قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / اعتماد به جلیلی برای مذاکره با بایدن؟ سعید جلیلی؛ آقای مذاکره برای مذاکره
سعید جلیلی و انتخابات ۱۴۰۰

اعتماد به جلیلی برای مذاکره با بایدن؟ سعید جلیلی؛ آقای مذاکره برای مذاکره

آرسام ارانی |

 تا پیش از آنکه رهبر ایران به پیشنهاد محمود احمدی‌نژاد در مهرماه سال ۱۳۸۷ سعید جلیلی را به‌عنوان دبیر شورای‌عالی امنیت انتخاب کند، کمتر کسی می‌دانست این چهره کیست؟ سعید جلیلی پیش از آن بیشتر برای بخشی از جریان اصول‌گرای ارزشی آشنا بود؛ جوانی که پایش را به‌خاطر مجروحیت در جنگ ایران و عراق ازدست‌داده بود و از به‌خاطر نسب خراسانی‌اش و حمایت حلقه مشهد و همچنین تحصیلاتش در دانشگاه امام صادق به وزارت خارجه راه پیدا کرده بود.

سعید جلیلی از دانشگاه امام صادق تا ورود به حلقه مشهد

دانشگاه امام صادق دانشگاه پرورش مدیران امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی است که نیمی از مسئولان کنونی نظام ایران در آن تحصیل کرده‌اند؛ علی باقری معاون سعید جلیلی در مذاکرات هسته‌ای، سید احمد علم‌الهدی امام‌جمعه مشهد، سید محمد حسینی وزیر ارشاد دولت احمدی‌نژاد، وحید جلیلی برادر سعید جلیلی و فریدالدین حدادعادل فرزند حدادعادل همگی از فارغ‌التحصیلان همین دانشگاه هستند که ظاهراً وجه اشتراک تمام آنها مخالفت با مذاکرات خارجی است. 

Aviron

 

سعید جلیلی از دانشگاه امام صادق به وزارت خارجه رفت و در رده‌های میانی این وزارتخانه فعالیت می‌کرد. او در ابتدای دوره سید محمد خاتمی به‌عنوان معاون اداره اول آمریکا در وزارت امور خارجه مشغول بود اما طبیعی بود دیدگاه‌های او با چهره‌هایی همچون محسن امین‌زاده (معاون وزیر خارجه در دولت خاتمی و چهره مؤثر سیاست خارجی دولت) سازگار نیست. جلیلی مدت کوتاهی پس از استقرار دولت خاتمی از وزارت خارجه کنار گذاشته شد و به‌سرعت از رده میانی وزارت خارجه جذب بیت رهبری شد و مدیریت بررسی‌های جاری دفتر رهبری به او سپرده شد. معلوم نیست جلیلی دقیقاً در این سمت چه می‌کرده یا آنکه اساساً این مقام جدید چقدر اهمیت داشته اما همین‌که او توانسته در ۳۲ سالگی پستی در دفتر رهبری بگیرد، نشان از آینده‌ای می‌داد که جلیلی می‌توانست به آن امیدوار باشد. همین اتفاق هم افتاد و سعید جلیلی ۸ سال موقعیت خود در ساختار بیت رهبری را تثبیت کرد تا دولت محمود احمدی‌نژاد فرا برسد.

دوران حضور سعید جلیلی در دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی

وقتی حسن روحانی با محمود احمدی‌نژاد در شورای‌عالی امنیت ملی به مشکل برخورد، علی لاریجانی به‌جای او نشست اما عمر لاریجانی هم در این مقام به سه سال نرسید و بالاخره پس سال‌ها انتظار، سعید جلیلی به ریاست شورای‌عالی امنیت ملی ایران رسید. از دولت خاتمی تا ابتدای دولت روحانی مذاکرات هسته‌ای در شورای‌عالی امنیت ملی انجام می‌شد و در دولت روحانی بود که مذاکرات به وزارت خارجه سپرده شد. در چنین شرایطی سعید جلیلی با تجربه‌ای اندک (او تجربه معاونت وزارتخانه را داشت و با همین عنوان چند بار به همراه علی لاریجانی در مذاکرات شرکت کرده بود) در سن ۴۳ سالگی عهده‌دار مهم‌ترین مذاکرات ایران در تاریخ جمهوری اسلامی ایران شد.

سعید جلیلی چندین سال در بیت رهبری مشغول بود و زمانی که برای مذاکرات عازم می‌شد، گزینه‌ای کاملاً مورد اطمینان بود. ایران از ایستادگی او بر مواضع انقلابی هراسی نداشت و تنها هراس از تجربه او بود. رسانه‌های ایران گزارش کرده‌اند که پیش از هر دور مذاکره رهبر ایران با جلیلی کلاس خصوصی برگزار می‌کرده تا دقیقاً به او بفهماند چگونه محکم بر سر مواضعش بایستد و کوتاه نیاید. اما کلاس‌های خصوصی هم تأثیری نداشت و در دوره مذاکرات جلیلی سه قطعنامه علیه ایران صادر شد. طی این سال‌ها ایران ذیل فصل ۷ ماده ۴۱ منشور ملل متحد قرار گرفت؛ به‌این‌ترتیب در این دوران ایران به‌عنوان کشوری شناخته شد که تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی به شمار می‌رود و این یعنی احتمال حمله به ایران. منتقدان سعید جلیلی می‌گویند او مرد «مذاکره برای مذاکره» بود و در دوره او مذاکره می‌شد تا زمان مذاکره بعدی مشخص شود. اما خودش معتقد است بیشترین دستاورد مربوط به دوره تصدی‌اش بر شورای‌عالی امنیت بوده است.

در آن سال‌ها موضوع احتمال حمله به ایران در رسانه‌های داخل پوشش داده نمی‌شد یا سانسور می‌شد. اما در جریان مناظره‌های انتخابات سال به‌وضوح از آن سخن گفته شد؛ به‌ویژه که محسن رضایی فرمانده عالی‌رتبه و محمود احمدی‌نژاد روی‌هم قرار گرفته بودند افشا شد که خطر جنگ برسر ایران بوده اما با رایزنی‌‌های بسیار رفع شده است. هرچند جنگی میان ایران و آمریکا در نگرفت، اما در طول دولت محمود احمدی‌نژاد و بر اثر نوع مذاکرات با غرب، بر تعداد پایگاه‌های نظامی آمریکا در اطراف ایران بسیار افزوده شد.

سعید جلیلی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲

وقتی سال ۹۲ روزهای آخر دولت احمدی‌نژاد فرا می‌رسید، سعید جلیلی شعار «حیات طیبه» به‌عنوان مذهبی‌ترین شعار تاریخ انتخابات در جمهوری اسلامی ایران را انتخاب کرد و با حمایت جبهه پایداری و آیت‌الله مصباح به رقابت‌های انتخاباتی وارد شد. البته در آن سال جبهه پایداری ناچار شد از جلیلی حمایت کند؛ چه آنکه گزینه اول آنها باقری لنکرانی بود و مصباح یزدی سوگند یادکرد که او «اصلح مقبول» است؛ بااین‌حال جلیلی کنار نکشید و این باقری لنکرانی بود که ترجیح داد انصراف دهد تا آرا پراکنده نشود.

سعید جلیلی سال ۹۲ برای اصول‌گرایان همان قدر دوست‌داشتنی بود که مصطفی معین در سال ۸۴ برای اصلاح‌طلبان عزیز بود. جلیلی برایشان پرایدسواری بود جانباز بود که به دنبال منافع و ارتباطات اقتصادی نرفته است. آنها جلیلی نماد بازگشت به همه ارزش‌های انقلاب اسلامی می‌دانستند؛ ارزش‌ها و وعده‌هایی که برخی از آن هراسناک بود. یکی از وعده‌های جلیلی این‌گونه بود: «تفکیک جنسیتی و اسلامی‌کردن دانشگاه‌ها جزو برنامه‌های اصلی و یکی از محورهای اساسی برنامه‌های من است.» عجیب آنکه او با همین وعده‌ها بیش از ۴ میلیون رأی نیز به دست آورد و پس از روحانی و قالیباف، نفر سوم رقابت‌های انتخابات شد.

وقتی نتیجه انتخابات سال ۹۲ مشخص شد، نخستین اقدام حسن روحانی، برکناری سعید جلیلی بود و حکم رهبر ایران برای دبیر بعدی شورای‌عالی امنیت ملی به‌سرعت صادر شد.

کاندیداهای آن سال سهمی از قدرت گرفتند اما راه جلیلی از دیگر نامزد‌های اصول‌گرا جدا شد. حتی زمانی که برجام امضا شد، رقبایی همچون قالیباف در مدح آن سخن گفتند اما جلیلی بر سخنان قبلی خود استوار ماند و از روز امضای توافق هسته‌ای، نقد آن را آغاز کرد و در همان زمینه‌ای صحبت می‌کرد که او را نقد می‌کردند.

ازآن‌پس، جلیلی سه پست دیگر گرفت؛ نماینده رهبر در شورای‌عالی امنیت ملی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای راهبردی روابط خارجی ایران. اما این تنها دل‌مشغولی سعید جیلی نبود.

حمایت جلیلی از ابراهیم رئیسی

حمایت جلیلی از ابراهیم رئیسیاز سال ۹۲ به بعد سعید جلیلی به پشتوانه ۴ میلیون رایی که به دست آورد، ایده «دولت در سایه» را مطرح کرد و عملاً خود را در جایگاه رقیب بالقوه دولت و رئیس‌جمهوری آینده ایران جایگاه‌یابی کرد، بااین‌حال سال ۹۶ در انتخابات شرکت نکرد و این بار از ابراهیم رئیسی حمایت کرد.

جلسات دولت در سایه با حضور چهره‌هایی همچون فریدون عباسی، علی نیک‌زاد، اقبال شاکری نماینده پیشین شورای شهر، سردار مصطفی آجرلو، مقداد همتی، فرهاد بیضائی، مهدی ساسانی و مرتضی محمودی (کارشناسان فنی) ادامه داشت. سید رضا فاطمی امین معاون پیشین برنامه‌ریزی وزارت صمت و جواد توکلیان سفیر ایران در فائو از دیگر چهره‌هایی بودند که در این جلسات مباحث تخصصی مطرح می‌کردند و حتی کرونا هم نتوانست این جلسات را تعطیل کند. گاهی هم نشانه‌هایی از ناراحتی و دلخوری وجود داشت؛ از جمله جایی که محمدجواد لاریجانی به جلسات دعوت شد و تصور می‌کرد جایگاهش آن‌قدر بالاست که قرار است سخنرانی کند، اما به جز نشستن در صندلی آخر سالن چیزی نصیبش نشد و همین دلیلی بود که با غیظ جلسه را ترک کند و دیگر در آن جلسات شرکت نکند.

سعید جلیلی سال ۹۶ یکی از کاندیداهای اصلی اصول‌گرایان بود که در جمنا (جبهه مردمی نیروهای انقلاب) شانس خوبی به دست آورده بود اما زمانی که پای ابراهیم رئیسی به میان آمد، کنار کشید و برای بار دیگر جلسات دولت در سایه را جدی‌تر ادامه داد. او زمانی حتی با تشکل‌های اصلاح‌طلب (مجمع فرهنگیان) دیدار کرد؛ دیداری که البته بعد از آن حاشیه‌های بسیاری ایجاد شد.

از سال ۱۳۹۶ تا سال ۱۴۰۰ سعید جلیلی عمده زمان خود را بر سه محور استوار کرده است؛ یکی تدریس در دانشگاه امام صادق، دوم جلسات دولت در سایه و سوم سخنرانی‌هایی در نقد برجام در جمع اصول‌گرایان ارزشی. او از اولی استفاده تبلیغاتی انتخاباتی ندارد اما دو اقدام دیگرش کاملاً در راستای انتخابات ریاست‌جمهوری است؛ چه اینکه هم‌زمان با افزایش این فعالیت‌‌ها، جمعی از حامیان او شبکه‌های اجتماعی او همچون «کانال حامیان جلیلی» و پیج اینستاگرامی «بصیرت عمار» را راه‌اندازی و فعال کردند تا به فعالیت او شدت بدهند. این دو شبکه اجتماعی از یک سال گذشته آن‌قدر فیلم در نقد دولت روحانی ساخته و منتشر کرده تا بتواند در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ دستاوردی دلخواه داشته باشند. در همین شبکه‌ها برای حضور جلیلی در انتخابات نیز امضا جمع می‌شود. تصاویری از سعید جلیلی در کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی منتشر می‌شود تا نشان داده شود جلیلی علاوه بر سیاست خارجی در اقتصاد داخلی نیز تواناست!

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

سعید جلیلی و انتخابات ۱۴۰۰

جریان اصول‌گرای ارتدکس ایران از ابتدای انقلاب یک ریاست‌جمهوری از ایران طلب داشت. این طلب در سال ۵۸ با حسن آیت ادا نشد و ۲۷ سال زمان می‌خواست تا این بدهی با محمود احمدی‌نژاد صاف شود. طعم آن طلب آن‌چنان شیرین بود که از آن سال به دنبال تکرار دوباره آن باشند؛ یکبار با جلیلی نشد، بار دیگر با رئیسی نشد و این بار شانس آنها با سعید جلیلی یا ابراهیم رئیسی است. اما کار به همین سادگی نیست. بگذارید جریان‌های اصول‌گرا را بررسی کنیم تا بدانیم وضعیت چگونه است:

اصول‌گرایان تاکنون دستکم با ۴ جریان در انتخابات حضور دارند که هرکدام مدعی هستند؛ شورای وحدت نخستین مدعی است که زیر سایه جامعه روحانیت فعالیت می‌کند. منوچهر متکی وزیر عزل شده احمدی‌نژاد سخنگوی آن است و موحدی کرمانی چهره پرنفوذ این آن. 

جریان دوم شورای ائتلاف است که زیر سایه حدادعادل فعالیت می‌کند و حاضر نیست با شورای وحدت کنار بیاید. این اختلاف به درگیری حدادعادل و بادامچیان هم انجامید؛ آنجا که بادامچیان در واکنش به سخنان حداد عادل که گفته بود «شورای وحدت با شورای ائتلاف همراه شوند» پاسخ داد: «این‌گونه نیست که حدادعادل می‌گوید بلکه شورای ائتلاف باید با شورای وحدت همراه شود چراکه شورای وحدت شامل ۴۰ حزب ارزش‌گرا است بنابراین وقتی مجموعه‌ای با این تعداد از احزاب تشکیل شده و از یک سو جامعه روحانیت مبارز نیز حضور دارد و از سوی دیگر هم مورد حمایت روحانیت سراسر کشور است.»

جریان سوم پدرخوانده‌های اصول‌گرا هستند که معمولاً در لیست قرار می‌گیرند و خارج از لیست اقدام نمی‌کنند اما هرکدام وزن سیاسی دارند و توان تأثیرگذاری در انتخابات و لیست را خودشان می‌چینند؛ مانند ابراهیم رئیسی یا محمدباقر قالیباف که سال ۹۸ زیر میز زد و گفت لیست شورای هماهنگی اصول‌گرایان را قبول ندارد و با همین قدرت چهره‌های نزدیک به خودش همچون محسن پیرهادی و احسان خاندوزی را در لیست تهران گذاشت تا او را با خود به مجلس بیاورد.

دسته چهارم اصول‌گرایانی هستند که در لیست نیستند و جدا از لیست قدرت تأثیرگذاری دارند؛ چهره‌هایی همچون محسن رضایی، عزت‌الله ضرغامی و سعید محمد از این دسته هستند. حالا سعید جلیلی برای اجماع باید بتواند با این چهار دسته رقابت کند یا دست‌کم با سه گروه آن اجماع کند. فعلاً اجماع اصول‌گرایان روی رئیسی است و تنها شرایطی که شانس جلیلی را بالا خواهد برد، انصراف رئیسی از انتخابات است. در این صورت محتمل‌ترین سناریوها دوقطبی «لاریجانی/جلیلی» یا «جهانگیری یا ظریف/جلیلی» خواهد بود. این تازه در حالتی است که جلیلی بتواند قالیباف را حضور منصرف کند. جلیلی و قالیباف هر دو در سال ۹۶ به نفع رئیسی کنار کشیدند و هر دو ریاست‌جمهوری را سهم خود می‌دانند. از همین منظر است که هم حامیان جلیلی و هم حامیان قالیباف مدام این جمله را تکرار می‌کنند که رئیسی یکبار بخت خود را آزموده دیگر نوبت او نیست.

حامیان قالیباف معتقدند اگر در انتخابات ۹۶، رئیسی انصراف داده بود، قالیباف ظرفیت بیشتری برای ریاست‌جمهوری داشت و حالا باید اصول‌گرایان تصمیم خود را در حق شهردار سابق تهران جبران کنند. به‌این‌ترتیب در فروردین ۱۴۰۰ وضعیت به حدی پیچیده شده که پیش‌بینی آن دشوار است؛ سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف، هر دو مدعی‌اند بخشی از ۱۶ میلیون رأی رئیسی متعلق به آنهاست و اینک این رئیسی است که باید جبران کند.

در محافل جبهه پایداری شنیده می‌شود که سعید جلیلی گفته «تنها درصورتی‌که ابراهیم رئیسی در انتخابات حضور داشته باشد، انصراف می‌دهد و در غیر این صورت نامزد انتخابات خواهد شد.» نقوی حسینی از نیروهای نزدیک به جبهه پایداری نیز گفته «استمزاجی صورت‌گرفته که رئیسی و قالیباف به مسئولیت‌های فعلی‌شان ادامه دهند و سعید جلیلی بیشترین شانس را برای رسیدن به کرسی ریاست‌جمهوری در اختیار دارد.»

اما مشکل دیگر سعید جلیلی درگذشت مصباح یزدی است. درست زمانی که چهره‌ای همچون مصباح یزدی می‌توانست دیگران را متقاعد به انصراف کند، اجل به او مهلت نداد و حالا جبهه پایداری گزینه‌ای را به‌عنوان دبیرکل انتخاب کرده که برخی حامیانش او را کاندیدای اصلح می‌خوانند: صادق محصولی! اگرچه محصولی کاندیدای نهایی نخواهد شد و نام او بیشتر برای سهم‌خواهی از دولت آینده مطرح شده، اما همین‌که نزدیک تشکل به سعید جلیلی هم بخواهد به این شکل از سهم‌خواهی کند، پایگاه لرزان جلیلی را نشان می‌دهد.

دوگانه جو بایدن / سعید جلیلی!

اگر تمام مشکلات سعید جلیلی با محمدباقر قالیباف و ابراهیم رئیسی و دیگر کاندیداها هم حل شود، همچنان یک مشکل بزرگ پیش روی سعید جلیلی است. دولت جو بایدن در آمریکا! جریان اصول‌گرای تندروی ایران تمایلی به مذاکره با آمریکا ندارد و برجام را سند خیانت می‌داند، به‌این‌ترتیب ریاست‌جمهوری چهره‌ای همچون سعید جلیلی یعنی پایان مذاکرات هسته‌ای ایران. به همین دلیل است که بخش عمده این جریان از هم‌اکنون با مذاکرات وین مخالف است؛ شبکه‌های صداوسیما به شدت با مذاکرات وین مخالفت می‌کنند و اخباری به نقل از منابع آگاه در وین منتشر می‌کنند که صدای تیم مذاکره‌کننده را درآورده است. برای آنها امضای قرارداد مذاکرات وین یعنی کاهش شانس گزینه‌هایی همچون رئیسی و جلیلی در انتخابات ریاست‌جمهوری. از آن سو جمهوری اسلامی به‌خاطر تحریم‌ها در شرایطی قرار گرفته که هر لحظه احتمال فروپاشی اقتصادی آن وجود دارد؛ به این ترتیب رهبران ایران بهتر می‌دانند که در شرایطی که کمبود منابع را از جیب مردم در «بورس»، «بالا و پایین کردن قیمت دلار»، «افزایش قیمت بنزین»، «افزایش مالیات» و … جبران می‌کنند، دیگر طاقت تحریم جدید را ندارند. آنها این گزینه را بررسی می‌کنند که اگر کوتاه بیایند و گزینه‌هایی همچون قالیباف و جلیلی و رئیسی را کنار بگذارند و فعلاً به گزینه‌هایی همچون لاریجانی روی بیاورند، با چه وضعیتی روبرو خواهند شد؟ آن‌هم در شرایطی که چهره‌ای همچون جلیلی گزینه شش‌دانگ مذاکره نیست و مهم‌تر از آن طرف آمریکایی اعتقادی به او ندارد.

بگذارید یکبار دیگر تاریخ را بخوانیم تا متوجه شویم یکبار دیگر تکرار شده است: وقتی محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور ایران شد، تیم منوچهر متکی در وزارت خارجه مشغول شد و جلیلی به وزارت امور خارجه بازگشت و این بار به‌عنوان معاون وزیر مشغول شد. دو معاونت (آمریکا و اروپا) و (عربی آفریقایی) معاونت‌های حیاتی وزارت خارجه هستند که با دقت و وسواس بسیار انتخاب می‌شوند؛ اولی باید با طرف آمریکایی و اروپایی مذاکره کند و دومی معمولاً گزینه سپاه است که در سوریه و عراق و لبنان و … نفوذ داشته باشد. سعید جلیلی در این دوران به‌عنوان معاون اروپا و آمریکا منصوب شد؛ این انتصاب نشان از سیاستی جدیدی بود که ازاین‌پس قرار بود تیم دیپلماسی ایران در قبال غرب در پیش بگیرد؛ سیاستی که نخستین نماد آن بیان این جمله بود: «تحریم‌ها کاغذپاره هستند» این جمله زمانی گفته شد که قرار بود تحریم‌های آمریکا علیه ایران لغو شد. حسن روحانی در مصاحبه‌ای با نشریه مهرنامه ماجرا را این‌گونه شرح داده است: «مذاکرات ایران و ۱+۳ پایان سال ۸۳ به نتیجه رسید و قرار بود تحریم‌ها لغو شود، اما انگلستان پیشنهاد کرد امضای آن به بعد از انتخابات ریاست‌جمهوری [سوم تیرماه ۸۴] موکول شود. استدلال انگلستان این بود که اگر دولت تندرویی بر سر بر کار بیاید، تمام مذاکرات بی‌فایده خواهد بود. همین اتفاق هم افتاد و محمود احمدی‌نژاد پیروز شد و لغو تحریم‌ها کلاً منتفی شد.»

اگر یکبار دیگر تاریخ را بخوانیم، ظاهراً این بار جو بایدن آمریکا منتظر انتخابات ۱۴۰۰ ریاست‌جمهوری ایران است تا بداند چه کسی بر سر کار خواهد آمد و بعد از لایحه لغو تحریم‌ها را امضا کند. حالا ۱۶ سال پس از سال ۸۴ یکبار دیگر آینده ایران به حضور یا عدم چهره‌هایی همچون سعید جلیلی و نفوذ آنها در سیاست ایران گره خورده است.

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

اسحاق جهانگیری انتخابات ۱۴۰۰ ایران مونترال کانادا

اسحاق جهانگیری از بم تا پاستور؛ مرد دلارهای ۴۲۰۰ تومانی رئیس‌جمهور ایران می‌شود؟

جایگاه جهانگیری در افکار عمومی به‌شدت افول کرده و بخشی از اصلاح‌طلبان (طیف کارگزاران) معتقدند در چنین فضایی بهتر آن است که جهانگیری به حمایت از لاریجانی بپردازد و از ورود مستقیم پرهیز کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *