قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری
Fengye College Center
خانه / عمومی / مقاله ها / سرگرمی / طنز و حکایت هفته ۶۲۲
طنز و حکایت هفته

طنز و حکایت هفته ۶۲۲

نکته مثبت هفته

درنهایت خودت باید قهرمان زندگی خودت باشی! چون بقیه سخت مشغول نجات دادن خودشان هستند!

حکایت هفته

«افکار عمومی»

افکار عمومی ازنظر دانشمندان علوم طبیعی، جانوری مشکل‌ساز است. هیچ قبل و بعدی ندارد. حتی خصوصیات کفتار را هم نمی‌توان به او نسبت داد که پیشینه‌اش به جانوران مابعد یا ماقبل خود بازنمی‌گردد. نتیجه‌گیری اینکه سر درآوردن از چگونگی تولیدمثل افکار عمومی به‌هیچ‌عنوان کار ساده‌ای نیست.

افکار عمومی بسیار شبیه به نماینده است. می‌توان آن را به جنبش قبل از جریان ساز شدنش شبیه دانست. کمی از خصوصیات تابناک را هم در خود دارد؛ اما قطعاً نمی‌توان گفت که افکار عمومی شبیه یکی از جانوارنی‌ست که به آن‌ها اشاره کردیم.

او بیشتر به خاطر داشتن سیستم گوارشی‌اش موردتوجه قرار گرفته است. افکار عمومی نشخوار می‌کند و سه شکم دارد، اما فقط غذاهای نرم و آبکی را می‌خورد، زیرا سنگدانی برای هضم غذاها و واقعیت‌های سفت و سخت ندارد. او اسکلت درست‌وحسابی ندارد و تعداد استخوان‌های بدنش اندک است. درباره‌ی افکار عمومی، عموماً گفته می‌شود که فقط به نظر می‌آید که هست. به همین دلیل، وقتی از بین می‌رود، از بدنش جز پودری نرم و خاکستر مانند برجای نمی‌ماند و درنتیجه نمی‌توان او را بعد از مرگ به‌راحتی کالبدشکافی کرد (یا حتی روی او روانکاوی انجام داد).

Aviron

 

«تابناک»

تابناک اولین بار در ارتفاعات رؤیت شد و مهم‌ترین خصوصیتش رازآلود بودنش است، انگار با جهان دیگری در ارتباط باشد. تابناک بعدها به حوزه‌ی قهرمانان وارد شد. حالا دیگر سلحشوران و مبارزان باید به هاله‌ای از شکست‌ناپذیری به میدان می‌آمدند. به همین علت، تابناک تدریجاً از ارتفاعات فاصله گرفت، تنزل یافت و به پایین و به میدان مبارزه کشیده شد و به حوزه‌ی مذهب و سیاست رفت. رهبران همه‌ی این حوزه‌ها خواستار تابناک شدند.

اما تابناک به این عناوین افتخارآمیز بسنده نکرد. او پایین‌تر آمد و اهلی شد. انواع و اقسام مختلفی از تابناک‌ها پدیدار شدند. تابناکِ خانگی یا اهلی به همراه تابناکِ پرولتاریا و تابناک معمولی به وجود آمدند. زمانی که تابناکِ معمولی مرتکب خطا شد، معروف به تابناکِ انسانی شد.

مفسران تلویزیونی به شکلی غیرعادی از طرفداران پروپاقرص تابناک‌ها هستند. آن‌ها می‌توانند با دیدن تابناک از دور به‌سرعت او را تشخیص دهند؛ تقریباً همان‌طور که می‌توانند مقدارِ حرکتِ جنبشِ جریان ساز را بلافاصله مشاهده و محاسبه کنند؛ حتی در هوای مه‌آلود و بارانی.

جدا از بحث ماوراء طبیعی بودن یا نبودن و جدا از بحث تشریفاتی بودن یا کاربردی بودن تابناک‌ها، آن‌ها عموماً وضعیت روحی و مزاجیِ خوبی دارند و با سربلندی یکجا می‌ایستند؛ مانند بز، گذشته‌ی خود را به یاد دارند و سرشان را بالا نگه می‌دارند.

منبع: (جانورانِ سیاسی، یوجین مک‌کارتی و جیمز کیل‌پاتریک، ترجمه‌ی میترا هوشیار. تهران؛ نشر تاش، ۱۳۹۴)

هفته را دنبال کنید در: اینستاگرام تلگرام توئیتر

بیشتر بخوانید:

لطیفه‌های هفته

خوندنِ زبان این‌طوریه که تو سرت انگلیسی رو سلیس و روان با لهجه امریکن صحبت می‌کنی … دهنتو که باز می‌کنی انگار بورات از قزاقستان حرف میزنه!

خیلی دوست دارم برگردم ایران … ولی خوب هنوز خارج نشدم!

سرگرمیاگر این حس «نکنه مزاحمش بشمِ!» مزخرف نبود … من الآن داشتم با بچم کشتی می‌گرفتم که نوبت شستن ظرف‌ها رو بپیچونم.

رفتم پیش فالگیر می‌گم آیا کسی باهام ازدواج می‌کنه؟… فالگیر می‌گه: نه … گفتم: تو که هنوز کف دستمو ندیدی! … می‌گه صورتتو که دیدم!

وقتی ایرانی‌ها در حال خانه‌تکانیِ عید هستن … ۵٪ واقعاً در حال تمیز کردنیم … ۱۰٪ فقط غر می‌زنیم که مجبور شدیم خونه‌تکونی کنیم … ۱۰٪ به غلط کردن میُفتیم که اصلاً چرا این تصمیم رو گرفتیم … ۷۵٪ هم با وسایلی که زیر تخت و کمد پیدا کردیم و خیلی وقت پیشا گمشون کرده بودیم مشغولیم!

به ننم می‌گم: بستنی داریم؟ میگه: طبقه دوم فریزره … دو ساعت گشتم می‌گم نیست، اومد از طبقه سوم درآورد، می‌گه: کوری؟! … می‌گم: این طبقه سومه، میگه: اولی که حساب نیست! … آخه مگه ساختمونه؟!

پزشکا می‌گن خوردن چای در شب معده رو اذیت م‌ کنه … طرف می‌گه معده از کجا می‌دونه شبه؟ … حقیقتاً من حرف طرف رو بیشتر قبول دارم.

زمونه جوری شده زن ۴۰ ساله رو می‌بینی انگار ۱۴ سالشه … پسر می‌بینی انگار دخترِ … دختر می‌بینی انگار پسره … بعد می‌گن چرا دیوونه شدی!

نکته هفته

من هرگز نمی‌گویم در هیچ لحظه‌ای از این سفر دشوار، گرفتار ناامیدی نباید شد. من می‌گویم: به امید بازگردیم، قبل از اینکه ناامیدی، نابودمان کند.

نقل‌قول هفته

مارتین لوترلینگ: ایمان یعنی برداشتن اولین قدم، در حالی که تمام راهتان در تاریکی است.

ضرب‌المثل هفته

پارسی: تا رنج تحمل نکنی گنج نبینی، تا شب نرود صبح پدیدار نباشد. (سعدی)

افغانی: آدم کَر دو بار می‌خندد (یک‌بار وقتی‌که می‌بیند دیگران می‌خندند و بار دیگر وقتی‌که می‌فهمد چرا می‌خندند!)

شعر طنز هفته

«هرکس به‌حکم عشق و علاقه به کشورش»

هرکس به‌حکم عشق و علاقه به کشورش

لابد شده‌ست عاشق آن مثل مادرش

دل آن‌چنان سپرده به دریای مهر او

حتی شده‌ست عاشق ارض شناورش!

مانند بهمنی که به دریای شهر خویش

دارد علاقه‌ای که برادر به خواهرش

من هم درست مثل همین شاعر بزرگ

دارم کمی علاقه به دریا و بندرش

کردن فدای آن‌ور این کشور عزیز

بخشی از این علاقه که دارم به این‌ورش

بی‌شبهه درد می‌کند عضوی ز پیکرم

وقتی‌که درد می‌کند عضوی ز پیکرش

از خطّۀ شمال بیا تا تهِ جنوب

از باختر گرفته برو تا به خاورش

من عاشقم به هرکه در اینجا نفس‌کش است

هم عاشقم به گاو و به گوساله و خرش

می‌سازمش، اگر شده با صادرات نفت!

می‌سازم از گذشتۀ آن، باصفاترش

دستم اگر به بوق مگانش نمی‌رسد

جانم فدای دندۀ پیکان پنچرش

منبع: (فیض‌بوک، ناصر فیض. تهران؛ شرکت انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۲)

نویسنده: هفته

مطلب پیشنهادی:

سرگرمی

طنز و حکایت هفته ۶۲۵

مولانا: زرد شدست باغ جان از غم هجر چون خزان، کی برسد بهار تو تا بنماییش نما!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *