قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / برگی از خاطرات، ۴۳ سال پس از آغاز جمهوری اسلامی
برگی از خاطرات بعد از انقلاب

برگی از خاطرات، ۴۳ سال پس از آغاز جمهوری اسلامی

بخش «خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تأثیری ندارد.

مهوش ندیمی، تورنتو |

تا قبل از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ در مملکتمان ایران، ما ایرانی‌ها، مردم این سرزمین کهنسال در هر شهر و هر محله‌ایی‌ که بودیم بالنسبه زندگی آرامی را می‌گذراندیم‌. حکومت و دولت شاهنشاهی در فکر رساندن مردم به دروازهای تمدن بود، و مراجع تقلید، در فکر پیاده کردن اسلام و قوانینی که‌ هزار و چهارصد سال از آن می‌گذرد. مدت‌ها این دو قوه با هم بر سر اقتدار و گرفتن قدرت مبارزه می‌کردند تا اینکه بالاخره با کمک روشنفکران مذهبی و توده مردم از همه جا بی‌خبر و متعصب،‌ سلطنت دو هزارو پانصد ساله را منقرض کردند و حکومت اسلامی را جایگزین آن کردند.‌

آقای خمینی که در تبعید و در عراق بسر می‌بردند، با پرکردن نوارهای مذهبی که بوسیله ملاها در مساجد گذاشته می‌شد و بین مردم پخش می‌شد احساسات مذهبی مردم را بر‌ می‌انگیختند و با وعده امام زمان و آمدن او که منتها آمال و آرزوی مردم مسلمان (شیعه) است آنها را آماده قیام و مخالفت با دولت و حکومت می‌کردند، تا اینکه کم‌کم اقشار مختلف مردم به خیابان آمدند‌ تظاهرات کردند و پس از مدتی تظاهرات جمعی و گروهی و میلیونی شروع شد و در نتیجه آقای خمینی از عراق به پاریس تشریف بردند، در آنجا در زیر درخت سیبی جالس شدند و کمی مقتدرتر از گذشته صحبت می‌کردند و اعلامیه می‌داند اعلامیه‌‌ها مبنی بر آزادی بود، آزادی احزاب، آزادی سیاسی از مهم‌تر آزادی زنان و تکیه بر اینکه ما برای شما اسلام می‌آوریم و ما معنویات شما را اضافه می‌کنیم.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

Aviron

 

بالاخره ایشان سوار بر هواپیمای فرانسوی از پاریس به طهران تشریف آوردند، در هواپیما خبرنگاری از او پرسید حال که شما پس از چند سال به وطن بر می‌کردید چه حالی دارید‌‌‌؟ در کمال خونسردی گفت هیچ! یکی از مهمانداران هواپیما‌ بعدها تعریف می‌کرد با وجودی که صندلی او کنار پنجره بود و این کنار پنچره بودن همیشه مورد در خواست مسافران است که بدینوسیله از درون آن به زیبایی‌های طبیعت کوه و تپه و دریا نگاه کنند و لذتی ببرند ولی در مدت‌ این پرواز نسبتا طولانی یک بار ندیدم که او از پنجره به بیرون نگاه کند، سر او پایین بود و گویا اصلا طبیعت و زیبای‌های آن برای او‌ اهمیتی نداشت.‌

از فرودگاه یک‌راست تشریف بردند به قبرستان (بهشت زهرا) و مردم برای دیدار او که به لقب امام مفتخر شده بود از در و دیوار و درخت بالا می‌رفتند که دیده خود را به دیدار او روشن کنند در این سخنرانی‌ چه وعده‌‌‌‌هایی که به مردم از همه جا بی خبر نمی‌داد، وعده‌هایی که دل و جان طبقه محروم کشور و حتی دیگر طبقات را شاد و خرم می‌کرد.

جایگاه سخنرانی او قبرستان بود.‌ یک بار که در همین قبرستان صحبت می‌کرد و جمعیت بقول معروف غلغله‌ بود یکی از مداحان او با‌ صدای بلند گفت آقا اگر امام زمانی بگو، دو بار این جمله را تکرار کرد و آقا که در نهایت قدرت و اقتدار بود چیزی نگفت، چرا‌‌‌؟ مردم منتظر ظهور امام زمان، او محبوب قلوب مردم، تکیه زده بر تخت شاهنشاهی ایران و دستش در خزانه مملکت و از همه مهم‌تر نیروهای مسلح زیر فرمان او، چرا نگفت؛ چون اولا خودش می‌دانست که نیست، ثانیا‌ آخوندها خودشان بهتر از همه می‌دانند اگر چنین چیزی می‌گفت و یا ادعایی می‌کرد، نتیجه‌اش غارت اموال و داراییش و حبس و سرگونی و در انتها به گلوله بستن و تیرباران کردن او و تمام یاران و اقوام او بود. برای این طبقه که درآمدی جز از راه روضه خواندن و خمسی و ذکات گرفتن نداشتند، حال که به چنین حکومتی رسیده و تکیه زده بر تخت شاهنشاهی ایران‌ بیاید و بگوید امام زمان است که چی؟ همه آرزوهای چند دهه و این همه جاه و جلال و ثروت‌ رابه باد دهد برای یک امام زمان شدن.

حکومت ایران جمهوری اسلامی اعلام شد، قوای سه‌گانه مملکت در دست آخوندها، حال وقت آن رسیده که احکام اسلام را پیاده کنند چون هدف از تشکیل چنین حکومتی اجرایی کردن قوانین و احکام اسلامی بود.‌ حکم دولتی صادر شد.‌ برگزاری نماز در تمام ارگان‌های دولتی خصوصی و ملی اجباری شد. یعنی سر ظهر برای ادای نماز ظهر همه جا تعطیل.‌ ‌

در همان اوانی که این حکم حکومتی صادر شده بود، یک روز برای انجام کار بانکی به بانک ملی در خیابان سپه‌ رفتم، اتفاقا ساعت در حدود دوازده ظهر‌ بود، دیدم درهای بزرگ بانک بسته و بانک تعطیل است و مردم هم سرگردان، این ور و آن ور بر‌ می‌چرخند، تعجب کردم چرا بانک تعطیل است وسط روز؟ متوجه شدم طبق دستور دولت سر ظهر همه جا تعطیل است چون‌ وقت ادای نماز ظهر است!‌ مملکتی که داشت دروازه های تمدن را طی می‌کرد مملکتی که داشت از نظر پیشرفت صنایع و تکنولوژی ژاپن دوم لقب می‌گرفت، سر ظهر همه جا تعطیل سایه مرگ بر کسب و کار و دانش و زندگی مردم انداخته شده بود.

من از اینکه مردم شاغل اعم از بازاریان، دولتیان و یا فرهنگیان و یا دیگر اشخاص این جامعه این حکم دولتی را انجام می‌دادند یا نه کاری ندارم، ولی‌ می‌خواهم شما را به یک مدرسه پسرانه ببرم، سر ظهر در حدود سیصد پسر را ببرند سالنی بزرگ برای ادای نماز، نمازگزاران‌ باید کفش‌ها را دم در از پا در آورند و بعد وارد سالن شوند. بعد از ادای نماز مجسم کنید که‌ سیصد پسر از سالن خارج شوند و بگردند دنبال کفشهایشان؟ پسرهای این سن و سال معمولا کفش‌هایشان یک مدل و یک رنگ و تقریبا یک شماره است‌ است حال چه صحنه‌ایی‌ است پیدا کردن کفش‌ها، و چه سر و صدا و شاید دعوا‌‌‌‌هایی که نمی‌شد برای پیدا کردن آنها.‌ بالاخره بعد از چندی بواسطه اشکالاتی تقریبا اینچنیی که‌ در سطح جامعه پیدا شد مجبور شدند حکم دولتی را براندازند یعنی یکی از پایه‌‌ها و ستودن اسلام که بدست علمای مقتدر اسلامی بر پا شده بود، بدست خود آنها بر انداخته شد.‌

یکی دیگر از احکامی که در حکومت اسلامی، دولتی اعلام شد و باید اجرا می‌شد، حکم محو ربح یا بهره بود، چون در اسلام گرفتن بهره حرام است. حکم دولتی اعلام شد، ربح حرام است.‌ معمولا بانک‌ها و اشخاصی که پول به مردم قرض می‌دهند به امید بهره‌ این کار را انجام می‌دهند، وقتی بهره‌ایی در کار نباشد هم بانک‌‌ها ضرر می‌کنند و هم مردم مایل به انجام چنین معامله‌ایی‌ نیستند در نتیجه چرخ بانکی خوابید پولی در گردش نبود و برای آخوند جماعت ضربه بزرگی بود، هزار و یک جور کلک و تزویر و ریا بکار بردند تا دوباره بهره و سود بانکی را به کار انداختند. بعدها شنیدیم که بانک‌های جمهوری اسلامی بیشترین بهره را می‌داند بطوری که ایرانیان مقیم خارج برای گرفتن بهره بیشتر پول‌های خود را به بانک‌های ایران می‌سپاردند.‌ باز هم یکی دیگر از احکام اسلام که‌ بدست خود آخوندها بر انداخته شد.

در این یاداشت خواستم خلاصه‌ای از وعده و وعیدهایی که ملاها ۴۳ سال پیش به مردم ایران می‌دادند بیان کنم، چه شد آن وعده و عیدها، چه شد آن آب و برق مجانی،‌ آیا‌ با پیاده کردن اسلام معنویات ما را بالا بردند، نه تنها معنویات را بالا نبردند بلکه آن ذره اعتقادی را هم که مردم‌ به دین و پیغمبر داشتند بکلی از بین بردند.‌

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

اعتراض به عضویت جمهوری اسلامی در کمیسیون مقام زن

در انتخابات تعیین نهادهای سازمان ملل در شهر نیویورک، جمهوری اسلامی، برای یک دوره چهارساله به عضویت کمیسیون مقام زن منطقه آسیا و آقیانوس آرام درآمد؛ بر این اساس فعالان حقوق زنان ایران انتخاب حکومت جمهوری اسلامی برای عضویت در کمیسیون مقام زن را پسرفت از برابری جنسیتی می‌دانند و نسبت به آن معترض هستند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *