قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
خانه / عمومی / آریانا / نسل‌کشی هزاره‌های افغانستان از انکار تا واقعیت
نسل کشی هزاره افغانستان
در آبان ۱۳۹۴ معترضان خشمگین جنازه «شکریه تبسم» ۹ ساله را بر دوش گرفتند و به سمت ارگ ریاست‌جمهوری حرکت کردند. این تظاهرات تاریخی با شلیک نیروهای امنیتی افغانستان رو‌به‌رو شد. / عکس از احمد مسعود؛ رویترز

نسل‌کشی هزاره‌های افغانستان از انکار تا واقعیت

نازنین خودی|

تداوم حملات تروریستی در منطقه «دشت برچی» واقع در غرب کابل بار دیگر قصه نسل‌کشی و کشتار هدفمندانه هزاره‌های افغانستان را بر سر زبان‌ها انداخته است. با این تفاوت که این بار توجه بسیاری از رسانه‌ها و به‌تبع آن مقامات برخی از کشورها و نهادهای حقوق بشری به آن جلب شده است.

شاید بتوان حمله بر مکتب دخترانه سیدالشهدا را نقطه عطفی برای رسیدن به این مرحله دانست. جنایتی که طی آن ۳۰۰ غیرنظامی هزاره کشته و زخمی شدند و بخش عمده آنان را دانش‌آموزان تشکیل می‌دادند. این حادثه برای خود هزاره‌ها تازگی نداشت و آن‌ها می‌گویند مدت‌هاست که در جاده‌ها، مدارس، زایشگاه، جشن عروسی، مسجد، باشگاه ورزشی و هنگام برگزاری تجمعات مسالمت‌آمیزشان در معرض حذف و نسل‌کشی قرار دارند. از همین رو اخیراً کاربران هزاره توییتر برای چندمین بار طوفانی توییتری به پا کردند و با زدن هشتگ (StopHazaraGenocide) خواستار توقف نسل‌کشی‌شان شدند. بسیاری از مهاجران هزاره در آلمان و امریکا نیز تجمع کرده و خواهان توجه به شرایط خاصشان شدند.

نسل کشی هزاره های افغانستان
تشییع پیکر یکی از قربانیان مکتب سیدالشهدا در غرب کابل/ عکس: Efe

اما وضعیت مذکور در افغانستان پرآشوب جایی دشوارتر می‌شود که هزاره‌ها علاوه بر کشته‌شدن در سوی دیگر ماجرا باید به اثبات این واقعیت خود بپردازند. آن‌ها باید نشان دهند که زندگی‌شان بیش از سایر اقوام افغانستان درخطر است چراکه در این مورد مخالفت‌های شدیدی در بدنه دولت و پارلمان افغانستان وجود دارد و اخیراً نیز با بالا گرفتن جدال‌ها بر سر این موضوع کشمکش‌ها افزایش یافته است. طی سال‌های اخیر هر بار بیان این وضعیت، انکار بسیاری از مقامات این کشور را به دنبال داشته. «محمد عارف رحمانی»، نماینده مردم غزنی در مجلس به رادیو زمانه گفته است که از سال ۲۰۱۵ تاکنون حدود ۵ هزار فرد هزاره در ۴۱ حمله هدفمندانه کشته شدند؛ اما دولت هر بار آمار غیرواقعی ارائه کرده است. به گفته او در حمله اخیر بر مکتب سیدالشهدا ۱۲۰ دانش‌آموز جان باختند اما حکومت آمار جان‌باخته‌ها را ۷۰ تن اعلام کرد. عکس‌العملی که شاید علت آن غیر از مناسبات پیچیده سیاسی، اصرار بر ملت‌سازی در افغانستان با استفاده از نادیده گرفتن مسائل حاد قومی و نژادی باشد. به نظر می‌رسد دولت که تا امروز نتوانسته بر تسلط قدرت‌های قومی در کشور پایان دهد و حکومتی همه‌شمول ایجاد کند، منفعتش را در نادیده گرفتن کشتارهای هدفمندانه علیه یک قوم خاص می‌بیند تا به این ترتیب ماهیت چندپاره کشور را پنهان و نمایشی از وجود یک ملت را به اجرا بگذارد.

Aviron

 

نتیجه چنین وضعیتی امروز دامن هزاره‌های افغانستان را که اکثریت آنان را شیعیان تشکیل می‌دهند، گرفته است. هزاره‌ها در سال‌های اخیر هر بار گفتند که کشتار ما هدفمندانه است، با این پاسخ مواجه شدند که این تنها مشکل شما نیست و امروز دشمنان جمهوریت در افغانستان از همه اقوام کشور قربانی می‌گیرند. به این ترتیب مطالبات هزاره‌ها هر دفعه به عقب رانده شده است.

آیا واقعاً کشتار هزاره‌ها مصداق نسل‌کشی است؟

نسل کشی افغانستان
حمله انتحاری بر تجمع‌کنندگان «جنبش روشنایی» و دِهمزنگی که غرق خون شد./ عکس از وکیل کوهسار؛ خبرگزاری فرانسه

برای پاسخ به این پرسش که آیا کشتار هزاره‌ها مصداق نسل‌کشی است یا خیر کافی است نگاهی به تعریف مرسوم این واژه در قوانین بین‌المللی انداخته شود. سازمان ملل متحد در بند دوم بیانیه‌ای که در سال ۱۹۴۸ منتشر کرد، هرگونه اقدام به نابودی کل یک گروه نژادی، ملی، مذهبی مانند کشتار دسته‌جمعی یک گروه خاص، ایجاد لطمات روانی و جسمانی بر یک گروه ویژه، ضربه زدن عمدی به افراد یک گروه خاص، تحمیل معیارهایی برای جلوگیری از تولد فرزندان آن‌ها، جابه‌جایی اجباری فرزندان گروه‌ها به یکدیگر، طرح‌ریزی برای آسیب رساندن به گروهی خاص و غیره را از مصادیق بارز نسل‌کشی می‌داند. «عطف به ماسبق» شدن نیز اصل دیگری است که سازمان ملل در کنوانسیون منع نسل‌کشی بر آن تأکید کرده است. به آن معنا که انجام یک نسل‌کشی حتی در سالیان قبل از تصویب قانون نیز قابل مجازات بوده و گذر زمان باعث نمی‌شود که از اقدامات عاملان آن چشم‌پوشی کرد. هزاره‌ها نیز در طول یک سده گذشته و در مقاطع گوناگون از آسیب‌های مذکور در این کنوانسیون در امان نبوده‌اند. غیر از قتل و غصب زمین‌های تحت مالکیت آنان که تا امروز نیز توسط جنگ‌طلبانِ نژادپرست انجام می‌شود، مهاجرت‌های اجباری بسیاری به هزاره‌ها تحمیل شد و جالب است بدانید که دامن آن‌ها را حتی در مهاجرت نیز رها نکرده است. کشتار معدنچیان هزاره در منطقه کویته پاکستان که سال گذشته رخ داد، یکی از جدیدترین نمونه‌های این پاک‌سازی قومی است.

آغاز مصائب هزاره‌ها با شروع حکومت «امیرعبدالرحمان‌خان» در سال‌های «۱۸۸۰ تا ۱۹۰۱» میلادی مصادف می‌شود. در این دوره هزاره‌ها که حاضر به همکاری با حکومت مرکزی نشده بودند، تحت سرکوب و کشتار بی‌سابقه‌ای قرار گرفتند. به گواه تاریخ ۶۰ درصد نفوس آن‌ها در این دوره قتل‌عام شده و بسیاری از آنان را به بردگی بردند؛ اما این پایان ماجرا نبود و گویی سرنوشت قوم هزاره با خون نوشته شده بود. دوره جنگ‌های داخلی با کشتار وسیع هزاره‌ها در منطقه «افشار» و آغاز حکومت سیاه طالبان با قتل‌عام مردم عموماً هزاره «مزار شریف» دو مورد دیگر از قتل‌عام‌های این مردم در ۴۰ سال گذشته بوده است. کشتاری که با اقرار بانیان آن مشخصاً به دلیل مذهب جعفری هزاره‌ها و خصومت با نژاد هزارگی آنان روی داده است. تورقی در تاریخ معاصر افغانستان نشان می‌دهد بر سر کار ماندن بسیاری از عاملان این جنایات که امروز با اسم جمهوریت بر مردم حکمرانی می‌کنند، سبب فراموشی و حتی انکار وضعیت حاد این مردم شده است.

بعدها با آغاز حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان و تغییر ماهیت نظام سیاسی، نوع حملات به این گروه نیز تغییر شکل یافت. در این دوره تعدد گروه‌های متخاصم تروریستی (طالبان، داعش و شبکه حقانی) و انفعال حکومت افغانستان در دفاع از شهروندان هزاره، این گروه قومی را سردرگم‌تر از همیشه و به حکومت بدبین کرد. تا جایی که امروز بسیاری دولت را همدست با این گروه‌ها می‌دانند. «جنبش تبسم» اعتراضی به همین وضعیت بود. عنوان این اعتراض از نام «شکریه تبسم» برداشته شده است. دختر ۹ ساله هزاره‌ای که در مسیر رفتن به جشن عروسی در ولایت زابل همراه چند تن دیگر گروگان گرفته و درنهایت سربریده شد. در این اعتراض ۲ هزار نفر تا نزدیکی ارگ ریاست‌جمهوری آمدند تا امنیت نداشته خود را دادخواهی کنند.

ترور نخبگان؛ بازخوانی وقایع دوم اسد و جنبش روشنایی

هزاره افغانستان
نجیبه حسینی و محمد عارفی؛ نخبگان هزاره‌ای که پس از اتمام تحصیل خود به کشور بازگشتند و در غرب کابل کشته شدند.

در میان حملات متعدد تروریستی بر هزاره‌ها، برخی به‌طور برجسته‌تر نشان از انگیزه‌های نسل‌کشی دارد؛ مانند حمله بر بیمارستان صد بستر دشتِ برچی و تیرباران شماری از نوزادان و زنان باردار؛ اما برخی دیگر از بیم پیشرفت هزاره و در جهت تهدید آن‌ها صورت گرفته است. حمله بر مدرسه «موعود»، «کوثر دانش» و مورد اخیر در مدرسه «سید‌الشهدا» ازجمله آن‌هاست که همگی در ناحیه غرب کابل و در دشت برچی موقعیت داشتند. در ادامه همین نخبه کشی‌ها فوت دو تن از فار‌غ‌التحصیلان هزاره‌ای که در عالم مهاجرت تحصیل کرده و به کشور خود بازگشته بودند، این حوادث را تأثربرانگیزتر می‌کند. «نجیبه حسینی» دختری که برای اخذ مدرک می‌ستری (کارشناسی ارشد) از زادگاهش در دایکندی افغانستان به هند و سپس ژاپن مهاجرت کرد اما بعد ترجیح داد در کشورش خدمت کند، به تاریخ دوم مرداد ۱۳۹۶ در حمله انتحاری غرب کابل جان داد. «محمد عارفی» نیز مورد دیگری است که با در دست داشتن مدرک ماستری از دانشگاه‌های ایران به کابل رفته بود. او جان خود را در حمله بر اتوبوس مسافربری چند روز پیش از دست داد.

اما واکاوی ماهیت «جنبش روشنایی» نیز می‌تواند از بعد دیگری پاسخ این سؤال را که آیا هزاره‌ها واقعاً در معرض نسل‌کشی هستند را روشن سازد. طبق تعریف سازمان‌ ملل، قرار دادن عمدی یک گروه در معرض زندگی نامناسب، مصداق نسل‌کشی است. جنبش روشنایی نیز در اعتراض به اقدام دولت وحدت ملی برای تغییر غیرموجه مسیر خط برق رخ داد. طبق مطالعات انجام شده قرار بود برق وارداتی از ترکمنستان از مسیر «بامیان» که منطقه‌ای هزاره نشین است عبور کند، اما به‌یک‌باره این مسیر به ولسوالی «سالنگ» در ولایت پروان تغییر یافت. برقی که می‌توانست به توسعه و شکوفایی بامیان کمک شایانی کند اما بدون دلیل از آن‌ها گرفته شده بود. این تصمیم به اعتراض هزاره‌ها و رهبران آنان، دانشجویان و اساتید دانشگاه‌ها و شماری از نمایندگان پارلمان و برخی از احزاب سیاسی انجامید. در تاریخ دوم مرداد ۱۳۹۵ صدها هزار تن در میدان «دهمزنگ» کابل در تظاهراتی مسالمت‌آمیز گرد هم آمدند اما حوالی ظهر این روز طعمه سه حمله انتحاری شدند. در جریان این حمله نیز ۸۶ تن کشته و ۲۳۰ نفر زخمی شدند.

با گذشت این سال‌ها و آنچه بر مردم هزاره رفته است حالا به‌تازگی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در اعلامیه‌ای دولت را مسئول محافظت از این مردم در مقابل نسل‌کشی دانسته و این اولین قدم رسمی برای به رسمیت شناختن نسل‌کشی هزاره‌هاست؛ اما تلاش و بسیج جهانی برای صلح و نقش داشتن طالبان در حکومت افغانستان می‌تواند خطری جدی برای آن محسوب شود و این کودک نوپا را در اولین قدم‌هایش زمین‌گیر کند.

 

در همین رابطه بیشتر بخوانید:

 

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

پناهجویان ایزدی

زنان ایزدی و جهنم داعش که در کانادا ادامه دارد

نزدیک به دو هزار تن از پناه‌جویان اقلیت مذهبی ایزدی پس از آن که یک دوره پر از وحشت و سرکوب را در عراق تحمل کردند، با تحمل سختی‌ها و مشقات فراوان سرانجام از زادگاهشان فرار کردند و اکنون در کانادا زندگی می‌کنند. اکثر پناه‌جویان قومیت ایزدی زنان و دختران هستند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *