قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / ابراهیم رئیسی و دولت مردمی
ابراهیم رئیسی

ابراهیم رئیسی و دولت مردمی

احمد زیدآبادی|

سید ابراهیم رئیسی نام «دولت مردمی» را برای کابینه‌ی خود انتخاب کرده‌است. این نام‌گذاری ادامه‌ی سنتی در تاریخ تشکیل کابینه‌های پس انقلاب است که هر کدام به نامی خاص شهرت یافته‌اند.

بنا به همین سنت، کابینه‌ی مهندس میرحسین موسوی به نام «دولت دفاع مقدس»، کابینه‌ی مرحوم هاشمی رفسنحانی به نام «دولت سازندگی»، کابینه‌ی سید محمد خاتمی به نام «دولت اصلاحات»، کابینه‌ی محمود احمدی‌نژاد به عنوان «دولت مهرورزی» و کابینه‌ی شیخ حسن روحانی به اسم «دولت تدبیر و امید» اشتهار پیدا کرده‌اند.

گرچه شماری از صاحب‌نظران برخی از این اسامی را به‌خصوص در مورد کابینه‌ی احمدی‌نژاد و حسن روحانی، بدون مسمّی می‌دانند؛ ولی با این همه، اسامی فوق تکیه‌کلام و یا شعار انتخاباتی رؤسای دولت‌های پس از انقلاب بوده‌است.

در این میان اما «دولت مردمی» بیش از دیگر نام‌های مطرح شده ابهام دارد و منظور از آن روشن نیست.

Aviron

 

«مردم» در معنای واقعی خود به آحاد جمعیت یک کشور اطلاق می‌شود، اما کاربرد این واژه در محاورات سیاسی، لزوماً به معنای جمع جبری تک تک افراد جامعه نیست و عموماً به جمع خاصی از مردم اشاره دارد.

دلیل این موضوع این است که افراد یک جامعه در اعتقادات، گرایش‌های سیاسی، سبک زندگی و فرهنگ خود از تنوع وتکثر بی‌نهایت وسیعی برخوردارند و در عین حال، به اقشار، طبقات و قومیت‌های خاصی با منافع مخصوص به خود تقسیم می‌شوند.

تاریخ به یاد ندارد که حکومت یا حاکم یک کشور، مورد پذیرش تک‌تک اتباع خود قرار گرفته و توانسته باشد منافع همه‌ی اقشار اجتماعی را به‌طور یکسان تأمین کند؛ به‌صورتی‌که همگان به‌طور مساوی از او راضی و خشنود باشند.

هر حکومت و حاکمی در هر شرایطی، موافقان و مخالفانی در میان مردمِ جامعه‌ی خود دارد. رژیم‌های توتالیتر و همین‌طور مستبد و دیکتاتور معمولاً با بسیج موافقان و اقشار وابسته به خود که ممکن است اکثریتیا اقلیتی از جمعیت کشور را تشکیل دهند، افراد و اقشار مخالف خود را ساکت و یا منکوب و سرکوب می‌کنند. این رژیم‌ها با اشاره‌ی دائم به جمعیتِ موافق خود، آن‌ها را «مردم» تعریف کرده و مخالفان خود را از دایره‌ی شمول آن خارج و با عناوینی زننده از آن‌ها یاد می‌کنند. این شیوه از برخورد به دلیل نشر گسترده‌ی آثار تحقیقی و به مدد اطلاع‌رسانی رسانه‌های جمعی در جوامع امروزی امری شناخته شده است؛ گرچه همچنان در گوشه و کنار جهان و در میان برخی از دولت‌ها و گروه‌های سیاسی رواج دارد.

در مقابل، حکومت‌ها و حاکمانِ دمکرات یا مردمسالار که لزوماً باید نماینده‌ی اکثریت مردمِ کشور خود باشند، حق جمعیتِ مخالف خود را برای اظهار ظر و نقد و اعتراض مدنی و مسالمت‌آمیز به سیاست‌های جاری به رسمیت می‌شناسند و از اعمال زور علیه آن‌ها پرهیز می‌کنند. این‌گونه حکومت‌ها معمولاً از صفت «مردمی بودن» برای خوداستفاده نمی‌کنند، گرچه اگر به‌ این نام هم خوانده شوند، به لحاظ مفهومی مشکلی پیش نمی‌آید.

در واقع «مردمی‌بودن»یک حکومت،حاکم و یا حزب،گروه و دسته، به معنای صحیح خود بسته به میزانِ پایبندی آن‌ها به اصول و موازین شناخته شده‌ی دمکراسی است و خارج از این چارچوب، مردمی‌بودن نه تنها از مسمای خود فاصله می‌گیرد، چه بسا به صورت ابزاری برای مقابله با مردم ناراضی هم تغییر ماهیت می‌دهد.

به همین علت، ادعای«مردمی‌بودن»یک دولت در ادبیات سیاسی، به لحاظ مفهومی می‌تواند غلط‌انداز و تردیدبرانگیز باشد؛ مگر اینکه به روشنی تعریف و مفهوم‌سازی شود.

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

 

متأسفانه در تاریخ معاصر ایران، واژه‌ی «مردم» بیش از هر واژه‌ی دیگری از سوی عموم نیروهای سیاسی مورد سوءاستفاده قرار گرفته و به صورت مفهومی، برای توجیه اغراض و منافع شخصی و گروهی این نیروها در آمده‌است. به عبارت روشن‌تر، گروه‌های سیاسی اغلب زیر عباراتِ نجات مردم ویا حمایت از آن‌ها، خود را پنهان می‌کنند؛ حال آن‌که ممکن‌است در بهترین حالت فقط قشر کوچکی از مردم را نمایندگی کنند.

در واقع اگر در ادبیات سیاسی دوران معاصر دقیق شویم، هر دولت، دسته و گروه و حزبی، هواداران خاص خود را «مردم» دانسته؛ به قدسی‌سازی از آن‌ها می‌پردازد؛ سایر طبقات جامعه را به کلی نادیدهمی‌کیرد و با صفت غیرِمردمی و ضدِمردمی توصیفمی‌کند.

برای مثال، از نظر برخی، مردم فقط کسانی هستند که در نماز جمعه‌ها، مراسم مذهبی و راهپیمایی‌های رسمی شرکت می‌کنند و باقی جمعیت هم یا مردم به شمار نمی‌روند و یا ضد مردم‌اند. حال آن‌که از نظر برخی دیگر، مردم افرادی هستند که در تجمعات اعتراض‌آمیز شرکت می‌کنند و شعارهایی علیه حکومت سر می‌دهند و باقی افراد هم، نه مردم بلکه غیرِمردمیا ضدِ مردم‌اند. از نگاه برخی دیگر اما، مردم آن جمعیت خاموش‌اند که نه در نماز جمعه حضور پیدا می‌کنند و نه برای اعتراض راهی خیابان می‌شوند؛ بلکه با درد خود می‌سوزند و می‌سازند و دم بر نمی‌آورند.

این نوع نگاه‌ها به مردم، نهایتاً به نفی حق جمعیت مخالف، نادیده گرفتن و حذف آن‌ها منجر می‌شود و هرگز به دمکراسی که به رسمیت شناختنِ تنوع و تکثرِ گرایش اعتقادی و علایق سیاسی آحاد مردم یک جامعه،به عنوان جوهر اصلی آن است، رهنمون نمی‌شود.

در عین حال، در دوران پس از انقلاب، مفهومی از «مردمی‌بودن» نیز در بین زمامداران جمهوری اسلامی رایج شده‌است که به نوع زندگی مرحوم محمدعلی رجایی نخست وزیرِ دولت ابوالحسن بنی‌صدر نسبت داده می‌شود؛ مفهومی که محمود احمدی‌نژاد هم مدعی احیای آن شد اما منتقدان و مخالفانش آن را «تقلبی» و «ساختگی» دانستند.

مفهوم«مردمی‌بودن» در این زمینه، نوعی زندگی ساده‌ی بدون تشریفات و تجملات است که در عین تماس و ارتباط بی‌واسطه با اقشار محروم جامعه، برای رفع مشکلات روزمره و موردی آن‌ها، «دوندگی» خارج از وقت اداری هم صورت گیرد.

این نوع مردمی‌بودن البته، در بین برخی اقشار اجتماعی ایران محبوبیت دارد و اگر به طریقی اصیل و بدون ریا انجام شود، نسبت به رفتارهای تشریفاتی و تجملاتی رایج در دهه‌های اخیر بسیارمحبوب‌تر است؛ اما روشن است که در دنیای پیچیده‌ی امروز، مشکل‌گشای هیچ مشکل عمومی و ساختاری نیست و هرگز جای روشی نظام‌مند،سازمان‌یافته و مدرن را برای مدیریت درست کشور نمی‌گیرد.

به نظرم منظور آقای رئیسی از «مردمی‌بودن» دولتش اشاره به همین مفهوم دارد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

احمد زیدآبادی
احمد زیدآبادی

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

درگذشت ابوالحسن بنی‌صدر و واکنش یک رسانه کانادایی

سایت روزنامه انقلاب اسلامی با انتشار اطلاعیه‌ای از سوی خانواده ابوالحسن بنی‌صدر اعلام کرده که او پس از مدتی طولانی مبارزه با بیماری در ۸۸ سالگی در بیمارستان سالپتریه پاریس درگذشته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *