قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۶۴۴
حکایت

طنز و حکایت هفته ۶۴۴

حکایت هفته

ایماشناسی

وقتی با یک دودوَرز روبه‌رو شوید، اولین احساسی که به شما دست می‌دهد چیست؟ بله احساس خفگی. ولی بعد از آن چه؟ اگر کاملاً خفه نشده باشید، می‌توانید این معانی را در حالات و حرکات او دریابید:

اگر در حالِ قدم زدن دود می‌کند و هِی مسیری را می‌رود و برمی‌گردد، بدانید که درونش آشوبی است و برای پنهان کردن آن دست به آلت شده. در این حال بهتر است زیاد پاپی‌اش نشوید. اگر سوارِ دوچرخۀ کورسی بود و می‌کشید، بدانید سابقۀ ورزشی داشته و با این کار می‌خواهد بگوید هنوز از تَک و تا نیفتاده‌ام.

اگر موقعِ کشیدن، آلت را گوشۀ دهانش می‌گذاشت و یکریز حرف می‌زد، مثل خیاط، نجار یا فروشنده‌ای که با دستش مشغول کار است و با دهانِ دود افکن با شما اختلاط می‌کرد، بدانید که ماس ماسَک جزو دهان طرف شده و اعتراض بی‌فایده است.

اگر روی تخت دراز می‌کشد و قبل از خواب می‌کشد، آدمی است رؤیایی که دود به خیال ورزی‌اش کمک می‌کند. اگر ترکش دهید ممکن است دیگر هیچ‌وقت خوابش نبرد.

اگر پدری بود که در فضای بسته‌ی خانه و روبه‌روی بچه‌هایش می‌کشید، وای به حال آن بچه‌ها! سریعاً از اتاق بیرونشان ببرید. اگر مادری بود که قبل از زایمان می‌کشید که هیچ! دیگر کار از کار گذشته است.

اگر در جمعی نشسته بود و آلتی را که دور می‌چرخید پُک می‌زد، آدم مردم‌داری است ولی به خاطر ساده‌لوحی، ممکن است جیبش را بزنند.

و آخر اینکه اگر قیمت بست‌ی مهمات را از دکه‌دار می‌پرسید و خریدی نمی‌کرد، آدمی‌است در حال ترک که می‌خواهد بفهمد چند ریالِ دودنکرده در جیبش مانده تا به‌سلامتیِ آن یک شیر مالبیِ فرداعلا بالا بیاندازد.

منبع: (دودشناسی (دودولوژی!) یا، آفتی که پشم همه را به باد داد…، میم. ارجمند. تهران؛ پیکان، ۱۳۸۳. قسمتی از مطلب ایماشناسی)

Aviron

 

لطیفه‌های هفته

وقتی «سعدی» به چند نفر شماره داده، و یکی از آن‌ها زنگ می‌زند و او نمی‌داند کدام‌شان است:

ملکا، مها، نگارا، صنما، بتا، بهارا

متحیرم، ندانم، که تو خود چه نام داری؟

 

چرخه زندگی دانشجویی به این شکل است:

در طول ترم: توی فرجه می‌خوانم … توی فرجه: شب امتحان می‌خوانم … شب امتحان: سال بعد همین واحد را برمی‌دارم و مثل آدم در طول ترم می‌خوانم.

 

توی این هوا، اگر گفتید چه چیزی می‌چسبد؟ … احسنت! آفرین بر شما! پول. پول، در هر هوایی می‌چسبد؛ حتی بدون هوا هم می‌چسبد!

 

از وقتی معلم دینی‌مان سرکلاس گفت در آن دنیا اعضای بدنم علیه من شهادت می‌دهند و من در آتش می‌سوزم؛ دیگر خوابم نمی‌برد. خب لال بمیرید! چه مرگتان است؟

 

حتی خود خدا هم می‌دانست ایران جای زندگی کردن نیست. ترجیح داد در عربستان خانه بسازد.

 

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نکته هفته

زیباترکردن دنیا کار دشواری نیست؛ کمی دلگرمی در جیبت بگذاری؛ کمی عشق در دستانت داشته باشی و کمی هم مهربانی در نگاهت، کفایت می‌کند.

نقل‌قول هفته

محمد اقبال لاهوری: «زندگی در صدفِ خویش گُهَر ساختن است؛ از همین خاک، جهانِ دگری ساختن است.»

ضرب‌المثل هفته

ضرب‌المثل فارسی: از این ستون به آن ستون فرج است.

دانمارکی: کاغذ بردبار است.

شعر طنز هفته

نامه به مرحوم نادر ابراهیمی

حضرت نادر ابراهیمی!

لایق جایزه و تکریمی

چون‌که تکریم پس از مرگ خوش است

چاره اهل قلم این روش است

غالباً اهل قلم تا زنده است

قلمش پرتپش و تازنده است

نشود مانع کارش هرگز

خط‌خطی‌های خطوط قرمز

بگذریم؛ آن‌سوی عالم چه خبر؟

از بهشت، بابا و آدم چه خبر؟

رونق نشر کتاب آنجا هست؟

پشتی و بالش و پیژامه چطور؟

قلم و کاغذ و دفتر دارید؟

ناشر اهل کلک موجود است؟

چاپ و نشر آنجا هم این‌جوری است؟

یا که تایپیست در آنجا حوری است؟

آن‌طرف، اخذ مجوز سخت است؟

یا از این «گیر» خیالت تخت است؟

همه‌ی قصه‌نویسان هستند؟

از مدیران و رئیسان هستند؟

جمع اصحاب قلم جور شده؟

عیش نزدیک و بلا دور شده؟

راستی آنجا دکتر دارید؟

قطره و شربت تب‌بر دارید؟

سرم و سوزن و واکسن برپاست؟

دیالیز و سی‌تی‌اسکن برپاست؟

کاش از این‌همه راحت باشید

زنده و شاد و سلامت باشید

منبع: (دکتر بازی، اسماعیل امینی. مشهد؛ سپیده باوران، ۱۳۹۴. قسمتی از شعر نامه به مرحوم نادر ابراهیمی)

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته ۶۴۶

تنها کسی‌که می‌تواند باعث موفقیت یا شکست تو شود، خودت هستی. پس برای هر موفقیت کوچک و بزرگی که به‌دست می‌آوری، خودت را تشویق کن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *