قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / زنان در افغانستان: مبارزه در چند جبهه
زنان افغانستان

زنان در افغانستان: مبارزه در چند جبهه

نرگس هاشمی|

از هشتم مارس روز جهانی زن به‌مثابه‌ی تجلیل از مبارزات زنان برای رسیدن به حقوق برابرشان با مردان و تجلیل از قربانی‌های آنان در راه عدالت و برابری در اکثر کشورهای جهان تجلیل به‌عمل می‌آید. این روز به‌گونه‌ی تصادفی انتخاب نشده است، بلکه طی یک فرآیند طولانی در اثر مبارزات زنان برای دست‌یابی به حقوق‌شان به‌رسمیت شناخته شده است. ماهیت روز بین‌المللی زنان با آن چه که عمدتأ در افغانستان درک می‌شود، کاملأ متفاوت است ولی با این همه، زنان افغانستان همیشه برای رسیدن به اهداف‌شان در سخت‌ترین شرایط مبارزه کرده و به موفقیت‌های زیادی نایل شده‌اند. در این آستانه، با کارکردها، موفقیت‌ها و فراز و نشیب‌های زنده‌گی چند زن در افغانستان آشنا شوید.

ساعات کار بالا

محبوبه کریمی
محبوبه کریمی

«محبوبه کریمی» خانمی که از پوهنتون تعلیم و تربیه لیسانس دارد و در شهر کابل با مادر و یک دختر و شوهرش زنده‌گی می‌کند و سابقه‌ی کاری خبرنگاری دارد؛ ضمن این که روز هشت مارچ را به تمام زنان جهان مبارک می‌گوید؛ درباره‌ی زحمات شبا‌روزی‌اش و این که چه چیزی راز موفقیت‌اش در فعالیت‌های مدنی او بوده به هفته چنین ابراز نظر کرد: «بیشتر از یک دهه در مجله‌ی مرسل و رادیوی کلید به‌صفت خبرنگار کار کردم. با متحمل شدن مشکلات مالی دفتر رسانه‌ای کلید که بر علاوه روزهای رسمی، روزهای رخصتی را هم از ساعت ۶ صبح تا ۸ شب نوکری‌والی می‌کردم. در برابر ۸ هزار افغانی به طور ماهانه معاش داشتم. وظیفه‌ی ما بی‌حد زیاد بود هم مسوولیت رفتن به ساحه را داشتم و هم در داخل دفتر، گزارش‌ها را تهیه می کردم؛ یعنی به‌اصطلاح وظیفه‌ی پنج خبرنگار را در روز رخصتی و در روزهای رسمی کار سه نفر را نظر به مشکلات مالی نهاد اجرا می‌کردم. بعد از متوقف شدن مجله‌ی مرسل، در دفتر جدید رسانه‌ای با کار و زحمات شباروزی و سپری نمودن دوران قرنطین و همچنان تهدیدات امنیتی که در این اواخر ژورنالستان افغانستان را به‌خطر مواجه ساخته است با سر و وضع پوشیده تا هویتم شناخته نشود از خانه به سوی کار می‌روم. یک مدت از خانه کار کرده و اطلاع‌رسانی می‌کردم‌ و صدای زنان خبرنگار را بلند می‌نمودم و اکنون هم با تحمل نمودن همین مشکلات به فعالیت‌هایم ادامه می‌دهم.»

محبوبه کریمی فرید می‌افزاید: «این که مادر و همسر استم و همچنان دختر یک زن کهن‌سال می‌باشم؛ در پهلوی وظیفه‌ی خبرنگاری باید به آنها هم رسیده‌گی کنم.»

Aviron

 

تهدیدها و ناامنی‌ها

او راز موفقیت‌اش را در احساس مسوولیت، تحمل نمودن مشقات و برده‌باری‌اش می‌داند و این که چه چالش‌های در برابر خبرنگاران زن و آینده‌ی کاری‌شان وجود دارد‌ به مجله‌ی هفته چنین می‌گوید: «افغانستان بزرگ‌ترین مکان برای تهدید خبرنگاران زن است. مساله‌ی صلح افغانستان مشکلاتی را برای خبرنگاران زن در افغانستان ایجاد کرده است،چون نه‌تنها در مورد موقف زنان در مذاکرات صلح دوحه بحث نشده بلکه در باره سهم و نقش خبرنگاران زن هم هیچ ملاحظه‌ای از سوی طالبان صورت نگرفته است که این هم می‌تواند یک نگرانی و چالش برای زنان افغان به خصوص فعالان مدنی در افغانستان ایجاد کند.

ناامنی،‌ تهدیدات و حملات هدفمند در برابر خبرنگاران، گسترش ویروس کرونا و نادیده گرفتن حقوق خبرنگاران به خصوص خبرنگاران زن و آزادی بیان در روند گفتگوهای صلح؛ نگرانی و چالش جدی خبرنگاران زن در افغانستان می‌باشد. تشدید تهدیدات و قتل‌های هدفمند؛ عده‌ی زیادی از فعالان رسانه‌ای و خبرنگاران را مجبور به ترک وطن و یا هم ترک محل کارشان کرده است. به اساس گزارش‌ها طی دو ماه اخیر به تعداد ۱۲ تن از خبرنگاران به شمول ۵ زن،کشور را ترک کرده‌اند و فعلأ در کشورهای اروپایی و یا آمریکایی به سر می‌برند.

عدم مصونیت جانی

سهیلا وداغ خموش
سهیلا وداغ خموش

«سهیلا وداع خموش» خانمی که یک طفل دارد؛ از دانشکده ادبیات فارسی دری در سال ۱۳۹۵ خورشیدی از دانشگاه کابل فارغ شده. شغلی نیافته و بیکار است؛ در مورد کارکردهایش چنین می‌گوید: «کار خبرنگاری را در سال ۲۰۰۲ میلادی از روزنامه‌ای به نام چراغ آغاز کردم و به همین شکل در رسانه‌هایی چون دویچه‌ویله (در چوکات تلویزیون ملی)، روزنامه پیمان، تلویزیون یک، رادیو کلید، مجله مرسل، روزنامه هشت صبح در بخش‌های متصدی صفحات، گزارشگر تحقیقی و‌ نویسنده‌گی ادامه دادم. نوشته‌هایم شامل داستان‌های واقعی از حوادث ‌افغانستان و در برگیر طنزهای انتقادی و غیره می‌شود. سه کتاب، یکی مجموعه داستان‌های کوتاه به نام «آخرین امید» و کتاب دومی نیز مجموعه داستان‌های کوتاه به نام «نیمگری هیلی» که آن‌ را جمع آوری کرده و به زبان پشتو ترجمه و‌ به نشر رساندم. کتاب سومی دست‌نامه‌ی آموزشی عدالت انتقالی از کتاب‌هایی‌اند که تاکنون نوشته و به نشر رسیده است. کتاب دست‌نامه آموزشی عدالت انتقالی کتابی است که برعلاوه‌ی ‌خودم، سه نویسنده‌ی دیگر در نوشتن آن سهم داشته‌اند. این‌ کتاب تمام زوایای چگونگی رسیدن به عدالت انتقالی در افغانستان را شامل می‌شود.»

سهیلا وداع خموش می‌افزاید: «کار‌ خبرنگاری‌ام همراه با فرازو‌نشیب‌های فراوان بوده است. گاهی رفتن به حوادثی چون انفجار و انتحار و زمانی هم رفتن به ولایت‌های جنگ‌زده دنبال حقیقت یابی و نشر اطلاعات ‌و آشکار کردن حقیقت‌های پنهان از یک رویداد و گاهی تهدید و ‌زمانی به خطر افتادن جانم. هر‌چند خانواده‌ام با کارم‌ مشکل نداشتند ولی هر باری که با مشکل جدی در عرصه‌ی کار خبرنگاری مواجه می‌شدم، نگران وضعیتم می‌شدند و بارها پیشنهاد می‌کردند که از کار‌ خبرنگاری دست بکشم. ولی من ادامه داده‌ام.»

مشکلات خانوادگی و حرفه‌ای

او درباره‌ی مشکلات خبرنگاری می‌گوید: «با آن که فقط یکی، دو بار با مشکل سانسور در ‌یکی از دفترهای کاری روبه‌رو شدم ولی در سال‌های اخیر، یگانه مشکل‌ام عدم دسترسی به اطلاعات از جانب دولت بوده است. مشکل دومی هم نبود کاریابی برای منی که حداقل بیش از شانزده سال در رسانه‌های متعدد کار کرده‌ام، می‌باشد. علت این ‌که از کار رسانه‌ای به دور مانده‌ام‌ اینها هستند: بد شدن وضعیت مالی برخی از رسانه‌ها، پرداخت معاش به تاخیر پنج الی شش ماه، عدم حمایت از خبرنگاران از سوی کارفرماها، عدم دسترسی آسان به اطلاعات از سوی نهادهای دولتی، ازدواج کردن‌ام و ‌برخی از محدودیت‌ها به‌خاطر نرفتن به ولایات و ولسوالی‌های کابل از سوی خانواده‌ی شوهر. که این ناشی‌ از همان وضعیت بد خبرنگاران و عدم مصونیت جانی خبرنگاران‌ زن در ‌کشور می‌شود.» سهیلا وداع خموش‌ راز موفقیت خود را پشتکار، تلاش، ابتکار در پیدا کردن سوژه‌های نو، رفتن به‌ولایات بدون هیچ محدودیتی به شکل داوطلب، کار پی‌گیر در بخش زنان و کودکان در سال‌های متمادی می‌داند.

صنف درسی که عادله رسا تاسیس کرده است

تحصیل و آموزش حقوق مدنی

«عادله رسا» فعال جامعه‌ی مدنی، موسس و بنیادگذار مدرسه‌ی اصلاح البنات در ولایت سمنگان در شمال افغانستان است. او که شوهرش برای کار به عربستان سعودی رفته و طفل چهارماهه دارد، درباره‌ی کارکردهایش در یک جامعه‌ی مردسالار چنین می‌گوید: «ازبخش شرعیات نیمه‌عالی فارغ شدم و نسبت مشکلات خانواده‌گی و محیطی نتوانستم تا درجه‌ی لیسانس درس بخوانم و این که بعد از فراغت وظیفه نیافتم؛ چون در دوایر دولتی، واسطه و شناخت کار است که من ندارم. از روی مجبوریت و احساس مسوولیت در مقابل اطفال و جامعه و مردم‌ام از کمترین امکاناتی که در دست داشتم، مدرسه‌ای را به نام «اصلاح البنات» ایجاد کردم. این مدرسه را به همکاری خواهرم عزیزه رسا در ولایت سمنگان در میان یک جامعه‌ی مردسالار برای زنان، دختران و اطفال تاسیس کردم.»

او درباره‌ی مدرسه این طور معلومات داد: «بیشتر شاگردان ما را اطفال، زنان و دختران بی‌بضاعت تشکیل می‌دهند. در این مدرسه حروف الفبا، تفسیر، قاعده و حفط قرآن کریم بر علاوه اطفال به خانم‌های کهن‌سال و جوان تدریس می‌شود. همچنان زنان را از حق و حقوق‌شان نیز آگاه می‌سازیم تا چگونه در یک جامعه‌ی مردسالار زنده‌گی کنند. خواهرم عزیزه رسا در بخش تدریس کتاب‌های عربی همکاری می‌کند و دیگر معلمان هم در این مدرسه مشغول‌اند.»

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

عادله در مورد مسایل مادی این مدرسه گفت: «هیچ نهاد و یا مراجعی ما را کمک مالی نمی‌کند. ما به اساس فیس شاگردان که از هر شاگرد فقط صد افغانی (معادل دو دالر کانادایی) اخذ می‌کنیم. آن هم از کسانی که اقتصاد نسبتا خوب دارند و متباقی بیشتر از صد شاگرد کسانی‌اند که اقتصادشان تحت صفر است و همچنان شاگردان معیوب، یتیم و بی‌بضاعت به صورت مجانی درس می‌خوانند. تعمیری را که به این مدرسه به کرایه گرفتیم ۴۰۰۰ افغانی می‌باشد و برعلاوه به معلمان هم یک مقدار ناچیز می‌دهیم چون ضرورت دارند. یک مقدار هم به فامیل‌های شاگردانی که مشکل اقتصادی دارند مواد خوراکه می‌خریم. البته از پول فیس شاگردان و اما خودم و خواهرم اصلا معاش نداریم و پولی باقی نمی‌ماند تا ما از آن استفاده کنیم.»

تلاش برای بهبود وضعیت زنان

عادله رسا با خواهرش که از ده سال بدین‌سو مصروف تعلیم دادن شاگردان و اطفال و زنان در ولایت سمنگان استند، می‌گویند: «دولت به این ولسوالی و به مدرسه‌ی اصلاح‌البنات هیچ‌گونه توجهی ندارد و‌ هیچ‌کس ما را‌ همکاری نکرده است. اگر کسی و یا مرجعی ما را حمایت می‌کرد؛ اصلأ از شاگردان فیس نمی‌گرفتیم. اگر کسی برای مدرسه‌ی ما زمین و یا یک باب خانه کمک کند، در نظر دارم این مدرسه را وسعت ببخشم. برای تهیه‌ی کتب درسی شاگردان به‌ ولایت مزار شریف رفته و کتاب‌ها را خریداری می‌کنم. گاهی اوقات از بس شاگردان ما در زیر فشار اقتصادی قرار می‌گیرند، از ما کمک می‌خواهند برای خانواده‌هایشان هم مقداری موارد خوراکه تهیه می‌کنیم.»

عادله رسا درباره‌ی زنده گی‌اش می‌گوید: «همراه با خواهرم‌ در یک حویلی کرایی زنده‌گی می‌کنیم. شوهرم که در عربستان‌سعودی مزدورکاری می‌کند، مصارف زنده‌گی من و پسرم را می‌فرستد که آن هم پول ناچیز است. تا امروز از همت و بازو و توانم کارگرفته‌ام و همواره در تلاش خدمت به کودکان و زنان مظلوم افغانستان استم و یگانه آرزویم وسعت بخشیدن مدرسه‌ام‌ و خوشبختی مردم‌ام می‌باشد. در ضمن هشت مارچ را به تمام زنان جهان مبارک‌باد می‌گویم و می‌خواهم به مقوله‌ی هشت مارچ که همانا آزادی از استبداد و مردسالاری است زنان افغانستان هم برسند؛ خصوصأ زنان ولایات و قصبات دورافتاده‌ی افغانستان.»

نویسنده: هفته

هفته

مطلب پیشنهادی:

تظاهرات زنان در فیلیپین

افزایش تهدیدها علیه روزنامه‌نگاران زن افغان

زنان کشورهای مختلف جهان روز دوشنبه ۸ مارس به مناسبت روز جهانی زنان، مبارزات و مطالبات خود را به خیابان‌ها کشاندند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *