قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / آریانا / این سه زنِ شاعر: شکریه عرفانی، ناجیه کریم و خاتول مومند
شکریه عرفانی, ناجیه کریم, خاتول مومند

این سه زنِ شاعر: شکریه عرفانی، ناجیه کریم و خاتول مومند

شکریه عرفانی

شكريه عرفانی شاعری که به تازه‌گی کتابش را به نام «اندوه ما جهان را تهدید نمی‌کند» به چاپ رسید او  در این کتاب با توجه به فاصله بسیار از چاپ کتاب اولش با زبان تنهایی توانست گامی به جلو بردارد و به صورت عینی‌تر و خاص‌تر تراوشات ذهنی خود را به تصویر بکشد و به زبان فاخرتری ارتقا دهد. این مجموعه بیشتر چهل شعر سپید را در خود جا داده است.

شکریه عرفانی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی در ولسوالی قره باغ ولايت غزنی با جهان در سخن شد. هنوز ترنم بهاری، آسمان قريه‌اش را نپوشانده بود كه غم غربتی زنده‌گی او را تيره و تار كرد. اين بود كه در غربت پناه گزيد. تحصيلات ابتدايی، متوسطه و ليسه را در ايران به پايان رسانيد سپس وارد پوهنتون در رشته ادبيات فارسی دری شد. در سال ۱۳۸۵ خورشیدی سفر تازه پيش گرفت و در شهر مسكو اقامت نمود. مدتی هم در پاكستان ماند وسپس به كابل آمد و از آن جا بار ديگر به مسكو رفت. اينك مقيم مسكو است. عرفانی از كودكی به شعر علاقه داشت چرا كه پدرش نيز شعر می‌گفت. هنگامی كه با ادبيات آشنا شد شعر را به صورت رسمی تعقيب كرد و در سال ۱۳۷۴ – ۱۳۷۵ خورشیدی شعر را جدی‌تر گرفت. او دو مجموعه‌ی شعری دارد.

Aviron

 

اولین مجموعه‌ی شعری او «زبان تنهایی» نام دارد و مجموعه دومی را به نام «اندوه ما جهان را تهدید نمی‌کند» که توسط انتشارات نیماژ در تهران با تیراژ ۱۱۰۰ نسخه به چاپ رسید.

نمونه‌ی شعر از شکریه عرفانی:

ابرهای سیاه

موهایم را کوتاه کرده‌ام

میدانی؟

 زیباترم کرده است

گونه‌های رنگ پریده

موی آشفته

و چشمانی که دیگر برای تو نخواهند گریست

نگران چه هستی؟

دنیا به آخر نرسیده است، عزیزم

پس از من

باز هم به زمستان‌های تازه‌ای که از راه می‌رسند

عادت خواهی کرد

به لبخند همسایه‌ات

موشی که در دیوار خانه‌ات لانه کرده

پس از من

به عطر تمام زنانی که همبسترت می‌شوند عادت خواهی کرد

کافی است برف ببارد

و تو چتری در دست داشته باشی

ما هر دو از دو فصل دور به هم رسیده بودیم

نه شوق علف‌های تازه از پاهای برهنه‌ی من رفت

نه ابرهای سیاه از آسمان تاریک تو

 نشنیدن آوازت زیباترم کرده است این روزها

ناجیه کریم

ناجیه کریم شاعری که از کودکی به شعر علاقه داشت و در سالی که گذشت اولین کتابش به چاپ رسید. ناحیه کریم در سال ۱۹۵۴ میلادی در شهر کابل تولد شد، پس از دوره تعلیم در لیسه زرغونه در سال ۱۹۷۷ با گرفتن بورس تحصیلی عازم امریکا شد. لیسانس و فوق لیسانس را در رشته‌ی علوم تغذیه در امراض از دانشگاه ایالت اوهایو بدست آورد و در همین رشته مشغول کار و تدریس است.

ناجیه کریم از سن کودکی به شعر علاقه داشت و علم عروض و بیان را نزد پدرش که خود شاعر مشهور کشور است آموخته است. وی می‌گوید:

هنوز کودک نادان این دبستانم

گل فتاده ز چشم بهار و بستانم

مجموعه اشعارش به نام (نوای بینوایان) در سال ۲۰۲۰ میلادی در کلیفورینا به چاپ رسیده است.

این‌ هم نمونه‌ی کلام از ناجیه کریم:

آشنا

ترسم چو خویش واله و شیدا کنم ترا

مجنون به کوه و دامن صحرا کنم ترا

چشمم نگشت آیینه دار جمال تو

با سیل اشک خویش تماشا کنم ترا

خواهم شبی به بستر گلها گذر کنی

تا آشنا بعالم رویا کنم ترا

پنهان ز دیده‌ام چو شوی ماه شب افروز

با مهر حسن خویش هویدا کنم ترا

ای یوسف عزیز ببازار گلرخان

خواهم هزار مرتبه رسوا کنم ترا

ای کاش سبزه بردمد از خاک تیره‌ام

ای کاش سبزه بردمد از خاک تیره‌ام

تا زیب و زینت قد و بالا کنم ترا

زیبا شود ز گلشن رویت ترانه‌ام

رویای شعر شاعر تنها کنم ترا

بیشتر بخوانید:

خاتول مومند

خاتول مومند شاعری که در اشعارش همه چیز زن را در مخاطره قرار داده است و در اشعار او مخاطب‌های متکثری مشهود است در سال ۱۳۶۱ خورشیدی چشم به دنیا گشود. دوره‌ی ابتدایی را در مکتب استقلال کابل آغاز کرد و دوره‌ی متوسطه را در مکتب فردوسی ناتمام رها کرد و با خانواده‌اش راهی مهاجرت ناخواسته گردید. مدتی در پاکستان خانه به دوش و سرگردان بود. تا که بسوی ناروی آمد و تا امروز در همین کشور زنده‌گی می‌کند. تحصیلات‌اش را به پایان رسانده و فعلا مصروف آموزگاری است.

خاتول مومند دختری زیبای به نام باران دارد، که بزرگ‌ترین قوت قلبش است.

درشعر خاتول مومند به بیان ساده‌ای می‌رسیم که مفاهیم بزرگی را در برگیرد و در بخشی از شعر بلند او «من زن هستم» این مخاطب کاملا قابل شناسایی است.

من زن هستم

من زنم

حکمی

طبعيت مرا انسان

دنيا مرا زن

و مذهب مرا فرمانبردار خواند

خداوند مرا آفريد

تا دنيای ناتكمیلش را

كامل گردانم

و مرد را سایه وار همراه باشم

صاحب تقدیر مرا

گاهی دختر

و گاه مادر

خواهر و همسر

در هر قالب مرا آزمود

اما

در هر رنگ مرا ناتوان خواند

خواستم درب ستم را بشکنم

دستم را شکستند

و زنده به گورم کردند

چرا من از گوری به گوری فرستاده می‌شوم؟

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام –  توئیتر

منابع: صدای سوخته و خبرگزاری فارس

نویسنده: نرگس هاشمی

مطلب پیشنهادی:

افسر رهبین شاعر افغان

نگاهی به “کنگینه”؛ مجموعه‌ی غزل‌های استاد محمد افسر رهبین

جاوید فرهاد شاعر و منتقد نام آشنای افغانستان، افسر رهبین را از استادان شعر امروز افغانستان‌ می‌خواند...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *