قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۶۲۷
طنز و حکایت هفته

طنز و حکایت هفته ۶۲۷

نکته مثبت هفته

امید داشته باش زیرا هیچ زمستانی تا ابد ادامه نخواهد داشت و هیچ بهاری آمدنش را فراموش نخواهد کرد.

حکایت هفته

یک قاشق آب شور!

حاجی میرزا آقاسی صدراعظم محمدشاه قاجار بود که پس از قتل قائم‌مقام فراهانی به دست این شاهِ مریض به صدارت رسید. می‌گویند حاجی میرزا آقاسی آن‌قدر از قائم‌مقام کینه به دل داشته است که بلافاصله پس از به قدرت رسیدن دستور داد تا تمامی اسناد و اطلاعاتی که در دست وی بوده است در آتش بسوزانند و همه‌ی افرادی را که بر سر کار یا منصبی گماشته بوده است، هرچند در دورترین نقطه و در پست‌ترین سِمت، از کار برکنار و نیروهای خود را به‌صورت اتوبوسی جایگزین ایشان کنند! (ظاهراً رویه‌ی تقسیم نیروهای درون نظام به دو دسته‌ی «خودی» و «غیرخودی» از همین‌جا آغاز شده است!) اما این تنها شاهکار حاجی میرزا آقاسی نبوده و از وی اظهارنظری عجیب در مورد حق مالکیت دریای خزر نیز در لابه‌لای صفحات تاریخ درج شده است!

می‌گویند پس از امضای قراردادهای ننگین و سفت و سخت گلستان و ترکمانچای، تمامی تلاش سران ایرانی بر این بوده است که مبادا (خواسته یا ناخواسته) خاطر همتایتان روسی‌شان را آزرده و مکدر سازند و موجبات قهر و غضب دوباره‌شان را فراهم آورند. به‌عنوان نمونه حاجی میرزا آقاسی در نصیحتی به محمدشاه قاجار در مورد حق تملک دریای خزر در مقابل ادعاهای روس‌ها گفته بود: «اعلی‌حضرت! از شما بعید است … مگر ما مرغابی هستیم که به آب شور نیاز داشته باشیم! بدهید ببرند قربان! آب شور می‌خواهیم چه کنیم؟! از رحمت به دور است که به خاطر مُشتی آب شور، مذاق شیرین دوستمان را تلخ کنیم! اصلاً همه‌اش مال ایشان باشد!»

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام –  توئیتر

برای تو نان که دارد!

می‌گویند حاجی میرزا آقاسی صدراعظم درویش‌مسلک و شیرین‌عقل محمدشاه قاجار علاقه و اشتیاق عجیبی به حفر و گسترش قنات در کشور داشته است. از این رو دستور می‌دهد تا دسته‌ای عمله و چاه‌کن فراهم آیند و تا می‌توانند به کندن قنات مشغول شوند.

روزی از روزها به هنگام بازدید میدانی از پروژه‌های در دست حفر از یکی از سرکارگران می‌پرسد که: «وضعیت چگونه است؟! گویا هنوز به آب نرسیده‌اند.» کارگر بی‌نوا، زار و پریشان پاسخ می‌دهد: «آبِ چه؟! آب کجا بود قربان! جسارتا هرچه می‌کَنیم خاک و سنگ است و خبری از آب نیست!»

حاجی میرزا آقاسی نیز قیافه‌ای حق‌به‌جانب به خود می‌گیرد و می‌گوید: «مرد حسابی! برای من آب ندارد، برای تو که نان دارد! بِکَن و این همه زاری نکن! خوب بود الآن بی‌کار و علاف در خیابان‌ها ول می‌گشتی؟! بِکَن و بگذار تا آمارم درست از آب درآید!»

منبع: (نان داغ، کباب داغ، رضا بهرام‌پور. تهران، نشر قطره؛ ۱۳۹۷)

لطیفه‌های هفته

برای طنز

خدا جون بیا تو سال جدید فقط استراحت کن، به هیچی دست نزن لطفاً … ما خودمون یه خاکی به سر خودمون و این دنیا می‌ریزیم!

رفتم کبابی دیدم نوشته: ۱۰۰٪ گوسفندی … کبابو که خوردم فهمیدم با من بوده!

تخمه‌ژاپنی تو آجیل کار سرعت‌گیر رو می‌کنه … هر یه دونه تخمه‌ژاپنی که توسط مهمان شکسته شود باعث نجات ۳ تا پسته و ۲ تا بادم هندی میشه!

دیشب خواب دیدم با جنیفر لوپز قرار دارم، منتهی جلو امامزاده سِد اسماعیل تو بازار بزرگ تهران! … طفلک ضمیر ناخودآگاه ذهنم فقیره … هیچ تصویری از خیابونای آمریکا و هالیوود نداره، برام بک‌گراند بازار تهران رو پخش می‌کرد!

نمی‌دونم چه حکمتیه وقتی عیدی میخوای میگن دیگه بزرگ شدی ولی وقتی زن می‌خوای میگن هنوز دهنت بوی شیر میده … آخرش نفهمیدیم بچه‌ایم یا بزرگ شدیم!

تاریخ تمام شدن آذوقه آجیل عید: … بادام‌هندی ۱ فروردین … پسته ۲ فروردین … بادام ۴ فروردین … فندق ۵فروردین … تخم کدو ۱۱ فروردین … نخودچی ۲۸ آبان!

خوبی ماه رمضون امسال اینه که نیاز نیست دیگه با فقرا همدردی کنیم … هشتاد درصدمون فقیریم … روزه کنسله!

Aviron

 

نکته هفته

بهار شیوه شگفت‌انگیز طبیعت است تا ما را به جشنی خاطره‌انگیز دعوت کند.

نقل‌قول هفته

نیما یوشیج: هرقدر به طبیعت نزدیک شوی، زندگانی شایسته‌تری پیدا می‌کنی.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: آیینه چون نقش تو بنمود راست، خود شکن آیینه شکستن خطاست.

آلمانی: آنچه را که طبیعت رنگ می‌کند هرگز نمی‌پرد.

شعر طنز هفته

غول چراغ جادو

وقتی سخن از جمال یابوست

آنجا نه دگر مجال آهوست

یابوست که اسب زیر بار است

چون بارکش است اسب، یابوست

به‌به! چه خوش است بوی یابو

هر بوی خوشی که هست از اوست

یابوست که بوی یار دارد

از دوست رسیده است و نیکوست

با دوست، زرشک، خاویار است

بی‌دوست، کباب بره، کوکوست

با دوست اگرچه سفره خالی‌ست

یک تکۀ نان خشک، میگوست

با دوست محل شهربازی

«نه بام ارم که باغ مینوست»

در حلقۀ زلف او بزن چنگ

سرحلقه هم اوست گرچه بی‌موست

این دوست تپل شد و نگنجد

«در زیر قبا چو غنچه در پوست»

چاق است و لباس تنگ پوشد

بس پرخور و تنبل است و پرروست

آن هیکل و این لباس، انگار

غولی‌ست که در چراغ جادوست

شایستۀ دوست بیش از این نیست

اوصاف بگو، ز یابوی دوست

محنت‌کشِ رنجِ بارِ منت

زحمت‌کشِ کارِ دیگران اوست

باری همه عمر سهم یابو

دو پای شل و دو چشم بی‌سوست

منبع: (دکتر بازی، دکتر اسماعیل امینی. مشهد؛ سپیده‌باوران، ۱۳۹۴. قسمتی از شعر «غول چراغ جادو»)

بیشتر بخوانید:

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

طنز و سرگرمی

طنز و حکایت هفته ۶۲۸

گل و گیاه می‌خری بهش آب و کود می‌دی بعد از دو روز خشک می‌شه ... بعد سیب‌زمینی و پیاز می‌خری می‌ندازی تو سبد آشپزخونه سبز می‌شه! ... چرا زندگی همش سر ناسازگاری داره؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *