قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / چه کسی حاضر است با رهبر بعدی ایران رقابت کند؟ ابراهیم رئیسی؛ قاضی القضاتِ محبوب محافظه کاران
ابراهیم رئیسی

چه کسی حاضر است با رهبر بعدی ایران رقابت کند؟ ابراهیم رئیسی؛ قاضی القضاتِ محبوب محافظه کاران

آرسام ارانی|

روزی که آیت‌الله بهشتی با جمعی از یاران خود مدرسه حقانی را تأسیس می‌کرد گمان نمی‌کرد کمتر از ۲۰ سال بعد انقلابی در ایران صورت بگیرد که یکی دوجین از مسئولان حکومت جدید همه برخاسته از این مدرسه باشند؛ از مرتضی آقاتهرانی و روح‌الله حسینیان گرفته تا محسنی اژه‌ای و علی قدوسی و کاظم صدیقی و ری‌شهری و مصطفی پورمحمدی. یک چهره آشنای دیگر تحصیل‌کرده در این مدرسه ابراهیم رئیسی است. او از مسیر ارتباطات این حلقه به ساختار قدرت جمهوری اسلامی ایران وارد شد.

بیوگرافی ابراهیم رئیسی

سال ۱۳۵۹ که ابراهیم رئیسی ۲۰ ساله وارد حزب جمهوری اسلامی شد و بلافاصله به کرج رفت و به‌عنوان دادستان این شهر منصوب شد و هم‌زمان دادستانی همدان را نیز به او سپردند. ابراهیم رئیسی ۵ سال بعد به تهران منتقل شد و با همین سابقه کوتاه حکم دادستانی تهران برای او صادر شد. از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ رئیسی دادستان تهران بود؛ دورانی که بیشترین نقدها علیه او وجود دارد. حکومت ایران یک‌بار در اوایل دهه ۶۰ زندانیان سیاسی را اعدام کرد و بار دیگر اعدام‌ها در تابستان سال ۶۷ انجام شد؛ سالی که ابراهیم رئیسی عضو هیئت اعدام‌ها بود. به همین سبب است که خانواده قربانیان اعدام‌شدگان هیچ‌گاه با او و دیگر اعضای هیئت صدور احکام اعدام‌های دسته‌جمعی (آیت‌الله نیری؛ آیت‌الله اشراقی، حجت‌الاسلام رئیسی و حجت‌الاسلام شوشتری) صاف نشدند. در آن دوره رئیس قوه قضاییه آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی (روحانی نزدیک به جریان خط امام) بود و اصلاح‌طلبان ایران در نقد اعدام‌های این دوره کمتر نامی از او به میان می‌آوردند.

Aviron

 

ابراهیم رئیسی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۳ به سازمان بازرسی کل کشور رفت و ده سال در آن سمت ماند و پس از آن به‌عنوان معاون اول قوه قضاییه و سپس دادستان کل کشور و پس از آن رئیس قوه قضاییه منصوب شد.

ابراهیم رئیسی ششمین رئیس قوه قضاییه ایران در عمر چهل و دو ساله جمهوری است. او نخستین قاضی‌القضات ایران است که پیش از انتصابش به ریاست قوه قضاییه، سابقه فعالیت در دستگاه قضایی را داشته است. نه آملی لاریجانی و هاشمی شاهرودی، نه محمد یزدی و موسوی اردبیلی و سید محمد بهشتی، هیچ‌کدام پیش از ریاست بر قوه قضائیه سابقه فعالیت در این قوه را نداشته‌اند.

مطرح شدن نام رئیسی به‌عنوان نامزد رئیس‌جمهوری

تا سال ۱۳۹۶ نامی از ابراهیم رئیسی در میان کاندیداهای اصولگرایان نبود. رئیسی در آن دوره تولیت آستان امام رضا بود و گفته بود خادمی امام رضا را با چیزی عوض نخواهد کرد؛ قولی که البته وفا نشد و رئیسی به انتخابات وارد شد. بعد از شکست در انتخابات یک‌بار دیگر گفته بود در آستان امام رضا خواهد ماند. این بار نیز او به آنچه گفت عمل نکرد و به قوه قضاییه بازگشت. به همین سبب است که این بار و در جریان انتخابات ۱۴۰۰ کسی سخنان او برای «عدم تمایل به حضور در انتخابات» را باور ندارد.

تا پیش از حضور رئیسی، محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی و علی‌اکبر ولایتی و محمود احمدی‌نژاد بیشترین اقبال را در میان اصولگرایان داشتند. اگر بخشی از اصولگرایان معتقدند تنها احمدی‌نژاد می‌تواند «مشکل صندوق‌های رأی» آن‌ها را حل کند، اکنون این ابراهیم رئیسی است که اصولگرایان را به این باور رسانده است. این فرض البته در حالت مشارکت پایین صحیح است و در دوقطبی‌های حداکثری همچنان مشکل صندوق رأی (رأی آوری جناح محافظه‌کار ایران) پابرجاست.

تا پیش از این مسیر ائتلاف اصولگرایان دو راه داشت: یکی تا سال ۱۳۹۳ که آیت‌الله مهدوی کنی رئیس جامعه روحانیت مبارز زنده بود، مسیر ائتلاف از او می‌گذشت؛ چه آنکه سال ۱۳۸۴ محمدباقر قالیباف با حمایت او و معامله بر سر «خرید پاساژ نور توسط شهرداری تهران» توانست به‌عنوان کاندیدای اصلی مطرح شود و البته نتوانست به دور دوم راه یابد. مسیر دیگر آیت‌الله مصباح یزدی بود که با تئوری برتری «اصلح غیرمقبول» بر «صالح مقبول» در دوره‌های مختلف یک‌بار از باقر لنکرانی و بار دیگر سعید جلیلی حمایت کرد. اکنون نه آیت‌الله مهدوی کنی زنده است و نه آیت‌الله مصباح یزدی. جانشینان آن‌ها نیز وزن کافی را برای ایجاد ائتلاف ندارند. (پورمحمدی به‌جای مهدوی کنی و مرتضی آقاتهرانی به‌جای مصباح یزدی). این مهم‌ترین دلیل است برای حضور چهره‌های جدید در انتخابات سال ۱۳۹۶ که مورد ائتلاف جامعتین (جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) نبودند و لیست نهایی توسط «جمنا» (جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی) بسته شد. نحوه بالا آمدن افراد از لیست از روز اول موردتوافق همه نبود؛ چهره‌هایی مثل پرویز فتاح و عزت‌الله ضرغامی در اعتراض به آن از جمنا کنار کشیدند. به همین دلیل ترافیک کاندیداها سال ۹۶ آن‌قدر بالا بود که با وجود درخواست موتلفه و شورای هماهنگی اصولگرایان، حتی نیروی حزبی‌ای همچون میر سلیم کنار نکشید.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

رئیسی درنهایت با روحانی رقابت کرد و نزدیک به ۱۶ میلیون رأی هم به دست آورد؛ آرایی که رئیسی آن‌ها را «آرای حلال» خواند تا هم شکست را بپذیرد، هم سبد رأی خود را برای انتخابات ۱۴۰۰ حفظ کند.

از سال ۹۶ به بعد موقعیت رئیسی تغییر کرد و رئیسی هم مانند دیگر بازندگان آن رقابت عاقبت خوبی یافت. یکی ریاست مجلس را به دست آورد (محمدباقر قالیباف) و دیگری علاوه بر رفتن به مجلس، سهمش در مجمع تشخیص حفظ شد (میر سلیم) و آن دیگری نیز به ریاست قوه قضاییه رسید و حکم عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز برایش صادر شد (ابراهیم رئیسی).

برخلاف آنچه تصور می‌شد که با حضور ابراهیم رئیسی در قوه قضاییه فضا بسیار مسدود خواهد شد، اتفاق دیگری افتاد و بنای برچیده شدن دادگاه‌های انقلاب گذاشته شد که به‌زعم حقوقدانان نهادی فصلی و غیرقانونی بود. (این دادگاه برای فضای ابتدای انقلاب تشکیل شده بود اما فعالیت آن همچنان ادامه پیدا کرد. در دوره رئیسی مقدمات برچیده شدن آن فراهم شد) دادگاه‌های فساد اقتصادی به‌صورت گسترده برگزار شد و مرحله تجدیدنظر که در دوره آملی لاریجانی حذف شده بود، دوباره به پرونده‌های مالی بازگشت. تبلیغات وسیع جریان محافظه‌کار ایران و البته بخشی از اصلاح‌طلبان نیز باعث شد رئیسی از این دوره به بعد «ابراهیم بت‌شکن» لقب بگیرد و تقاضا برای حضور دوباره او در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر شود.

از سال ۱۳۹۶ با توجه به پایان دو دوره ریاست جمهوری حسن روحانی، ابراهیم رئیسی فعالیت خود را بسیار گسترده کرده است؛ اگر قالیباف با نام «نظارت میدانی» سفرهای استانی خود را انجام می‌دهد، رئیسی با عنوان «نظارت بر حقوق عامه» و در جایگاه مدعی‌العموم سراسر ایران را می‌گردد. این فضا اتفاقاً بسیار به نفع او بوده است؛ چه آنکه روحانی در این دوران به هیچ سفر استانی نرفته و حتی حضور در جلسات هیئت دولت را با پروتکل‌های بسیار سخت‌گیرانه انجام می‌دهد اما از آن سو، این ابراهیم رئیسی است که شهر به شهر می‌گردد.

رئیسی در یک سال اخیر، دو بار به قم رفته و با برخی مراجع تقلید دیدار داشته است؛ دیداری که در آستانه انتخابات بسیار معنادار است. او حتی سخنران راهپیمایی روز قدس در این شهر هم بود.

در مراسمی که هرساله به‌عنوان سالروز ورود امام رضا به مشهد برگزار می‌شود، به نیشابور رفت. چندین بار به مشهد رفت و هم‌زمان با فعالان سیاسی اصولگرا و پدر همسرش (حجت‌الاسلام احمد علم‌الهدی) دیدار کرد. برای شرکت در همایش صیانت از روحانیت به ارومیه رفت. مراسم گلاب شویی حرم شاه‌چراغ در شیراز انجام داد. از مناطق سیل‌زده کلات بازدید کرد. در جمع زلزله‌زدگان سی‌سخت حاضر شد. او همچنین به استان سیستان و بلوچستان رفت و در آنجا با علمای شیعه و سنی و مولوی عبدالحمید که در انتخابات از روحانی حمایت کرده بودند، دیدار کرد. استان خراسان جنوبی به‌عنوان حوزه انتخابیه رئیسی در مجلس خبرگان، بیرجند، سربیشه، نهبندان، شهرکرد و زنجان و چهارمحال و بختیاری از دیگر مقصدهای سفرهای استانی رئیسی بود. در تمام سفرها او خود را در شأن یک رئیس‌جمهور می‌دید و رسیدگی به وضعیت کارخانه‌های اعتصابی (مثل هپکو) را برنامه‌ریزی می‌کرد و در سخنرانی‌هایش دولت را هدف می‌گرفت که توانایی «رفع موانع تولید» را ندارد. این دقیقاً همان شعاری بود که آیت‌الله خامنه‌ای در نوروز ۱۴۰۰ به‌عنوان شعار سال مطرح کرده بود. در چنین شرایطی طبیعی بود که رئیسی بخت نخست اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری باشد؛ چه آنکه نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌داد او پس از محمود احمدی‌نژاد بالاترین اقبال را در میان کاندیداهای جریان محافظه‌کار ایران دارد. اگر شانس محمود احمدی‌نژاد را برای تائید صلاحیت نزدیک به صفر بدانیم، رئیسی مهم‌ترین کسی است که هم رأی آوری بالایی دارد و هم امکان ائتلاف اصولگرایان روی او بیشتر از چهره سیاسی دیگر است. کریمی قدوسی چهره نزدیک به جبهه پایداری درباره او گفته بود: «آیت‌الله رئیسی مصداق اتم و اکمل رجل سیاسی و مکتبی، مدیر و مدبر است که با سایر مدعیان عرصه ۱۴۰۰ فاصله‌ای غیرقابل رقابت دارند، چشم‌های منتظر و ملتمس از درگاه الهی در آرزوی تبدیل نه ماهه آینده به دقایقی هستند.»

حمایت‌ها از رئیسی همچنان ادامه دارد؛ اما این همه‌ی کار نیست؛ دو اتفاق مهم در دوره ریاست او بر قوه قضاییه رخ داد؛ یکی اعتراضات دی‌ماه سال ۹۶ و دیگری اعتراضات آبان ماه سال ۱۳۹۸. در هر دو مورد معترضان زیادی کشته شدند و افرادی نیز پای چوبه دار رفتند که در تمام این موارد افکار عمومی باور داشت که قوه قضاییه نسبت به صدور احکام معترضان سختگیری بیش از حدی داشته است؛ اوج انتقادات در ماجرای اعدام نوید افکاری بود؛ جوانی شیرازی محکوم به اعدام که تقریباً تمام شخصیت‌های داخلی و نهادهای بین‌المللی درخواست تجدیدنظر در حکم او و رسیدگی مجدد را داشتند اما چنین نشد و ناگهان خبر رسید افکاری اعدام شده است. این ماجرا برای جایگاه رئیسی بسیار گران تمام شد. تحلیلگران بر این باور بودند که او حتی با صدور دستور صوری رسیدگی هم می‌توانست خود را به قهرمان ماجرا تبدیل کند؛ که البته چنین نشد.

در ماجرای دیگر موضوع رسیدگی به پرونده تخلفات عیسی شریفی در شهرداری تهران مطرح شد که در اتفاقی عجیب، پرونده به‌جای دادگاه کارکنان دولت به دادگاه نظامی رفت و پشت درهای بسته درباره آن تصمیم گرفتند و انتشار خبر صدور حکم را نیز به آخرین روز کاری سال ۱۳۹۹ موکول کردند تا کم‌ترین بازخورد را میان افکار عمومی داشته باشد.

رقبای ابراهیم رئیسی

محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی و سعید محمد سه رقیب اصلی ابراهیم رئیسی به شمار می‌روند. قالیباف سال ۹۶ به خاطر رئیسی کنار کشید و بعدها هم کنایه‌های بسیاری به شورای هماهنگی اصولگرایان زد که او را مجبور به انصراف کرده بودند. حامیان قالیباف معتقدند او یک‌بار از خودگذشتگی کرده و این بار نوبت به رئیسی و دیگر اصولگرایان است که به خاطر او کنار بکشند.

وضعیت سعید جلیلی اما متفاوت است. حامیان او بر این باورند که ارزش‌های انقلاب تنها با حضور نیروهای متعهدی همچون جلیلی محافظت خواهد شد بنابراین انصراف جلیلی از انتخابات معنا ندارد. رسانه‌های ایران در خبرهای تائید نشده گزارش کرده‌اند که سعید جلیلی به بیت رهبری خواهد رفت و مسئولیت مهمی در آنجا می‌گیرد بنابراین ابراهیم رئیسی اصلی‌ترین گزینه انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود؛ چه آنکه در خبرهای دیگر گفته شده به قالیباف نیز فرمان داده‌اند که در مجلس بماند.

رقیب دیگر ابراهیم رئیسی، سعید محمد است که از روز اول حضورش گفته شد که مقصد نهایی‌اش شهرداری تهران است. با این حال حامیانش معتقدند او پتانسیل خوبی دارد که همان کارکرد احمدی‌نژاد در سال ۸۴ را داشته باشد بنابراین باید تا آخرین لحظه بماند. در روزهای گذشته برخی فعالان توییتری این‌گونه نوشتند که سعید محمد کاندیدای پوششی ابراهیم رئیسی است و در لحظه آخر به نفع رئیسی کنار می‌کشد. اگر نیم‌نگاهی به آینده ابراهیم رئیسی بیندازیم، این فرض کمی رنگ و بوی واقعیت به خود می‌گیرد. ادامه گزارش را بخوانید تا بدانید چرا.

انتخابات سال ۱۴۰۰ با فاکتور مهم «احتمال درگذشت رهبر ایران به علت کهولت سن تا سال ۱۴۰۸» برگزار می‌شود. در میان مدعیان رهبری چند نام شنیده می‌شد: صادق آملی لاریجانی، آیت‌الله هاشمی شاهرودی و سید حسن خمینی و ابراهیم رئیسی. آملی لاریجانی در مجمع تشخیص نتوانست موفقیتی به دست بیاورد و عملاً گرداننده مجمع محسن رضایی است نه او. نکته دیگر آنکه بعد از حاشیه‌های کاخ سازی در قم و اتهامات تند آیت‌الله یزدی علیه او، نگاه‌ها به آملی لاریجانی تغییر کرد و از آن زمان هم اقتدار خود را از دست رفته دید هم حامیان و نیروهای وفادارش یکی‌یکی بازداشت یا کشته شدند. (قاضی منصوری و اکبر طبری) هاشمی شاهرودی درگذشت. در میان سید حسن خمینی و ابراهیم رئیسی، اعتماد نیروهای تصمیم گیر به رئیسی بسیار بالاتر است؛ چه آنکه سید حسن خمینی حتی برای مجلس خبرگان هم نتوانست تأییدیه بگیرد. به همین دلیل تا این لحظه فعلاً ابراهیم رئیسی بزرگ‌ترین شانس برای تصدی رهبری ایران پس از آیت‌الله خامنه‌ای است. در چنین شرایطی رقابت با رهبر آینده ایران برای نامزد انتخاباتی کاری پر ریسک است که کمتر کسی حاضر است آن را انجام بدهد. این سؤالی است که رقبای اصولگرا از خود می‌پرسند. آیا ریسک تقابل با رهبر آینده جمهوری اسلامی ارزش دارد یا بهتر آن است که مسیر ائتلاف را در پیش بگیرند. کمتر از دو ماه دیگر پاسخ به این سؤال نیز مشخص خواهد شد.

نویسنده: mehrahang

مطلب پیشنهادی:

اسحاق جهانگیری انتخابات ۱۴۰۰ ایران مونترال کانادا

اسحاق جهانگیری از بم تا پاستور؛ مرد دلارهای ۴۲۰۰ تومانی رئیس‌جمهور ایران می‌شود؟

جایگاه جهانگیری در افکار عمومی به‌شدت افول کرده و بخشی از اصلاح‌طلبان (طیف کارگزاران) معتقدند در چنین فضایی بهتر آن است که جهانگیری به حمایت از لاریجانی بپردازد و از ورود مستقیم پرهیز کند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *