قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / دیدگاه / خوانندگان / از خوانندگان هفته: سه دیدگاه درباره امضا توافق ایران و چین
ایران و چین قرارداد ۲۵ ساله

از خوانندگان هفته: سه دیدگاه درباره امضا توافق ایران و چین

بخش «خوانندگان» هفته متعلق به خوانندگان است. تنها محدودیت انتشار مطالب در این صفحه قوانین کاناداست. سلیقه سردبیر و دست‌اندرکاران هفته در انتشار مطالب در این بخش تأثیری ندارد.

جعفر خدیر |

در روز شنبه ۲۷ مارس ایران و چین رسماً امضا توافقنامه مهم و راهبردی را در زمینه‌های گوناگون مخصوصاً استحصال نفت و گاز و صنعت و بندرها و حمل و نقل اعلام نمودند كه طی آن چین متعهد می‌شود ۴۰۰ میلیارد دلار در ایران سرمایه‌گذاری كند. ۲۸۰ میلیارد دلار در زمینه صنایع نفت و گاز و انرژی و ۱۲۰ میلیارد دلار در صنایع و حمل و نقل. ایران نیز متقابلاً می‌تواند در چین سرمایه‌گذاری كند، این قرارداد بعد از سفر رئیس‌جمهور چین جی پینگ به تهران در سال ۲۰۱۶ و سپس ۵ سال مذاکره و مشاجره بین جناح‌های راست و چپ حکومتی به بار نشسته است.

Aviron

 

برخی کارشناسان و تحلیلگران بین‌المللی این قرارداد را حادثه بزرگ و استراتژیک در منطقه تلقی کردند كه پیامدهای مهم در خاورمیانه خواهد داشت و به لحاظ نظامی تهدید برتری‌جویی‌ها و توسعه‌طلبی‌ها و نفوذ آمریكاست كه مستقیماً خود آمریكا را نشانه گرفته است و بر این واقعیت تأكید دارد كه دوران دخالت‌ها و سلطه‌گری‌های بلامنازع به پایان رسیده است و دیگر نمی‌توان به‌مانند گذشته سیاست‌های استعماری دلخواه خود را به دیگران دیكته كرد.

جزئیات توافقنامه و نحوه اجرای آن هنوز انتشار نیافته است بااین‌وصف دو گروه به دو نوع مختلف به این مسئله برخورد می‌كنند:

گروه اول:

توده مردم معتقد است، ایران به ۸۵ میلیون انسانی كه در آن زندگی می‌كنند و ملت نامیده می‌شود تعلق دارد نه به یك خانواده (مثلاً پهلوی) و یا به یک قشر محدود اجتماعی (جماعت آخوند)، بنابراین سرنوشت و آینده ایران یعنی سرنوشت هر کودک و پیر و جوان، البته ناگزیر و ناگزیر در پیوند با مردم جهان. به‌عنوان‌مثال درحالی‌که کشور ما از چهار جهت در محاصره حضور و پایگاه‌های نظامی آمریکا است و وقتی می‌شنویم وزیر خارجه آمریکا مارک پمپئو باآن‌همه پیشینه فاسد (رئیس سابق سازمان جاسوسی مخوف آمریکا سیا) و افکار مالیخولیایی بسیار خطرناکش درباره ایران، در سفر اروپا ملاقات خود را با صدراعظم آلمان خانم مرکل لغو و با عجله به سفر پیش‌بینی نشده به عراق می‌رود، تا بگوید عراق در معرض تجاوز ایران و تروریسم ایرانی قرار دارد. (سخنان پمپئو در فرودگاه بغداد) و هم‌زمان ناو هواپیمابر ترومن با خطرناک‌ترین هواپیماهای بمب‌افکن B-52، به همراه ۶ رزم‌ناو عازم خلیج‌فارس شده است و هم‌زمان فاشیست‌های جنگ‌طلب همچون نتانیاهو، جان بولتون، پمپئو و دونالد ترامپ بر علیه ایران شب و روز شاخ‌وشانه می‌کشند. در یک همچون شرایطی بسیار طبیعی است امثال من ایرانی نسبت به سرنوشت میهن خود نگران باشد و از تصور حال و روزگار پیر و جوان و کودک هم‌وطنش آن‌طوری که در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، یمن و… بر همسالان آنها گذشت، نگران و مضطرب نتواند شب آرام سر بر بالین بگذارد و کلنگی شدن همه دستاوردهای ملتش را بپذیرد و در نتیجه این ائتلاف چین و ایران را در برابر ائتلافات مرتجعین دشمن همچون اسرائیل، عربستان، آمریکا و انگلیس و دیگر شیاطین سرمایه‌داری مبارک بداند.

گروه دوم:

مخالف‌اند و می‌توان آنها را در گروه‌های زیر دسته‌بندی کرد:

۱- عموماً طرف‌داران رژیم پادشاهی پیشین در اثر تبلیغات سنگین و فراگیر و اقامت طولانی در غرب (موج اول مهاجرت)، مزاج غربی پیدا کرده و برای خود و اموالشان در غرب احساس امنیت می‌کنند و به هرآنچه شرق و یا نام شرقی دارند حساس و آلرژیک هستند.

۲- روشنفکرانی که از رژیم آخوندها آسیب‌دیده و زخم خورده‌اند. درد زخم با ضعف شخصیت و ظرفیت، تمام مسائل انسانی و مبارزات مردمی و قواعد بازی در اردوگاه خلقی را از یاد آنها برده است و به امید راه نجات دست‌به‌دامن ارتجاع هستند.

۳- سازمان‌هایی که قبلاً مسلح و خشونت‌طلب بودند و اصطلاحاً به هیچ خدایی بنده نبودند و بر سر هیچ‌وپوچ روی هم اسلحه می‌کشیدند، حال دل در گرو امپریالیسم نهاده‌اند تا آخوندها را از حکومت بردارد و اما چه کسی را در جای آن نهند، به نحوی دلخراش از پاسخ عاجز و ناتوان هستند!

۴- گروه چهارم مرکب از افرادی است که تعریف روشنی از مسائل پیچیده بین‌المللی ندارند و بر پایه توهمات از موضع چپ افراطی تا صف نماز جماعت در نوسان‌اند و در عکس‌العمل به سیاست‌های ظالمانه جمهوری اسلامی برحسب طبع پرخاشگر خویش همه کشورها و شخصیت‌های مترقی در گروه مقاومت در جهان را در برابر دست‌اندازی‌های غرب سرمایه‌داری به‌مانند فیدل، ماندلا، مورالس و چاوز را با اوانجلیست‌های جهادی به‌مانند مارک پنس، مایک پمپئو، جولیانی و… یک‌شبه تاخت زده و به باورهای گذشته خود پشت‌پا می‌زنند و با گروه دوم طیف‌های مشترک دارند.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

بر آنچه که رفت به داوری به حق در شرایط وحشیانه‌ترین و خطرناک‌ترین تحریم‌های دارودسته نتانیاهو، ترامپ و پمپئو و انسداد اقتصادی و تهدیدهای نظامی و استقرار داعش در پشت مرزها و… ازیک‌طرف و ضربه سنگین کووید ۱۹ که اقتصاد کل جهان را زمین‌گیر و به‌پای ورشکستگی کشانده است و ندانم‌کاری‌ها و فساد حکومتی، لشکری عظیم از بیکاران به وجود آمده است که اقشار تهیدست و زحمتکش به نان شب محتاج‌اند و طبقه متوسط در حال نابودی است. به‌علاوه ترک تعهد کمپانی‌های نفتی غربی به‌مانند توتال فرانسوی طرف قرارداد با ایران در پارس جنوبی و استخراج تاراج گونه یک‌طرفه با همدستی غربی‌ها از منابع مشترک نفت و گاز، اجرای سریع‌تر قرارداد ۲۵ ساله یک ضرورت حیاتی است.

پرواضح است در یک کشور دست‌وپابسته تحریم‌های جنایتکارانه، تزریق ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه به اقتصاد برای خیلی از مشکلات معیشتی تهیدستان پاسخ مناسبی خواهد داد.

چهره‌های شناخته شده جهانی ایران ستیز در مخالفت با قرارداد با چین

برای پرهیز از طول کلام چند چهره منفور جهانی را در ضمن اینجا ذکر می‌کنیم:

۱-نتانیاهو که از ابلیس مشهورتر است. راست افراطی منفور، دستش به خون هزاران فلسطینی آغشته است، بعلاوه در خود اسرائیل به اتهام فساد مالی تحت تعقیب است.

۲- مایک پمپئو اوانجلیست خرافی که معتقد است خداوند دونالد ترامپ را مأمور کرده است اسرائیل را کمک کرده و بر فارس‌های ظالم پیروز گرداند و به این ترتیب ظهور حضرت مسیح را سرعت ببخشد.

۳- مارک پنس، معاون ترامپ و اوانجلیست صهیونیست ضد فارس دیگر

۴- خود ترامپ نیز آنچه این زشتان همه دارند او به‌تنهایی دارد.

در پایان تو خواننده گرامی حدیث مفصل بخوان از این مجمل

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

استفن هارپر، یک “فرقه خشونت‌طلب” و رئیس جمهوری متهم به یک جنایت عظیم

آنچه درباره این اجلاس ناراحت‌کننده به نظر می‌رسد، سخنان مهمانان برجسته‌ای که همگی به دلیل مواضع سازش‌ناپذیرشان در برابر ایران شناخته شده هستند نیست، بلکه ارتباط آن‌ها با میزبان این نشست بزرگ مجازی است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *