قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / یادداشت / نفرین بر این جنگ
افغانستان

نفرین بر این جنگ

بخش دیدگاه، ستون آزادی در «هفته» برای بیانِ نظرگاه‌های متفاوت است. انتشار «دیدگاه»ها به معنای تایید یا رد آن‌ها توسط «هفته» نیست.

جمیله هاشمی|

اگر جنگ شری سازمان‌یافته است، صلح یک انتخاب پر خیر و برکت است. به همین نیرنگ صلح آمد و صلح آمد زخم‌های التیام‌نیافته‌ای مردم افغانستان بابتی دروغین صلح بنداژ می‌شود.

جنگ ذاتاً خشونت سازمان‌یافته‌ و بزرگ‌ترین سبب قتل و تباهی سیستماتیکی است و نه‌تنها یک جامعه را به نابودی کشانده بلکه بیش از یک نسل را از آرامش و زندگی طبیعی محروم می‌سازد. علاوه بر این هر جنگی روح و روان مردم سرزمین جنگ‌زده را متضرر می‌سازد. از این جهت فرقی ندارد که ابزار آن بمب هسته‌ای باشد یا تیر و کمان. از قدیم گفته‌اند: «جنگ‌افروزی بل کردن آتشی است که خشک و تر را یکجا می‌سوزاند.» جنگ ولو هر نوع توجیه‌ای داشته باشد زمانی که آغاز می‌گردد، محدودیت‌های اخلاقی، انسانی و قانونی را با استفاده از زور از بین می‌برد و در جنگ، به‌اصطلاح عام «نان و حلوا پخش نمی‌شود».

Aviron

 

تعدادی از مردم با این باور هستند که رفتن به‌سوی جنگ تولید آرامش و آسایش برای آینده‌ای اطفال است تا مصون بمانند. ولی نمی‌شود یک مسئله را انکار کرد که جنگ در هر چرخش خود قانون را به چالش می‌کشاند، حاکمیت قانون را تحت تأثیر قرار داده و قدرت را متمرکز به بخش اجرایی دولت و سیاست می‌سازد.

با تأسف در افغانستان تقریباً پنج دهه جنگ باعث شده است که محاط در قوه‌ای اجرائیه شده و در تطبیق آن دولت عجزش را برملا بسازد. قوانین طرح شده در افغانستان تحت شعاع خانمان‌سوز جنگ به یخ نوشتن و در آفتاب ماندن است.

بناءْ در افغانستانی که تطبیق قانون امکان‌پذیر نیست مردم در یک بن‌بست عجیب قرار گرفته و در تفکیک راه از چاه دچار سردرگمی باورنکردنی شده‌اند. تعدادی ثبات و اعتمادشان را از دست داده و عده‌ای از عدم تطبیق قانون سوءاستفاده می‌نمایند و از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند. بالای افراد ناتوان ظلم روا داشته و به شیوه بسیار واضح استثمار و استعمار را رواج می‌دهد و اقویا ضعفا را قرت می‌دهند. بی‌اعتمادی و ناباوری خشت خشت کاخ خانواده‌ها را موریانه‌وار می‌خورد و در ویرانی زیربنای ارزش‌های چندین ساله‌ای کشور و خانواده‌ها که قبلاً به آن استوار بوده‌اند ضربه‌ای فراموش ناشدنی می‌زند و آینده‌ای اعضای خانواده به‌خصوص اطفال فامیل را به نابودی می‌کشاند.

مردان خانواده، زنان و اطفال را وسیله معیشت خویش قرار داده و بقای خود و خانواده‌ای خود را در تپ و تلاش فرد فرد خانواده مضمر می‌دانند. همه به یک بی‌ثباتی عجیبی گرفتارند که حتی باورمند به این نیستند که خداوند بر آن‌ها روزی‌شان را وعده داده است و عمرشان را تا میعاد معینه تضمین نموده است. همه در هراس از دست دادن هستند. همه با وجود داشتن امکانات زندگی دستپاچه‌اند و از فردای خود هراس دارند که گرسنه نمانند و بقایشان به چالش کشانده نشود.

در این رابطه بخوانید:

اینکه چی کسی پاسخگو باشد و برای جنگ پنج ده افغانستان توجیه‌ای منطقی ارائه نماید، سؤالی است که آدم را در یک بن‌بست کلافه کننده‌ای می‌رساند. در حالی که خشونت سازمان یافته‌ای جنگ افغانستان هزینه‌های عظیم بر زندگی، آزادی و رفاه ملت بی‌دفاع افغان تحمیل نموده است و حتی بار عقلانی برای توجیه را بی‌اعتبار ساخته است. تفکیک ملامت و سلامت را مشکل ساخته است. عدالت پامال شده و هیچ‌کسی هرگز به خاطر آنچه بالای قربانیان انجام داده‌اند؛ پاسخگو نیستند. حال‌آنکه همه می‌دانند که جنگ ویرانگر است، جنگ آورنده‌ای مرگ، معلولیت، معیوبیت و تباهی است، دشمن آزادی، اعتماد و باور‌های ارزشی است.

مردم سرزمین من هرگز به فضایل صلح نه اندیشیده و باورمند نیستند. همکاری و رواج دادن تولید و پیشرفت صنعت، تجارت و خودکفایی، علم و دانش، زیبایی و دوستی، آزادی و عدالت از جمع قربان شده‌های هستند که زمان پشت سر گذاشتن گناهان جنگ، برخورد و تباهی، غارت و مصادره، سانسور و خفقان، نفرت و انتقام و حتی وحشت‌افزایی اجباری و بی‌قانونی را باعث شده است.

آیا این اتفاقات آماری همانند قمارباز خوش‌شانسی که اطمینان کامل از آمدن صلح بعد از تقریباً چند دهه را بدهد وجود دارد؟ آیا زمان آن خواهد رسید که هزینه‌های انسانی جنگ را محاسبه نمایند؟ آیا این یک تعطیل با چرخه‌ای بی‌رحم جنگ نیست؟ وقت هدر دادن و فریب دادن مردم متضرر از جنگ نیست؟ آیا آرامش قبل از طوفان نیست که موقع پرتاب پلیته‌ای گوگردی بر خرمن هستی بقیه افراد کشور باشد؟ و سرانجام آیا از شعله‌های سرکش این آتش افروخته همسایه‌ها در هراس نیستند که روزی نه روزی دامن‌گیرشان شود؟

ایمانوال مارتین (Emmanuel Martin) کارشناس اقتصادی و رئیس اجرایی انیستیتوت مطالعات اقتصادی اروپا روابط همسایگی را طور مشخص به بررسی گرفته که همسایگان نمی‌توانند با بی‌تفاوتی و نیرنگ‌بازی خودشان را از ضررهای جنگ محافظت نمایند. وی پرسیده؛ «آیا اگر یک شخص سودی به دست آورد، باید شخص دیگری ضرر کند؟ آیا دست آورد یک ملت باید با هزینه‌ای دیگران محاسبه شود؟ آیا گروه‌های بشری یک مملکت محکوم‌ به جنگ دائمی باشند و ملت‌های دیگر از امان باشند؟ البته چگونگی رابطه میان کشورها متمایز از رابطه میان مناطق و شهرهای داخل کشور نیستند. رابطه‌ای کشوری همانند رابطه‌ای ولایات یک کشور بوده هر دو در نفع و ضرر هم دیگر سهیم استند.»

طور مثال؛ هنگامی‌که تولید منجر به تولید می‌شود، رابطه بین دو کشور حل‌وفصل تولید بوده باعث رشد صنعت و تجارت هر دو مملکت می‌شود. چراکه در تجارت و پایه‌داری اقتصاد کامل عرضه و تقاضا شرط مهم و اساسی است، عرضه را چی کسی تقدیم کند و تقاضا چطور تنظیم گردد.

همچنان صلح ازجمله شرایط اولیه برای ثروتمند شدن مملکتی بوده و جنگ باعث تباهی همسایگان نیز است. جنگ، بازی با حاصل جمع منفی است. ملت‌ها باید این اصل را بیاموزند که هیچ سودی از جنگ نمی‌برند.

چقدر متفاوت می‌بود که ما به‌جای نفع شخصی خود می‌گفتیم: میلیون‌ها زن، مرد و طفل با باور‌ها و منافع مختلف زندگی می‌کنند و حق هم دارند. آنگاه می‌توانستیم جنگ را توجیه نمایم و صلح را ارجحیت بدهیم. می‌گویند: امپراتوری سازی توسط دولت‌ها نه بلکه توسط افراد صورت می‌گیرد. تحلیل ما این است که چرا اکثریت مردم مصارف جنگ و لوازم مورد ضرورت برای گسترش امپراتوری را پرداخت می‌کنند. بسیار نابه‌جا است که جنگ خود را یا دامن زده جنگ را در کشور‌های همسایه توجیه غیرمنطقی نماییم و بگوییم کشور x نخست اقدام به جنگ کرد یا کشور y پیش‌تر دست به جنگ زد و من بی‌گناهم.

در حالی که در حقیقت یک گروه‌ای از افراد به خاطر نفع خود بدون سنجش عواقب بسیار جدی و خطرناکی برای نیابت دیگران تصمیم به جنگ گرفته است، آتش را افروخته است و بر توسعه‌ای آن ناگزیر شده است.

در جنگ افغانستان هرگز همسایه‌ها بی‌گناه نبوده و روزی نه روزی گرفتار آن شدنی هستند که با تأسف خودشان را گول زده‌اند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

هنرمند افغان

هنرمند بودن یک زن در کابل شاید به قیمت جانش تمام شود

خودنگاره‌های رادا اکبر Rada Akbar آن‌هم به سبک فریدا کالو Frida Kahlo مکزیکی به‌معنای اعلام استقلال و میراث‌خواهی به نام جامعه زنان افغانستان است حتی اگر به قیمت جانش تمام شود...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *