قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / شعر ویدیو نیلوفر طالبی به مناسبت درگذشت احمد شاملو شاعر معترض

شعر ویدیو نیلوفر طالبی به مناسبت درگذشت احمد شاملو شاعر معترض

دوم مرداد سالگرد درگذشت احمد شاملو شاعر بزرگ معاصر ایران است که در ۲۱ آذر ۱۳۰۴ به دنیا آمد و در ۲ مرداد ۱۳۷۹ چهره در نقاب خاک کشید.

اشعار شاملو با آن تصاویر و استعاره‌های بدیع سراسر آمیخته به واخواهی علیه کجی‌های وضع موجود است و به همین دلیل مطرود حکومت که نه خودش را آسوده گذاشت و نه حتی اجازه می‌دهد که یاران دوستدارانش بر سر مزار او در امام زاده طاهر کرج جمع شوند و یاد و خاطره این شاعر بزرگ معاصر ایران را گرامی بدارند. همه اینها از جوهره آزادی خواهی اشعار شاملو حکایت دارد؛ جوهره‌ای که این روزها و در میان صدای اعتراض جامعه ایران ایران به انواع کاستی‌ها بیش از هر زمانی چونان ضمیری مرجع خودش را باز می‌یابد. از همین رو شاید سالگرد درگذشت شاملو امسال معنای خاص‌تری هم داشته باشد و در واقع بزرگداشت یکی از به نام‌ترین معترضان معاصر ایران در این روزهای اعتراضی است.

شاملو در حوزه‌های ترجمه، روزنامه نگاری، فیلم‌سازی و پژوهشگری هم دست توانایی داشت؛ اگرچه نوآوری‌های او در شعر پارسی سبب شده که او بیش از هرچیزی با وصف یک شاعر بی‌همتا شناخته شود.

به مناسبت سالگرد درگذشت شاملو، خانم نیلوفر طالبی نویسنده، مترجم برگزیده و برنده جایزه ملی ترجمه ملی انجمن مترجمان ادبیات آمریکا یک شعر ویدیوی جذابی از شعر «خطابه تدفین» برای چگوارا از مجموعه شعر «دشنه در دیس» شاملو را در اختیار هفته قرار داده است موزیک این شعر ویدیو زیبای نیلوفر طالبی را بابک صالحی ساخته است.

خانم طالبی متولد انگلیس است و در رسانه‌های مختلف انگلیسی‌زبان به‌عنوان هنرمندی شناخته می‌شود که غالبا آثاری مورد توجه غربی‌ها اما در عین‌حال برگرفته از فرهنگ ایرانی ارائه می‌کند.

کوشش تحسین‌شده او در ارائه پرتره‌ای هنری از شاعر ایرانی احمد شاملو، ترجمه هنرمندانه بخشی از اشعار این بزرگ‌شاعر را نیز به همراه داشته که در قالب کتاب «Self-Portrait in Bloom» منتشر شده است.

Funeral Address, Ahmad Shamlou خطابه ی تدفین، احمد شاملو from Niloufar Talebi on Vimeo.

 

شعر خطابه تدفین از مجموعه دشنه در دیس

برای چه‌گوارا

غافلان

هم‌سازند،

تنها توفان

کودکانِ ناهمگون می‌زاید.

هم‌ساز

سایه‌سانانند،

محتاط

در مرزهای آفتاب.

در هیأتِ زندگان

مردگانند.

 

وینان

دل به دریا افگنانند،

به‌پای دارنده‌ی آتش‌ها

زندگانی

دوشادوشِ مرگ

پیشاپیشِ مرگ

هماره زنده از آن سپس که با مرگ

و همواره بدان نام

که زیسته بودند،

که تباهی

از درگاهِ بلندِ خاطره‌شان

شرمسار و سرافکنده می‌گذرد.

 

کاشفانِ چشمه

کاشفانِ فروتنِ شوکران

جویندگانِ شادی

در مِجْری‌ِ آتشفشان‌ها

شعبده‌بازانِ لبخند

در شبکلاهِ درد

با جاپایی ژرف‌تر از شادی

در گذرگاهِ پرندگان.

در برابرِ تُندر می‌ایستند

خانه را روشن می‌کنند.

و می‌میرند.

 

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

اعدام خسرو گلسرخی

آنان به چِرامرگِ خود آگاهانند…

به خسرو گلسرخی می‌اندیشم که دفاع از خود برایش معنا نداشت. به او که در آغاز یک بهمن آمد و در پایان بهمن دیگری رفت و میراثی سترگ برجای گذاشت برای منِ اسیر، برای من که گم شده‌‎ام...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *