خروج آمریکا از افغانستان در ماه آینده، اتاوا به حمایت‌های بشردوستانه و کمک‌های خود به توسعه افغانستان ادامه خواهد داد

یک نظر

  1. بنظرم تا حدی درست ولی نامربوط است و البته تندروی روی هم زیاد دارد. نمی شود از همه بازیهای یک شطرنج باز که قهرمان شطرنج است انتقاد کرد. همین که رتبه قهرمانی دارد به معنای موفق بودن استراتژی و تاکتیک هایس است.

    بند های یک و دو و چهار یک اظهار نظر توجیهی عامیانه است. مثل آمریکایی ها چون سفید هستند شکست می خورند!. و در بند سه نیز شاید من که یک خارجی هستم سربازان آمریکایی را هم رده رمبو بدانم اما قطعا یک سیاستمدار آمریکایی چنین نگاهی به توانایی های کشورش اش ندارد.

    دولتهای دموکراتیک یک فرد مستقل و غیر پاسخگو نیستند، یک دولت نمی تواند بدون توجیه رای دهندگانش برای دولت سازی در افغانستان یا عراق هزینه کند، بنابراین هزینه ها همگی در بودجه جنگ با تروریسم که توجیه دارد دیده می شوند و امیدوار می شوند که بخشی از این هزینه ها بطور نامحسوس در دولت سازی بکار گرفته شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *