قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سلامت تن و روان / اهميت مديريت هيجان در چيست؟
کنترل هیجان

اهميت مديريت هيجان در چيست؟

دکتر الهام گرامی|

انسان با مجموعه احساسات و هيجانات متفاوت در طول زندگی خود روبه‌رو می‌شود و چنانچه بتواند اين هيجانات و احساسات را به‌خوبی کنترل کند، می‌تواند زندگی و روابط فردی و اجتماعی سالم‌تری داشته باشد. اصولاً بيشتر افراد در ابراز و کنترل هيجانات منفی دچار مشکل هستند.

ما از بدو تولد با هيجانات زیادی روبه‌رو می‌شویم و از همان زمان، توانايی بروز احساسات و هيجانات متفاوت را پیدا می‌کنیم؛ اما هر چه بزرگ‌تر می‌شویم درمی‌یابیم که ابراز برخی هيجانات ما را به دردسر می‌اندازد. مثلاً اگر بی‌اندازه عصبانی شویم، ممکن است رفتار پرخاشگرانه‌ای انجام دهیم که آسیب‌زا باشد.

اولين افرادی که با کودک در ارتباط هستند يعنی پدر و مادر، نقش بسيار مهمی در معرفی هيجانات و احساسات به کودکان دارند. واکنشِ والدين به هيجانات کودک، به‌طور ناخودآگاه در او تأثیر زیادی می‌گذارد و کودک همان الگو را در زندگی آینده‌اش تکرار می‌کند. به عنوان مثال اگر والدين در واکنش به ترس کودک، آن را ناديده بگيرند، کودک طی زمان ياد می‌گیرد که ترس خود را انکار کرده و وانمود کند که از هیچ‌چیزی نمی‌ترسد و این در درازمدت برایش مشکل‌ساز می‌شود.

Aviron

 

هیجانات در روان‌شناسی، به‌تمامی حالات احساسی و روانی مثبت و منفی مانند خشم، ترس، عشق، محبت، تنفر، امید، ناامیدی، نگرانی، احساس حقارت، غرور، غم، شادی، رنج، شرم، پشیمانی و حسادت اطلاق می‌شود که در پی آن افکار متفاوت و نیز رفتارها را به دنبال دارد.

سرکوبِ هيجانات يک شيوه دفاعی است که ناخودآگاه ایجادش می‌کنیم، زيرا از ابراز هیجانات ترسیده و می‌خواهیم از خودمان در برابر دیدگاه دیگران محافظت کنيم. مواجه شدن با احساسات و هیجانات واقعی به خودآگاهی بالايی نياز دارد و شجاعت زیادی می‌خواهد.

وقتي ما غمگين هستیم یا اضطراب داریم، این هیجانات بازگوكننده‌ اين پيغام هستند كه مشكلی وجود دارد. اگر آن‌ها را نادیده گرفته و سرکوبشان کنیم، ناخودآگاه مشکلات را نیز موقتاً رها کرده و به حل مسئله واقعی نمی‌توانیم بپردازیم.

در بسياری از فرهنگ‌ها، ابراز هيجانات چه منفی و چه مثبت بسيار دشوار است. نوع فرهنگ، نگرش والدين، اطرافیان و جامعه در بازداری از هيجانات نقش مهمی دارند. به‌عنوان‌مثال طرز برون‌ریزی خشم در بسياری از کشورها و فرهنگ‌ها متفاوت از ديگری است، اما آنچه مهم است این است که سرکوبِ خشم منجر به مبتلا شدن به بیماری‌های جسمی يا روانی دیگری می‌شود.

در اولين گام، پذيرش هيجانات، بسيار مهم و کمک دهنده است. تمام هيجانات منفی از قبيل خشم، ترس، غم، نفرت، حسادت و غیره را بايد پذيرفت و آن‌ها را انکار نکرد.

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

راهکارهای اصلی در مدیریت هیجانات

۱. آگاهی از هیجانات خود: آیا ما هیجانات منفی و مثبت خود را می‌شناسیم؟ آگاهی و نظارت بر هیجاناتمان کلید اساسی و اصلی این مهارت است. ما همواره در زندگی خود، هیجانات و احساسات متفاوت و متنوعی را تجربه می‌کنیم؛ شاد، غمگین، خشمگین، مضطرب و حسود می‌شویم.

این نکته بسیار مهم است که ما تا چه اندازه به آنچه در درونمان می‌گذرد، واقف هستیم. ظاهراً ممکن است به نظر برسد که تمامی احساسات و هیجانات در ما آشکار و روشن هستند، اما موضوع این است که ما در بسیاری از مواقع، از هیجان‌های خود آگاه نیستیم، از کنار آن‌ها گذشته و آن‌ها را درست نمی‌شناسیم. آگاهی از هیجانات و احساساتمان، نقش مهمی در روابطمان با دیگران دارد و ما را نسبت به مشکلاتمان آگاه‌تر می‌کند.

۲. ابراز صحیح هیجانات: چگونه هیجان‌های خود را بیان کنیم؟ آیا ما قادر به ابراز درست هیجانات خود هستیم؟ برای روشن شدن مطلب، به این مثال توجه کنید: فرض کنید به یک مهمانی دعوت شده‌اید که به دلیل دیر آمدن همسرتان از کار، دیرتر به مهمانی می‌رسید. در این حالت شما از به‌موقع نیامدن همسرتان و دیر رسیدن به مهمانی بسیار عصبانی می‌شوید. این هیجان ممکن است به سه حالت زیر بیان شود:

الف) هیجان خود را مخفی نگه دارید و آن را ابراز نکنید. در این حالت، ممکن است به همسر خود با ناراحتی بگویید: «میخوای نریم، دیگه دیر شده». این رفتار را، رفتار انفعالی می‌نامند. در حالت انفعالی، هیجان‌ها پنهان باقی می‌مانند و بیان نمی‌شوند.

ب) هیجان خود را به‌گونه‌ای نامناسب و همراه با پرخاشگری و تهاجم بیان کنید. در این حالت، ممکن است به همسر خود بگویید: «این آخرین باریه که باهات مهمونی میام». در این حالت همسرتان را مورد هجوم قرار می‌دهید.

ج) هیجان را به‌گونه‌ای مناسب و بدون حمله به‌طرف مقابل بیان کنید. در این حالت، ممکن است به همسر خود بگویید: «من از اینکه دیر به مهمانی می‌رسیم و بدقول میشیم، خیلی ناراحتم. لطفاً از این به بعد بهتر برنامه‌ریزی کن». در این حالت، مخاطب را موردحمله قرار نداده، در عین حال عصبانیت خود را به‌گونه‌ای مناسب و جرئت‌مندانه ابراز کرده‌اید.

۳. مدیریت هیجانات: هنگام هجوم بی‌وقفه احساسات و هیجانات، چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا هیجان‌ها را مدیریت می‌کنید یا اجازه می‌دهید آن‌ها شما را کنترل کنند؟ در برخورد با هیجان‌ها، می‌توان به سه صورت عمل کرد:

۱. کاملاً منفعل باشیم و اجازه دهیم هیجان‌ها بر ما غلبه کنند،

۲. هیجان‌ها را سرکوب و از بروز آن‌ها جلوگیری کنیم،

۳. هیجان‌ها را مدیریت کنیم.

مدیریت هیجان‌ها، مستلزم آگاهی از وجود، ظهور و ابراز درست آن‌هاست؛ به عبارت دیگر، بدون آگاهی از وجودشان، نمی‌توان به مدیریت آن‌ها پرداخت. مدیریت هیجان‌ها، صرفاً شامل هیجان‌های منفی مانند خشم، غم و ترس نیست، بلکه هیجان‌های مثبت از قبیل شادی را نیز در برمی‌گیرد.

مدیریت احساسات و هیجان‌ها، به معنی آگاهی از آن‌ها، ابراز صحیح و کنترل و مدیریت آگاهانه، هوشیارانه و خلاقانه آن‌هاست.

دکتر الهام گرامی

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

چگونگی حل مشکلات زندگی

چگونه در حل مسائل زندگی مهارت پیدا کنیم؟

مهارت حل مسئله یکی از مهارت‌های ده‌گانه مهم زندگی است که به افراد در حل مسائل فردی و اجتماعی کمک می‌کند...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *