قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۶۴۰
طنز و سرگرمی

طنز و حکایت هفته ۶۴۰

حکایت هفته

سید ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی ازجمله معدود صدراعظمان عهد قاجار بوده است که توانسته با اقدامات و خدمات فراوانش نام نیک و آبرویی درخور برای خویش در تاریخ باقی گذارد. از آنجایی که هر مرد نیک و دولت‌مرد صادقی در هر عهد و زمانه‌ای باید از جانب یک سری انسان کوته‌بین و عقده‌ای مورد آزاد و اذیت قرار گیرد و زیر فشارهای گاه و بیگاه ایشان روزگار بگذراند، قائم‌مقام نیز در طول مدت اندک صدارتش با کارشکنی‌ها و بحران‌سازی‌های عدیده‌ای از سوی مخالفین و معاندینش مواجه بوده است.

Aviron

 

پادشاهان ساده‌لوح، زودباور و خنگ قاجاری همواره در معرض القائات، تلقینات و تحریکات نزدیکان و زیردستان فرصت‌طلب و سوءاستفاده‌گر خویش بوده‌اند تا آنجا که محمدشاه قاجار مقهور قدرت کینه‌ورزی دشمنان و دسیسه‌چینی مخالفین قائم‌مقام می‌شود و نهایتاً او را ناکام و نامراد به‌جانب دیار باقی رهسپار می‌نماید. پس از قتل قائم‌مقام فراهانی تا مدت‌ها دشمنان قسم‌خورده‌اش به جشن و پای‌کوبی پرداختند و شاه را بابت این اقدام به‌موقع و به‌جایش موردستایش و تمجید قرار دادند. به عنوان نمونه این نقل‌قول از سوی میرزا مهدی امام جمعه‌ی وقت تهران است که گفته بود: «بالاخره به لطف پروردگار و به‌واسطه‌ی شاه بافراست و مدیرمان از دست این «بدتر از طاعون» خلاص شدیم! الحمدالله …»

برای تو که نان دارد!

می‌گویند حاجی میرزا آقاسی صدراعظم درویش‌مسلک و شیرین‌عقل محمدشاه قاجار علاقه و اشتیاق عجیبی به حفر و گسترش قنات در کشور داشته است. از این رو دستور می‌دهد تا دسته‌ای عمله و چاه‌کن فراهم آیند و تا می‌توانند به کندن قنات مشغول شوند. روزی از روزها به هنگام بازدید میدانی از پروژه‌های در دست حفر از یکی از سرکارگران می‌پرسد که: «وضعیت چگونه است؟! گویا هنوز به آب نرسیده‌اید.» کارگر بی‌نوا، زار و پریشان پاسخ می‌دهد: «آبِ چه؟! آب کجا بود قربان! جسارتا هرچه می‌کَنیم خاک و سنگ است و خبری از آب نیست!»

حاجی میرزا آقاسی نیز قیافه‌ای حق‌به‌جانب به خود می‌گیرد و می‌گوید: «مرد حسابی! برای من آب ندارد، برای تو که نان دارد! بِکَن و این‌همه زاری نکن! خوب بود الآن بی‌کار و علاف در خیابان‌ها ول می‌گشتی؟! بِکَن و بگذار تا آمارم درست از آب درآید!»

منبع: (نان داغ، کباب داغ، رضا بهرام‌پور. تهران؛ نشر قطره، ۱۳۹۷)

لطیفه‌های هفته

دولت ارمنستان طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد در تامین واکسن برای اتباع ایرانی هیچ مشکلی ندارد و تنها با کمبود آبجو در کشور مواجه شده‌اند. لذا از کشورهای همسایه تقاضای کمک نموده است.

سرگرمی هفتهاز اونجا که غیبت کردن حرامه و پشت سر مردم نباید حرف زد نتیجه می‌گیرم … درس تاریخ حرام است و خواندن آن گناه دارد … این‌قدر پخش کنید تا رئیس آموزش و پروش ببینه ما چه نخبه‌هایی هستیم.

امروز با سروصدای مامان و بابام از خواب پریدم رفتم بیرون می‌پرسم چی شده؟ … بابام میگه من دیشب خواب دیدم یه زن دیگه گرفتم واسه مامانت تعریف کردم … اونم گیر داده باید همین الآن بخوابی و طلاقش بدی!

سهراب سپهری مثل مادر من بوده هی غر می‌زده … از هر جا رد می‌شده غر می‌زده … آب را گل نکنید، رو دیوار مردم فحش ننویسید، جورابتون رو نندازید رو اوپن!

به خدا ما از رئیس‌جمهور جدید چیزی نمی‌خوایم … همین‌که ماهی یه مناظره با هم بذارن شاد شیم واسمون کافیه!

دل نوشته دخترای دم بخت: … آهای اونایی که تو بچگی لپ ما رو می‌کشیدید می‌گفتید: عروس خودمی. حالا دقیقاً کجا تشریف دارید؟ … هم‌اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.

آقایون رو لازم نیست توی سفر بشناسید … یه ساعت که از وقت غذاشون بگذره شناسایی می‌شن.

 

در این رابطه بیشتر بخوانید:

 

نکته هفته

سواد حاصل خواندن زیاد نیست، بلکه حاصل تعمق و تفکر در آن چیزی است که خوانده شد.

نقل‌قول هفته

اشو: سؤال واقعی این نیست که آیا زندگی بعد مرگ وجود دارد! سؤال واقعی این است که آیا قبل از مرگ زندگی کرده‌ای؟!

ضرب‌المثل هفته

پارسی: هرکسی آن دِرَوَد عاقبت کار که کشت. (حافظ شیراز)

اسپانیولی: آغاز درمان، تشخیص بیماری است.

شعر طنز هفته

این می‌کنم آن می‌کنم

گر به شورا راه یابد پای من

هرچه ویرانی است، عمران می‌کنم

مشکلات شهرتان را رتق و فتق

پشت میز و پشت فرمان می‌کنم

تا کش آید پوز اعضای اوپک

نفت را فی‌الفور ارزان می‌کنم

کوچه‌ها را می‌کنم هر شب گشاد

هرچه بن‌بست است، دالان می‌کنم

شاعران شهر را در خانه‌ام

هفته‌ای یک‌بار مهمان می‌کنم

کارگردان‌های بااحساس را

می‌برم مهمان مامان می‌کنم

هرچه بیمار است، تسکین می‌دهم

هرچه معتاد است، درمان می‌کنم

تا که پررونق شود گردشگری

اصفهان را ارمنستان می‌کنم

شهرداری را همه رایانه‌ای

کارها را سهل و آسان می‌کنم

تا که کار خلق فوراً حل شود،

کارمندان را دوچندان می‌کنم

هفته‌ای یک‌شب کلیسا می‌روم

ارمنی‌ها را مسلمان می‌کنم

گر رقیبانم به من فرصت دهند

چارۀ کمبود سیمان می‌کنم

می‌کنم هی کارهای خوب خوب

دشمنانم را پشیمان می‌کنم

می‌فروشم کل اسراییل را

پول آن را خرج لبنان می‌کنم

مرده‌ها را می‌کنم ساماندهی

شهرتان را باغ رضوان می‌کنم

شهر تا راحت شود از چشم هیز

دیدنی‌ها را فراوان می‌کنم

شهردار از شهرضا می‌آورم

الغرض این می‌کنم، آن می‌کنم

تیغ اصلاحات می‌گیرم به دست

کلّه‌ها را نورباران می‌کنم

پر شود این شهر از هی‌های من

گر به شورا راه یابد پای من

منبع: (هِی شعر تر انگیزد، سعید بیابانکی. مشهد؛ سپیده‌باوران، ۱۳۹۷. قسمتی از شعر «این می‌کنم، آن می‌کنم»)

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت

طنز و حکایت هفته ۶۵۰

نکته هفته| زندگی هرقدر هم که بد به نظر بیاید، همیشه کاری هست که بشود انجام داد و در آن موفق بود تا زمانی که زندگی هست، امید هم هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *