قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سیاست و اقتصاد / حسین دهقان؛ از کودتای خزنده تا ریاست‌جمهوری
حسین دهقان کاندیدای ریاست جمهوری ایران ۱۴۰۰

حسین دهقان؛ از کودتای خزنده تا ریاست‌جمهوری

آرسام ارانی |

سال ۱۳۶۳ جمعی از منتقدان محسن رضایی به رهبری اکبر گنجی و داوود کریمی به مدیریت محسن رضایی در فرماندهی جنگ ایران و عراق انتقادات تندی داشتند و می‌گفتند ناکارآمدی او باعث شده تمام پیروزی‌های ایران در جنگ تا پیش از سال ۶۳ باشد و پس از آن محسن رضایی دستاوردی جز ازبین‌بردن جان جوانان ایران نداشته است. در آن ماجرا که جلسه را به نفع رضایی مدیریت می‌کرد، جوانی ۲۸ ساله بود به نام حسین دهقان؛ کسی که ۳۶ سال بعد از آن ماجرا حالا کاندیدای ریاست‌جمهوری ایران شده است.

حسین دهقان با نام کامل «حسین دهقان پوده» متولد ۱۳۳۵ در اصفهان است. دهقان از سال ۱۳۵۸ عضو سپاه بوده و از سال ۵۹ تا ۶۱ در حالی که یک سال بیشتر از حضورش در سپاه نمی‌گذشت، فرمانده سپاه تهران شد و پس از آن مدتی به سپاه اصفهان و سوریه و سپس لبنان رفت. در دهه هفتاد مدت کوتاهی فرمانده نیروی هوایی سپاه را برعهده داشته است؛ همان نهادی که زمانی سکوی پرش محمدباقر قالیباف هم شد. دهقان در دولت خاتمی و اوایل دولت احمدی‌نژاد ریاست بنیاد شهید را برعهده داشت و در دولت اول روحانی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح بود. او تنها چهره‌ای است که با آنکه به‌خاطر برجام از دست رئیس‌جمهور نشان افتخار دریافت کرد، در دولت دوم روحانی از کابینه کنار گذاشته شد و به این ترتیب او از دولت به بیت رهبری نقل‌مکان کرد و به‌عنوان مشاور رهبر ایران در صنایع دفاعی منصوب شد.

Aviron

 

دهقان از دانشگاه تهران مدرک مدیریت گرفته اما به‌خاطر تخصص در این حوزه شهرتی ندارد و عمده شهرتش به‌خاطر تصدی وزارت دفاع او در دوران مذاکرات برجام بوده است. دولت روحانی برای آنکه دست بالا را در مذاکرات داشته باشد، هم‌زمان با دیپلماسی هسته‌ای، موشک‌های خود را یکی پس از دیگری تست می‌کرد تا نشان دهد اگر قدرت هسته‌ای ایران ضعیف شده، اما در حوزه موشکی توان زیادی دارد. این ترفند که توسط دهقان اجرایی می‌شد، اگرچه برای تصویب برجام اثرگذار بود اما یارانش در سپاه از این بخش رزومه او رضایتی ندارند؛ چه آنکه آنها برجام را نماد «خیانت» می‌دانند. سردار سعید قاسمی که زمانی در جنگ ایران و عراق با دهقان همراه بوده، به او طعنه زده که «۱۰۰ سکه‌ای که روحانی به‌خاطر برجام به او داده را زودتر پس بدهد و بیاید کرمانشاه و با پولش در این منطقه زلزله‌زده توالت و طویله بسازد.»

حسین دهقان چگونه تصمیم گرفت کاندیدای انتخابات شود؟

با اینکه در قانون ایران تصریح شده که استعلام‌های تأیید صلاحیت باید از مراجع چهارگانه «وزارت دادگستری»، «وزارت اطلاعات»، «ثبت‌احوال» و «نیروی انتظامی» گرفته شود، اما کیست که نداند در ایران نظر «سپاه پاسداران» بر نظر تمام مراجع دیگر ارجحیت دارد با این حال با تمام نفوذی که سپاه بر ارکان تصمیم‌گیر ایران دارد اما معمولاً فرماندهان در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها حفظ ظاهر کرده‌اند و این‌گونه وانمود شده که سپاه دخالتی در فرایند انتخابات ندارد اما در انتخابات ۱۴۰۰ حتی آرایش‌های سیاسی تغییر کرده و ظاهراً دستور کار سپاه ایران، نهایی کردن پروژه «یکدست‌سازی قدرت» است و دیگر حتی نیازی به «ظاهرسازی» نیست. بهزاد نبوی از فعالان سیاسی ایران گفته «پروژه یکدست‌سازی حاکمیت، از انتخابات دور دهم ریاست‌جمهوری در سال ۸۸ کلید خورد و انتخاب حسن روحانی، عملاً پروژه یکدست‌سازی حاکمیت را به مدت حدود ۷ سال به تأخیر انداخت.» علیرضا علوی‌تبار نیز در تأیید همین ایده گفته محافل و نهادهایی با عنوان هسته اصلی قدرت، برنامه «یکدست‌سازی قدرت را پیش می‌برند و هر کس را مانع چنین فرایندی تلقی کند از سر راه برمی‌دارند.»

در چنین شرایطی وقتی هنوز تکلیف احزاب سیاسی مشخص نیست و کماکان در حال برنامه‌ریزی برای انتخابات هستند، این سرداران سپاه هستند که پروژه «یکدست‌سازی قدرت» را در ایران پیش می‌برند و اعلام آمادگی می‌کنند. اگرچه در انتخابات مجلس و شوراهای شهر این اتفاق به‌کرات رخ داده بود و سرداران همواره حاضر بوده‌اند، اما در موضوع انتخابات ریاست‌جمهوری معمولاً رسم بر این بود که آنها ابتدا لباس سپاه را کنار بگذارند، سپس اعلام آمادگی کنند اما این بار هیچ‌کدام از فرماندهان سپاه چنین نکردند؛ نه سعید محمد، نه رستم قاسمی و نه حسین دهقان. تفاوت حسین دهقان اما در این بود که اولین شخصیت در تاریخ جمهوری اسلامی است که با لباس سبز سپاه کاندیداتوری خود را اعلام کرد. از این منظر او بدعت‌گذار رسمی کاندیداتوری یک فرمانده سپاه در انتخابات ریاست‌جمهوری است.

حسین دهقان؛ فرمانده بدون لشکر

هیچ‌کس ندانست چرا حسین دهقان اصرار داشت زودتر از همه سیاسیون و نظامیان نام خود را به‌عنوان گزینه رسمی انتخابات مطرح کند. یکی از احتمالات، سهم‌خواهی‌هایی است که معمولاً در جریان انتخابات انجام می‌شود و آنها نام خود را به‌عنوان کاندیدا مطرح می‌کنند و سپس با انصراف سهمی در کابینه می‌گیرند؛ چنانچه درباره عزت‌الله ضرغامی و رستم قاسمی همین احتمال وجود دارد، با این حال شرایط حسین دهقان اندکی متفاوت است؛ او ستادهای خود را راه‌اندازی کرده و دیدارهای خود را برگزار می‌کند. اما همچنان نقطه‌ای مبهمی درباره او وجود دارد، و آن اینکه او با چه پشتوانه‌ای چنین تصمیمی گرفته است؟

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

اگر سعید محمد روی رأی جنبش عدالت‌خواه و نیروهای ارزشی و مخالفان قالیباف حساب کرده و تصمیم دارد بدنه رأی سپاه را نیز به سمت خود بیاورد، حسین دهقان حتی چنین شرایطی ندارد و هیچ پالسی وجود ندارد که حتی یک جریان سیاسی از او حمایت کند. حامیان دهقان برای اینکه این مشکل همیشگی او را حل کنند، به او لقب «سردار اصلاحات» دادند تا این‌گونه در اذهان جا بیفتد که او تنها «سپاهی مورد اعتماد اصلاح‌طلبان» است که می‌تواند رئیس‌جمهور میانجی میان اصلاح‌طلبان و حاکمیت باشد اما کسی این ایده را جدی نگرفت و اصلاح‌طلبان از آن استقبال نکردند و دهقان حتی در لیست بلند کاندیداهای اولیه حزب کارگزاران سازندگی هم جایی نداشت. برای اینکه بدانید این جمله یعنی چه، کافی است بدانید حزب کارگزاران سازندگی، حزب دست راستی اصلاح‌طلبان است که تلاش می‌کند به هر شکلی که شده به نهادهای قدرت در ایران نزدیک شود. وقتی در انتخابات سال ۹۸ احزاب اصلاح‌طلب از معرفی لیست انتخاباتی سر باز زدند و ایده تحریم را در پیش گرفتند، حزب کارگزاران تنها حزبی بود که لیست انتخاباتی منتشر کرد. با این سابقه دهقان حتی نتوانست اعتماد دست راستی‌های اصلاح‌طلب را جلب کند. در این شرایط حدس اینکه برخورد جریان اصول‌گرا و راست محافظه‌کار با دهقان چگونه خواهد بود، خیلی سخت نیست.

حسین دهقان در مرحله بعد شعار خود به «تفاهم ملی» تغییر داد و در یک مصاحبه اعلام کرد که «قادرم فضای اجماع و تفاهم به وجود بیاورم و آغازگر فصل عقلانیت برای پیگیری خواسته‌های مردم باشم» اما این بار هم موفقیتی کسب نکرد. طبیعی بود وقتی هیچ حزبی در حمایت از او موضع نگرفته بود و هیچ چهره سیاسی در تأیید او حتی یک سخنرانی نکرد، این شعار هم نتیجه‌ای نداشت.

وقتی قالیباف به روسیه سفر کرد، تیم دهقان بازهم دست‌به‌کار شد تا از موقعیت به نفع او استفاده کند. آنها تصاویری از علی لاریجانی و حسن روحانی و سردار دهقان با ولادیمیر پوتین منتشر کردند تا نشان دهند در سیاست خارجی وزن دهقان به‌اندازه سران قواست. هرچند برای بخشی از مخاطبان پیام، فیلم تأثیرگذار بود اما حقیقت آن بود که چنین تبلیغاتی نیز نتوانست مشکل سردار دهقان را حل کند چراکه عمر آن پیام تنها یک روز بود و به علت نداشتن «عقبه جریانی و سیاسی دهقان» ماجرا متوقف شد، با این حال سردار متوقف نشد و فعالیت خود را ادامه داد و این بار گفت‌وگوی بلندی با آسوشیتدپرس برای او ترتیب داده شد تا مانیفست انتخاباتی سردار دهقان در آن بیان شود؛ مصاحبه‌ای که در آن گفته بود قرار است «مذاکرات با عزت» با غرب را پیش ببرد. این مصاحبه آن‌قدر متناقض بود که مشکلات سردار را دوچندان کرد. منتقدانش می‌گفتند او خودش در مذاکرات نقش داشته و چگونه می‌تواند شعار مذاکره با عزت بدهد، مگر مذاکرات دورانی که خودش در دولت بود، بی‌عزت بوده است.

حقیقت آن است که سپاه ایران سازمانی است که تقریباً نهاد موازی تمام ارگان‌های کشور است؛ از ارتش گرفته تا وزارت اطلاعات و وزارت مسکن و وزارت صنعت و هلال‌احمر و وزارت ارتباطات و … همگی سازمان‌هایی هستند که سپاه در فعالیت آنها دخالت می‌کند، با این شرایط فلسفه وجودی و هویت سپاه برای بسیاری از ناظران محل سؤال است، در این شرایط تیم انتخاباتی سردار حسین دهقان با تأکید بر «نیاز کشور به گزینه نظامی» پیش می‌رود اما همچنان برای مخاطبانش مشخص نکرده که این نیاز چیست؟ و اساساً چه نیازی به نهادهای موازی وجود دارد؟ اگر هدف «پروژه یکدست‌سازی» است، انتصاب یک رئیس‌جمهور کار را بسیار ساده خواهد کرد و نیازی به طی تشریفات نیست. عباس عبدی در تحلیل این شرایط گفته «اگر به‌جای انتخابات غیر راهگشای ۱۴۰۰، نهاد نخست‌وزیری را در قانون زنده کنند، خیلی بهتر است. حداقل رئیس‌جمهور منتخب و دولت او ۴ یا ۸ سال روی دست ساختار نمی‌ماند. به نحوی که نه می‌توانند آن را قورت دهند و نه می‌توانند آن را بالا بیاورند. ولی نخست‌وزیری این مشکل را ندارد. می‌توان هر ماه یا هرسال یک نخست‌وزیر جوان و زبده و انقلابی را امتحان کرد و پس از مدتی، یا تجربه کسب می‌کنند و پیچ‌وخم کارها دست آنان می‌آید و مشکلات حل می‌شود. اگر هم نتوانستند مثل آب خوردن می‌توان او را تغییر داد و یک امید کاذب و سراب دیگر به روی مردم گشود.»

حسین دهقان و املاک نجومی

معمولاً رسانه‌های ایران به حیطه نقد سپاه وارد نمی‌شود، اما نقد سرداران آن چندان با سانسور مواجه نمی‌شود، خاصه آنکه این سرداران کاندیدای انتخابات هم باشند؛ چنانکه کسی با محسن رضایی و قالیباف تعارف نکرد. درباره حسین دهقان هم همین وضعیت وجود دارد و روزی که ثبت‌نام‌ها آغاز شود، او باید پاسخگوی اتفاقات بسیاری در دوران مدیریت خود باشد؛ از جمله آنکه نام سردار دهقان در ماجرای املاک نجومی شهرداری منتشر شده است و او تاکنون فقط به بیان کلیاتی درباره آن بسنده کرده است.

نام حسین دهقان در لیست املاک نجومی یکبار در ملک خیابان نیاوران آمده که قالیباف تخفیف ویژه‌ای برای او در نظر گرفته بود. در این دوران دهقان رییس بنیاد شهید بود، اما به شکلی عجیب خانه‌ای در نیاوران از شهرداری تهران گرفته است. بار دیگر نام او در جریان واگذاری یک ملک سه طبقه در خیابان گیشا دیده می‌شود. در هیچکدام از این موارد پاسخگویی سردار دهقان دقیق نبوده و با آنکه تایید کرده این ملک را گرفته، اما به گونه‌ای پاسخ داده که گویا حقی از شهرداری دریافت کرده است: «از سال ۹۰ تا ۹۲ به نوعی مشاور آقای قالیباف بودم. در اتاق مسکن، یا مسکن‌سازی یا واگذاری مسکن صورت می‌گرفت و در آن افرادی که ساخت‌وساز می‌کردند و تراکم می‌خریدند و بدهکار بودند، مابه‌ازای آن واحدهایی به شهرداری می‌دادند. یکی از این واحدها را من گرفتم.» 

اگرچه این احتمال وجود دارد که چهره‌هایی همچون سردار حسین دهقان به خاطر چنین رانت‌هایی اندکی به دردسر بیفتد اما تجربه نشان داده که در بلندمدت مشکلی برای آنها پیش نخواهد آمد؛ چنانچه در انتخابات سال ۹۶ هم مشابه این اتفاق رخ داد؛ حسن روحانی، قالیباف را به خاطر رانت در املاک طرقبه مشهد متهم می‌کرد و می‌گفت آن زمین‌ها را با سوءاستفاده تصاحب کرده است. در مقابل قالیباف نیز روحانی را به خاطر نحوه تملک خانه بزرگ ولنجک زیر سوال برد که ظاهرا پول آن پرداخت نشده بود، با این حال هیچ نهادی حتی پیگیری نکرد که این املاک چگونه واگذار شده است. قالیباف اکنون رییس مجلس ایران است و حسن روحانی رییس جمهور. نمونه‌های بسیاری دیگری نیز هستند که برای هیچکدام مشکلی پیش نیامده است. احتمالا سردار دهقان نیز مانند سایر همقطارانش این پیشفرض را در نظر گرفته که همانطور که برای دیگران مشکلی پیش نیامده، برای او نیز مشکلی پیش نخواهد آمد.

بازی برد/برد سپاه با گزینه نظامی

سپاه پاسداران ایران فعلا با تمام گزینه‌های خود در انتخابات حاضر شده تا ببینید با کدامیک از آنها موفق به فتح پاستور خواهد شد. عزت الله ضرغامی چهره فرهنگی سپاه، رستم قاسمی چهره اقتصادی سپاه، سعید محمد چهره عمرانی تکنوکرات سپاه و حسین دهقان چهره دفاعی/برجامی سپاه و در نهایت محسن رضایی چهره امنیتی سپاه است. هر کدام از آنها در این مرحله بخشی از کمپین بزرگ انتخاباتی سپاه هستند که هنوز معلوم نیست اقبال کدامیک بیشتر است اما هرکدام پیروز انتخابات شود، بازی برد-برد برای سپاه ایران انجام شده است.

سپاه ایران برای اجرای ایده هلال شیعی نیاز دارد حوزه نفوذ خود در عراق و سوریه را حفظ کند تا از این طریق هاب خود به سمت غرب ایران (عراق، سوریه و سپس دریای مدیترانه) را از دست ندهد. برای حفظ این موضع که ایران آن را «عمق استراتژیک» خود می‌خواند، هم نیاز به متحدان خارجی دارد هم به نیروهای داخلی وفادار به این ایده. حسین دهقان همچون نیز سایر گزینه‌های دیگر سپاه ایران به سیاست «چرخش به شرق» جمهوری اسلامی باور دارد. آنها چین و روسیه را متحدان اصلی خود می‌دانند و با وجود دفاع او از برجام، همچنان مدافع سرسخت سیاست همراهی با شرق است؛ سیاستی که دهقان در دوران وزارت دفاع خود نیز دنبال کرده است. هرچند حسین دهقان تمام مولفه‌های مورد نظر سپاه را دارد، اما یک مولفه اصلی برای او دردسرساز است؛ نام او با دولت روحانی پیوند خورده و این موضوعی نیست که محافظه‌کاران نظامی به سادگی از آن بگذرند.

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

از رفراندم ۱۳۵۸ تا انتخابات ۱۴۰۰ در «خانه ما»

این برنامه امروز سه‌شنبه ۳۰ مارس ۲۰۲۱، ساعت ۱۹ به وقت شرق کانادا در نرم‌افزار زوم برگزار می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *