قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۶۲۸
طنز و سرگرمی

طنز و حکایت هفته ۶۲۸

نکته مثبت هفته

هر اتفاقی هم که بیفتد حواسمان باشد، دو سر طناب اصلی زندگی را رها نکنیم؛ آن دو سر یکی «ایمان» است و دیگری «امید»!

حکایت هفته

حکایت ۱۸

آقازاده‌ای را نعمت یامفت از ترکه‌ی عمان به دست افتاد. فسق و فجور آغاز کرد و همان اول سر ضرب راه تایلند پیش گرفت. فی‌الجمله نماند از سایر معاصی منکری که نکرد و مسکری که نخورد و دم‌به‌دم با شلوارک و بطری مسکرات عکس در شبکه‌های اجتماعی می‌گذاشت. باری به نصیحتش گفتم: «ای فرزند، دخل، آب روان است و عیش، آسیای گردان؛ یعنی خرج فراوان کردن مسلمِ کسی باشد که دخل معین دارد.» گفت: «نترس! بفرما!»

چون مرا محل نگذاشت و تخفیفم داد بر آن شدم عیشش کوفت کنم. گفتمش: «عقل و ادب پیش گیر و لهو و لعب بگذار که چون نعمت سپری شود، سختی بری و عین سگ پشیمانی خوری.» گفت: «از آنَش نترس. بفرما.» دیدم نصیحت نمی‌پذیرد و هرچه به مغزش پیام ارسال می‌کنم دلیوِری نمی‌دهد. ترک مناصحت گرفتم و روی از مصاحبت بگردانیدم تا پس از سالیش بدیدم بر مرکبی شش‌دَره سوار و پیتبول‌وار حوریان دورگه در کنار و لبخند رضایت بر لب و بر تن لباس مارک‌دار. به‌حق صحبتی که میان ما بود به راننده‌اش دستور توقف داد و گفت: «بفرما.» گفتمش فرجام آن خرج بی‌حساب که کردی به نکبت حال می‌رسید، حال آنکه تو را می‌بینم با مال و نعمت افزون و روی و گونه‌ی گلگون.» از کیفیت امر جویا شدم و گفتم فحش گذاشتم هرکه را گوید بفرما! گفت: «ثلث ماترک بخوردم و ثلثش را ملک و زمین خریدم و ثلث آخر به سپرده گذاشته با سودش راه می‌روم و می‌خورم و سوت می‌زنم.»

Aviron

 

قول حکیمی به یاد آوردم که گفت دو مسافر اگر به چاه بیابان درافتند، مال‌دار به چاه کیسه‌ی زرِ ذی‌قیمت یابد و فقیر دفترچه‌ی قسط طویل‌المدت.

از عاقلی سؤال بکردم ز بهر چیست

کِافلاس ما و مال توانگر بُود مدام

گفتا که فاقه از پی درویش می‌دود

وز بعد مال مال بیاید علی‌الدوام

حکایت ۲۰

بدسرشتی را شنیدم که خانه‌ی رعیت خراب کردی تا خزانه‌ی سلطان آباد کند. گفتمش: «هرکه خلقی بیازارد تا دل سلطانی به دست آرد، روزگار همان خلق بر او گمارد تا دمار از روزگارش برآرَد.» خیره‌سر درآمد که «مگر نشنیده‌ای که دکتر حسابی گفته جهان سوم جایی است که هرکه مملکتش آباد کند، خانه‌اش خراب شود و هرکه خواهد خانه آباد کند، لاجرم باید مملکت خراب کند؟»

پیری که مشغول شکستن تخمه‌کدو بود و پوستش را بر زمین می‌ریخت تا این بشنید فریاد برآورد: «خون آریایی در رگ‌هایت نیست اگر این حکایت به اشتراک نگذاری.»

در کار خودت چون توسن ترکمنی

در نفع خلایقت چو خر در چمنی

منبع: (نئوگلستان، پدرام ابراهیمی. تهران؛ نشر چرخ، ۱۳۹۳. حکایت ۱۸ و قسمتی از حکایت ۲۰)

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

لطیفه‌های هفته

ملتِ دنیا دارن دوز دوم واکسن رو میزنن … ما هنوز تو صف مرغیم!سرگرمی

گل و گیاه می‌خری بهش آب و کود می‌دی بعد از دو روز خشک می‌شه … بعد سیب‌زمینی و پیاز می‌خری می‌ندازی تو سبد آشپزخونه سبز می‌شه! … چرا زندگی همش سر ناسازگاری داره؟!

آقاهه رفته بوده خواستگاری برای پسرش، ازش پرسیدن: آقای داماد چیکارست؟ … گفت: دیپلماته، از وقتی دیپلم گرفته مات مونده چیکار کنه!

هر ایرانی تو تابستون: چیه این گرما، باز سرما رو می‌شه یه کاریش کرد؛ … هر ایرانی تو زمستون: چیه این سرما، باز گرما رو می‌شه یه کاریش کرد! هر ایرانی تو بهار: چیه این حساسیت فصلی، چقدر فروردین طولانی شد! … هر ایرانی تو پاییز: وای آدم نمیدونه چی بپوشه، با کاپشن گرمه با تیشرت سرد!

اینایی که میگن سر افطار به یادتون بودم الکی می‌گن … آدم سر افطار باباش رو هم نمی‌شناسه … به یاد این و اون بودن و دعا کردن که دیگه جای خود داره!

با نزدیک شدن به ماه رمضان از یه هم‌وطن پرسیدند فواید ماه رمضان و روزه‌داری چیه؟ … گفت: والا چه عرض کنم، با تحمل گشنگی حال فقرا و گرسنگان را درک می‌کنیم! … بعدش زخم معده و سنگ کلیه و صفرا و ضعف و بی‌حالی و کرونا می‌گیریم، پس حال بیماران رو هم درک می‌کنیم! … بعد در اثر گشنگی عصبی و پرخاشگر می‌شیم و حال دیوانه‌ها را هم می‌فهمیم! … بعدشم دم افطار این‌قدر می‌خوریم که به مرز ترکیدن می‌رسیم و حال پول دارا رو هم درک می‌کنیم! … و در آخر موقع خواب از شدت زیاد خوردن نمی‌تونیم بخوابیم و تکون بخوریم که حال باردارها رو هم درک می‌کنیم!

نکته هفته

برخیز! دلا که دل به دلدار دهیم، جان را به جمال آن خریدار دهیم، این جان و دل و دیده پی دیدن اوست، جان و دل و دیده را به دیدار دهیم.

نقل‌قول هفته

امانوئل کانت: در دنیا دو چیز از همه زیباتر است؛ آسمان پرستاره و وجدانِ آسوده.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: امروز همان فردایی است که دیروز این‌قدر منتظرش بودی.

اسپانیولی: از تلخی بیماری می‌توان به شیرینی سلامتی پی برد.

شعر طنز هفته

امان از آنکه می‌نازد به باک فول بنزینش

امان از آنکه می‌نازد به باک فول بنزینش

به این تک‌سرنشینی‌ها و به آن اگزوز ماشینش

صدای بوق‌هایش کرده مغز خلق را سوراخ

همان‌طوری که حافظ داشت چندین رخنه در دینش

نه BRT، نه مترو، تاکسی هم لایق او نیست

مبادا خش بیفتد بر کت و شلوار سیمینش

خدا تک‌سرنشینی را بگیرد کاشکی از او

به لطف دوستش یا همسرش یا بهتر از اینش

همیشه در ترافیک است و دستش نیز روی بوق

دو سه تا گاز درجا هم فقط من‌باب تزئینش

برای دور دور از خانۀ خود می‌زند بیرون

کمی تا فخر بفروشد به بنزِ مید این چینش

عیار خالص آلودگی را می‌برد بالا

فقط با همّتِ والا و با فرهنگِ پایینش

ولی این دود در چشم خودِ او می‌رود اول

دمارش را درآرد کامل از بالا و پایینش

خلاصه در قیاس بوق و بوی دل‌نشین دود

خوشا بانگ الاغ و بوی نامطبوع سرگینش

پیامم را فرستادم، دلیور هم شده اما

جواب از او نمی‌آید، اگرچه می‌کند سینش

منبع: (بوقلمان، سعید طلایی. تهران؛ کتاب قاف، ۱۳۹۶)

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و حکایت هفته

طنز و حکایت هفته ۶۲۷

نکته مثبت هفته امید داشته باش زیرا هیچ زمستانی تا ابد ادامه نخواهد داشت و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *