قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / ادبیات / شعر / بهاریه‌هایی از ملک‌الشعراء بهار
ملک الشعراء بهار

بهاریه‌هایی از ملک‌الشعراء بهار

 ۱.

گشاده‌روی بهار، ای گشاده‌روی بهار

شراب سرخ بخواه و نبید سرخ بیار

بهار آمد و سنبل برآمد از لب جوی

به بوی زلف توای شمسه‌ی بتان بهار

توازبهار فزونی بتا، به رنگ و به بوی

خود اینکه گفتم از من بسی شگفت مدار

بهار گیتی روزی دو بیش خرم نیست

بهار روی تو را خرمی بود هموار

به‌جز تو ای به دوزخ رشک لعبتان چگل

ندیده هیچ‌کس اندر به هیچ شهر و دیار

بهار چنگ‌سرای و بهار رودنواز

بهار ساغرگیر و بهار باده‌گسار

بهار نبود رشگ نگارخانه‌ی چین

بهار نبود بی‌غاره‌ی بت فرخار

مکن شتاب و به سیر بهار و باغ مرو

وگر که رفتن خواهی مرا چنین مگذار

بپوش روی و حذر کن که بهر سیر، تو را

ستاده‌اند بسی مرد و زن به راه گذار

مکن جدا ز رخ خود کنار و دیده‌ی من

گرم نخواهی رنگین به خون دیده کنار

تو نوبهاری و ابر تو دیدگان من است

همی ببارد ابر آن کجا که بود بهار

ز رنج دوری روی توای بدیع صنم

ز درد و سختی هجر توای ستوده نگار

جنان بگریم از دیدگان به دامن دشت

که سیل اشک فرستم همی به دریا بار

همی بگریم زار و مرا نگوید کس

که کریه بشکن و ز دیدگان سرشک مبار

چنین نگریم، نی‌نی خطاست گریه چنین

به عهد خواجه نه نیکوست گریه‌ی بسیار

۲.

 رسید گاه بهار و گه سماع و مدام

کجایی‌ای صنم سرو قد سیم‌اندام

بنفشه با سر زلف خمیده گشت پدید

کجایی‌ای سر زلف تو را بنفشه غلام

به‌پای خیز که هنگام رامش است و نشاط

نشاط باید کردن، بلی در این هنگام

چمن گرفته ز فرخنده نوبهار، طراز

جهان گرفته ز اردیبهشت‌ماه، نظام

ز ژاله برطرف دشت صد هزاران جوی

ز لاله برطرف باغ صد هزاران جام

چرند بر ز بر لاله آهوان به کناس

چمند بر زبر سبزه ضیغمان به کنام

چو زاهدی است نهان گشته در شعار سپید

درخت بادام اندر شکوفه‌ی بادام

Aviron

 

۳.

بگریست ابر تیره به دشت اندر

وز کوه خاست خنده‌ی کبک نر

خورشید زرد، چون کله دارا

ابر سیه، چو رایت اسکندر

بر فرق یاسمین کله خاقان

بر دوش نارون سلب قیصر

قمری به کام کرده یکی بربط

بلبل بنای برده یکی مزهر

نسرین به سر ببسته ز نو دستار

لاله به کف نهاده ز نو ساغر

نوروز فر خجسته فراز آمد

در موکبش بهار خوش دلبر

آن‌یک طراز مجلس و کاخ بزم

این‌یک طراز گلشن و دشت و در

آن بزم را طراوت چون کشمیر

این باغ را بسازد چون کشمر

هر بامداد باد برآید نرم

وز روی گل به لطف کشد معجر

خوی کرده گل، ز شرم همی‌خندد

چون خوب‌رو عروس بر شوهر

بر خاربن بخندد سیصد گل

چون آفتاب سر زند از خاور

مانند کودکان که فرو خندند

آنگه کشان پذیره شود مادر

قارون هر آنچه کرد نهان در خاک

اکنون همی ز خاک برآرد سر

زمرد همی برآید از هامون

لولو همی بغلتد در فرغر

پاسی ز شب چو درگذرد گردد

باغ از شکوفه چون فلک از اختر

غران همی برآید ابر از کوه

چون کوس برکشیده یکی لشکر

برف از ستیغ کوه فرو غلتد

هر صبح کآفتاب کشد خنجر

هرگه درخشی از کُه بدرخشد

وز بیم خویش ناله کند تندر

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

کنسرت آنلاین نوروزی آفتا هیل

این برنامه روز جمعه ۲ آوریل ۲۰۲۱ به شکل آنلاین و رایگان اجرا می‌شود و علاقه‌مندان برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانند به کانال تلگرام تیرگان مراجعه کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *