قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / زنان افغان بزرگترین چالش طالبان
زنان افغانستان طالبان

زنان افغان بزرگترین چالش طالبان

احمد زیدآبادی |

طالبان پس از استیلاء بر افغانستان، هنوز برنامه‌ی خود را در مورد چگونگی اداره‌ی این کشور اعلام نکرده‌اند. آن‌ها از یک طرف، بر تشکیل دولتی فراگیر و همراه با تأمین حقوق زنان و اقلیت‌های مذهبی سخن می‌گویند و از طرف دیگر، همه‌ی قوانین آینده را در چارچوب شریعتِ مورد نظر خود می‌خواهند. مشکل اما، همان شریعت مورد نظر آنان است که در دوره‌ی حاکمیت کوتاهشان بر افغانستان در دو دهه پیش، در برداشتی ایستا، منجمد و فوق ارتدکسی از احکام فقهی اسلام خلاصه می‌شد.

طالبان عموماً حنفی مذهب هستند. به‌عبارت دیگر، پیشوای فقهی آنان «نعمان بن‌ثابت» معروف به ابوحنیفه، از فقیهان نامدار قرن اول و دوم هجری است. ابوحنیفه، ایرانی‌الاصل و گویا زاده‌ی کابل بوده‌است. در بین چهار امام اهل سنت و جماعت، بدون تردید ابوحنیفه از همه‌ی آنان آزاداندیش‌تر و عقل‌گراتر بوده‌است. او فقط احادیث مورد اتقان را می‌پذیرفت و در استنتاج احکام دینی، به رأی، استحسان و قیاس قائل بود. «توجه به رعایت آزادی‌های فردی» را از مشخصات فقه ابوحنیفه دانسته‌اند. او حتی خواندن نماز به زبان فارسی و دیگر زبان‌های غیرعربی را جایز می‌دانست و از همکاری با خلفای اموی و عباسی، به‌شدت پرهیز می‌کرد.

Aviron

 

وابستگان به خلافت اموی، ابوحنیفه را برای پذیرش منصب قضا تحت فشار گذاشتند اما او نپذیرفت و برای حفظ جان خود، از کوفه به مکه گریخت. پس از سقوط خلافت امویان، ابوحنیفه به کوفه بازگشت؛ اما با ترفندی لفظی، از بیعت با خلفای عباسی شانه خالی کرد. در عین حال ابوحنیفه، از قیام «ابراهیم بن‌عبدالله» امام زیدیان در بصره، علیه «ابوجعفر منصور» خلیفه‌ی عباسی حمایت کرد و بعد از سرکوب قیام، به‌دلیل نفوذ علمی و اجتماعی‌اش، از تعرض مصون ماند. ابوحنیفه در اواخر عمر خود، بار دیگر برای پذیرش منصب قضا تحت فشار قرار گرفت که با سرسختی از پذیرش آن سر باز زد تا اینکه منصور او را از کوفه به بغداد فرا خواند و به‌دلیلی نامشخص، زندانی کرد. گفته می‌شود، او بر اثر زجر تازیانه و یا خوراندن زهر، در روزهای نخست زندانی شدنش در هفتاد سالگی درگذشت.

با این‌که «ابوحنیفه» در زمان حیات خود، فقیهی آزاداندیش، عقل‌گرا و فراری از مناصب حکومتی بود، اما طالبانِ مدعی پیروی از فقه او، آرائش را از پویایی و دینامیسم درونی آن، تهی کرده و به‌صورتی منجمد و نامتناسب با شرایط زمان و مکان فهم می‌کنند.

مولوی عبدالحمید، از علمای برجسته‌ی حنفی ایران، بر این باور است‌که طالبان از افکار خام، سطحی و عقب‌مانده‌ی بیست سال پیشِ خود فاصله گرفته و در صددند تا تجربه‌ی تازه‌ای، از زمام‌داری را به‌نمایش بگذارند. باآنکه سخن مولوی عبدالحمید، فقط افراد بسیار معدودی را نسبت به تغییر فکر و مرام طالبان متقاعد کرده‌است، بااین حال برخی از ناظران، منتظر آزمون این نوع سخنان در مقام عمل هستند.

به‌نظر من، طالبان حتی اگر هم بخواهند، به خلافِ ۲۰ سال پیش، دیگر قادر به تحمیل شریعت موردنظر خود بر جامعه‌ی افغانستان نیستند. جامعه‌ی سنتی افغانستان، در ۲۰ سال اخیر – هر چند که به کلی تغییر ماهیت نداده – اما تغییرات فرهنگی دامنه‌داری را پشت‌سر گذاشته‌است که به‌راحتی قابل انکار و کتمان نیست.

حدود چهل سال پیش، رهبران کمونیست افغانستان کوشیدند تا فرهنگ سنتی این کشور را تغییر دهند. از همین رو، آموزش دختران در مدارس را اجباری کردند. در آن تاریخ، روستائیان افغانستان، تحصیل دختران را عملی خلاف غیرت خود می‌دانستند و از فرستادن آن‌ها به مدارس خودداری می‌کردند. به همین دلیل، رهبران حزب دمکراتیک خلق افغانستان که کنترل دولت را در دست داشتند، سربازانی را به‌همراه معلمان به روستاها اعزام می‌کردند تا زنان و دختران افغان را به زور روانه‌ی مدارس کنند. اعمال زور اما نتیجه‌ی معکوس به‌بار آورد؛ بسیاری از روستائیان متعصب و سنت‌گرا، سر معلمان و سربازان همراهِ آنان را از تن جدا کردند و به عنوان علامت حمیت و غیرت خود، به مراکزِ گسیل آن‌ها فرستادند.

 

در این رابطه بیشتر بخوانید:

تکرار این نوع اتفاقات، نظم و ثبات جامعه‌ی افغانستان را برهم زد و زمینه‌ی دخالت ارتش سرخ در آن کشور را فراهم‌کرد؛ دخالتی‌که سرانجامی تلخ داشت و به‌سهم خود، در فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نقش بازی کرد.

طالبان شاید در آن‌زمان، نیرویی به نسبت هماهنگ با سنت‌های حاکم بر جوامع روستایی و بعضاً شهری افغانستان بودند؛ اما امروزه، به‌خصوص پس از گشودگی ۲۰ ساله‌ی افغانستان به‌روی دنیای بیرون و شکل‌گیری نسلی تازه، به‌خصوص در میان زنان افغان و آشنایی آنان با حقوق خود، طالبان فقط قشر محدودی از جامعه‌ی افغانستان را نمایندگی می‌کند.

از این‌رو طالبان، اگر بخواهد به شیوه‌ی گذشته‌ی خود بر افغانستان حکمرانی کند، بدون تردید دیر یا زود با واکنش شدید نیروهای مدرن‌تر جامعه، بالاخص زنان افغانستان روبرو خواهد شد و ثبات حکومتش، به‌مخاطره خواهد افتاد. تاریخ جوامع مذهبی، به‌خصوص در دنیای اسلام نشان می‌دهد که مساله‌ی حقوق زنان، قدرتمندترین ابزار برای عقب‌نشاندن نمایندگان سنت، از مواضع فقهی خود بوده‌است. تا همین صد سال اخیر فقیهان، مجوز هیچ نوع فعالیت اجتماعی را به زنان نمی‌دادند و آن‌ها را در پستوهای خانه برای فرزندزایی مفید می‌دانستند. زنان اما، گام‌به‌گام پیش آمدند؛ به‌طوری‌که به‌تدریج، حق کار و تحصیل و رأی را به‌دست آوردند.

اکنون کمتر فقیهی در جهان اسلام یافت می‌شود که قدرت و جرأت انکار حق کار و تحصیل و رأی زنان را داشته باشد؛ درحالی‌که تا همین نیم‌قرن گذشته، این حقوق به مثابه‌ی بدعت و کفر، در نزد برخی از آنان تلقی می‌شد. طالبان پیش از این، با ادعای مبارزه با دخالت خارجی و فساد و هرج‌ومرج و ناامنی، توانسته‌بود خود را در پشت قرائتی سخت‌کیشانه از شریعت پنهان کند. اما امروز که نوبت به حکمرانی آنان رسیده، داستان به‌کلی درحال تغییر است؛ زیرا زنانی‌که بخشی از حقوق اجتماعی و سیاسی خود را به‌دست آورده‌اند، به‌راحتی آن‌را واگذار نمی‌کنند و در پشت روبنده پنهان نمی‌شوند.

با این حساب، آینده افغانستان را نه طالبان، که «زنان افغان» رقم خواهند زد؛ بدین صورت‌که طالبان، یا وادار به پذیرش مراتبی قابل قبول از حقوق آنان خواهند شد و نمونه‌ای از یک نوع زمام‌داری تازه را به‌نمایش خواهند گذاشت و یا اینکه اعتراض زنان، به سیطره‌ی آن‌ها بر افغانستان پایان خواهد داد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

احمد زیدآبادی
احمد زیدآبادی

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

اعضای دولت طالبان

اعضای دولت طالبان کی و چگونه شخصیت‌هایی استند؟

طالبان سرانجام بعد از ۲۳ روز حضور در کابل، رئیس دولت و سایر اعضای دولت خود را که گفته می‌شود موقت هستند اعلام کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *